دقت کردین که یک سری افراد ویژگی هایی تو وجودشون دارن که حتی شاید خودشونم متوجش نیستن.
و دقتی هم رو این مسئله ندارن، این که فکر میکنن از دیگران بهترن و مهمتر هستن، نه تنها به خودشون آسیب میزنن، بلکه باعث میشه روابطشون با بقیه هم خراب بشه.
خب حالا به این خصوصیات میگن تکبر.
تکبر توی رفتارهایی مثل تحقیر دیگران، بحثهای بیفایده، دستور دادن زیاد، توقعات بالا و حتی فریاد زدن خودشو نشون میده و یک جورایی خودشو لو میده و ما میفهمیم که شخص دچار این خصوصیت بد شده.
حالا تو این مقاله میخوایم بررسی کنیم که تکبر چطور زندگی رو خراب میکنه و چه کاری باید انجام بدیم که این رفتار رو کنار بذاریم و تبدیل به یه آدم بهتر بشیم.
خب میدونم که تقریبا متوجه شدین تکبر یعنی چی ولی بازم بیاین یکم درموردش اطلاعات بیشتری داشته باشیم.
تکبر یعنی چه؟ تکبر یعنی وقتی کسی خودش رو از بقیه بالاتر میبینه و فکر میکنه که بهتر از دیگران هست.
این افراد معمولاً به نظر و احساسات دیگران اهمیتی نمیدن و فقط به خودشون توجه دارن.
تکبر میتونه از کمبود اعتماد به نفس بیاد، یعنی شاید توی دلشون حس ضعف داشته باشن و برای پوشوندن اون، خودشون رو بزرگتر از چیزی که هستن نشون میدن.
اما در کل، تکبر باعث میشه که روابط خراب بشه چون وقتی به دیگران احترام نمیذاری، دیگه نمیتونی باهاشون ارتباط خوبی برقرار کنی. توی بیشتر فرهنگها و حتی در دینها هم به تواضع و فروتنی تاکید میکنن، چون این ویژگی باعث میشه آدمها بهتر با هم کنار بیان و همدیگه رو درک کنن.
فصل اول: آثار تکبر
1_ کم شدن عقل؛ شخصیت ناپایدار:
تکبر میتونه باعث بشه که آدم کمکم از عقل و درکش فاصله بگیره.
یعنی وقتی کسی فکر میکنه همیشه حق با خودشه و از دیگران هیچ چیز یاد نمیگیره، به مرور زمان دچار خطاهای زیادی میشه.
چون وقتی تکبر داری، دیگه نمیخواهی نظرات یا پیشنهادات بقیه رو بشنوی و فکر میکنی که همه چیز رو خودت میدونی.
این باعث میشه که نتونی درست قضاوت کنی و خیلی وقتها اشتباه کنی، چون هیچ توجهی به دیدگاههای متفاوت نداری.
در واقع، تکبر باعث میشه که آدم به جای رشد و یاد گرفتن، در همون نقطه متوقف بشه و هیچ پیشرفتی نداشته باشه.
عقل و درک آدم وقتی بیشتر میشه که بتونه از دیگران یاد بگیره و با دیگران گفتگو کنه.
وقتی تکبر داری، این امکان رو از دست میدی.
2_خواری و ذلت:
تکبر ممکنه توی ظاهر آدم رو بزرگ و برجسته نشون بده، اما در باطنش چیزی جز خواری و ذلت به همراه نمیاره.
وقتی کسی خودش رو بالاتر از بقیه میبینه، فکر میکنه همه باید به خواستههاش توجه کنن، اما همین تکبر در نهایت باعث میشه که از واقعیات دور بشه و فقط یه تصویر کاذب از خود بسازه.
اونهایی که به دیگران هیچ ارزشی نمیدن و خود رو از همه برتر میدونن، به تدریج دوستان و اطرافیانشون رو از دست میدن.
هیچ وقت نمیتونن ارتباطات واقعی و عمیق برقرار کنن، چون همیشه دیوار تکبر بینشون و دیگران قرار داره.
این یعنی وقتی به مشکلی برخورد میکنن، هیچ کس نیست که دستشون رو بگیره یا ازشون حمایت کنه.
این احساس "من از همه مهمترم" روزی میرسه که تبدیل به احساس تنهایی، ضعف و خواری بشه.
تکبر به جای اینکه آدم رو بالا ببره، به زودی اون رو از درون نابود میکنه.
در نهایت، کسی که فکر میکنه برتر از همهست، همون فردی میشه که هیچ عزت و احترام واقعی رو از دیگران نخواهد داشت.
3_ تنفر مردم:
وقتی کسی خودش رو از بقیه بالاتر میبینه، به مرور زمان باعث میشه که دیگران ازش فاصله بگیرن و احساس تنفر پیدا کنن.
چرا؟ چون این رفتار باعث میشه که اون فرد به کسی توجه نکنه، به احساسات و نیازهای دیگران اهمیت نده و دائم به بقیه نگاه تحقیرآمیز داشته باشه.
این طوری، به جای اینکه محبوب بشه یا دوست داشته بشه، مردم ازش دور میزنن و حس میکنن که باهاش نمیخوان ارتباط داشته باشن
تنفر مردم از فرد متکبر از همون جایی میاد که اون فرد همیشه خودشو برتر از دیگران میدونه و به هیچ وجه تواضع یا فروتنی نشون نمیده.
وقتی کسی بدون درک احساسات دیگران فقط به خودش فکر کنه، کمکم باعث میشه که اطرافیانش ازش دلخور بشن و احساس کنن که اون شخص فقط به منافع خودش اهمیت میده و اصلاً به فکر دیگران نیست.
در نهایت، این نوع خصوصیت باعث میشه که روابط خراب بشه و مردم از اون فرد دلخور بشن، چون هیچ کس دوست نداره با کسی که خودش رو از همه بالاتر میدونه، زندگی کنه یا کنار بیاد.
این تنفر کمکم به یک احساس عمومی تبدیل میشه که فرد توش تنها میمونه و این خودش یکی از بدترین عواقب تکبره
اگر دقت کرده باشین استاد در قسمت هفتم یک شخصیت پایدار اثار تکبر رو به طور مفهومی و با مثال های خوب گفتن و این سه گزینه رو به راحتی توضیح دادن.
فصل دوم: نشانه های تکبر
1_تحقیر مردم:
تحقیر مردم یکی از نشانههای بارز این رفتاره.
وقتی کسی که این اخلاق داره، همیشه در تلاشه تا دیگران رو دستکم کنه و خودش رو بالاتر از اونها نشون بده.
ممکنه حتی با کلمات یا رفتارهایی که به ظاهر ساده به نظر میرسه، به دیگران بیاحترامی کنه.
برای یه فرد متکبر، هیچ چیزی مهمتر از این نیست که احساس کنه از بقیه برتره، حتی اگه این یعنی اینکه دیگران رو خرد و تحقیر کنه.
این افراد ممکنه به کسانی که پایینتر از خودشون میبینن، به چشم ابزار یا وسیلهای برای بزرگ کردن خودشون نگاه کنن.
در نتیجه، همیشه تلاش میکنن تا دیگران رو ضعیف نشون بدن یا جلوی اونها احساس حقارت به وجود بیارن.
اما این کارها فقط نشون میده که در واقع، خودشون از درون احساس ضعف میکنن و برای جبرانش، به تحقیر دیگران پناه میبرن.
در نهایت، تحقیر مردم نه تنها باعث میشه که رابطههای انسانیشون نابود بشه، بلکه باعث میشه که خودشون در یک دایرهی بیپایان از خودخواهی و نارضایتی گیر بیفتن.
هیچ چیزی از این بدتر نیست که آدمی با این کارا خودش رو بزرگ کنه، در حالی که در واقع، خودش کوچکترین فردی هست که میشه تصور کرد.
2_ جدل کردن:
وقتی کسی همیشه درگیر بحث و جدل میشه، نشونه اینه که نمیتونه یا نمیخواد به نظرات دیگران احترام بذاره.
و فرد حس میکنه همیشه باید حرف آخر رو بزنن و به هیچ وجه نمیخوان قبول کنن که ممکنه اشتباه کنن یا دیدگاههای متفاوت هم وجود داشته باشه.
اینجور آدمها همیشه در تلاشن تا حرف خودشون رو به هر قیمتی به کرسی بنشونن، حتی اگه لازم باشه برای این کار دائماً با بقیه درگیر بشن
این جدلهای بیپایان نه فقط وقت و انرژی هدر میدن، بلکه باعث میشن آدمهای اطراف از فرد متکبر فاصله بگیرن.
چون هیچ کس دوست نداره دائم در حال بحث با کسی باشه که هیچ وقت نمیخواد به حرفهای دیگران گوش بده و همیشه فکر میکنه خودش درستتر از همه است.
در واقع، وقتی یکی همیشه درگیر جدل میشه، نشون میده که بهجای گوش دادن و یاد گرفتن، فقط به دنبال تایید خودشه.
این جدلها به هیچ جا نمیرسن، جز این که روابط رو خراب میکنن و باعث میشن اطرافیان از فرد متکبر دور بشن.
یه نفر با تواضع و فروتنی همیشه راحتتر میتونه با دیگران ارتباط برقرار کنه، ولی یه فرد متکبر تنها چیزی که میسازه، یک دنیای پر از تنش و تضاده.
امام صادق (علیهالسلام) در یک روایت گفته اند:
هر کس که در بحث و جدل بر سر چیزی پافشاری کند که در آن علم ندارد، در حقیقت عقل خود را از دست میدهد و از مسیر هدایت دور میشود
این حدیث به خوبی نشون میده که جدل کردن بدون دانش و آگاهی، نه تنها انسان رو به حقیقت نمیرسونه، بلکه باعث گمراهی و انحراف فکر میشه.
امام صادق (علیهالسلام) با این فرمایش، ما را از ورود به جدلهای بیفایده که تنها موجب فساد عقل و ذهن میشه، برحذر میداره.
حالا بحث کردن و جدل کردن چه فرقی میکنه؟
بحث کردن یعنی دو نفر یا بیشتر با هدف تبادل نظر و رسیدن به نتیجهای منطقی با هم صحبت میکنن.
توی یه بحث سالم، همه طرفها گوش میدن، حرفهای همدیگه رو درک میکنن و هدف اینه که حقیقت یا راهحل بهتری پیدا بشه.
در بحث هیچکسی نمیخواد دیگری رو شکست بده، بلکه بیشتر تلاش میشه که همدیگه رو درک کنن و به یه توافق برسند.
اما جدل کردن یه چیز دیگهست.
جدل یعنی دو نفر فقط برای پیروزی در گفتوگو، بدون هیچ هدف منطقی، شروع میکنن به جنگیدن با کلمات.
در جدل، هیچکسی به حرفهای طرف مقابل اهمیت نمیده، فقط میخوان ثابت کنن که خودشون درستتر از بقیهان.
هدف از جدل این نیست که به حقیقت برسیم یا به درک جدیدی برسیم، بلکه فقط میخواهیم طرف مقابل رو شکست بدیم.
پس فرق اصلی اینه که در بحث، هدف یاد گرفتن و رسیدن به حقیقته، ولی در جدل، فقط میخواهیم برنده باشیم و طرف مقابل رو از میدان بیرون کنیم، حتی اگر این باعث خراب شدن رابطهها بشه.
3_امر ونهی زیاد:
وقتی از "امر و نهی زیاد" صحبت میکنیم، منظور اینه که یه نفر دائم در حال دستور دادن به دیگرانه و میخواد همه کارها رو طبق میل خودش پیش ببره.
این آدمها فکر میکنن که همیشه حق با خودشونه و باید دیگران طبق خواستههای اونها عمل کنن.
ممکنه به راحتی به دیگران بگن چی باید بکنن یا چی نباید بکنن، بدون اینکه به احساسات یا نظرات اونها توجهی داشته باشن.
مثلا همیشه در حال گفتن «این کارو بکن»، «اون کارو نکن»، بدون اینکه از کسی بپرسن که خودش چطور فکر میکنه یا چه نیازی داره.
این رفتار باعث میشه که اطرافیان خیلی زود از اون فرد فاصله بگیرن.
هیچ کسی دوست نداره همیشه زیر دستورات یکی دیگه باشه، مخصوصاً وقتی که اون یکی اصلاً به خواستهها و نظرات دیگران احترام نمیذاره و فکر میکنه فقط خودش میدونه چی درسته.
اینطور آدمها، به جای اینکه با دیگران همکاری کنن، همه چیز رو به خواستههای خودشان محدود میکنن و انگار دنیای اطرافشون فقط باید مطابق میل اونها بچرخد.
در نهایت، همین رفتار باعث میشه که روابط خراب بشه و احترام متقابل از بین بره.
کسی که همیشه در حال دستور دادن و فرمان دادن به دیگرانه، به مرور زمان خودشو از بقیه جدا میکنه و رابطههاش رو از دست میده.
هیچ کس نمیخواد دائم تحت فشار باشه و احساس کنه که هیچوقت به نظرش اهمیت داده نمیشه.
اینجوری فرد متکبر به جایی میرسه که تنها میمونه و دیگه هیچ کسی به حرفش گوش نمیده.
4_توقع زیاد:
توقع زیاد یکی از نشانههای تکبره.
وقتی کسی تکبر داره، همیشه انتظار داره که بقیه همه چیز رو طبق میل اون انجام بدن و هیچ وقت راضی نیست.
این افراد به راحتی از دیگران میخوان که بیش از حد بهشون توجه کنن، حتی بدون اینکه خودشان چیزی به دیگران بدهند.
مثلاً ممکنه همیشه انتظار داشته باشن که همه کارها برای اونها انجام بشه، یا وقتی چیزی از کسی میخوان، توقع دارن که بدون هیچ سوالی انجام بشه.
این توقع زیاد معمولاً باعث میشه که فرد هیچوقت از داشتههاش راضی نباشه و همیشه به دنبال چیزی بیشتر باشه.
وقتی آدم از بقیه بیشتر از حد انتظار داشته باشه، روابطش با دیگران به شدت تحت تاثیر قرار میگیره.
چون هیچ کس نمیتونه همیشه در حال دادن و فداکاری برای کسی باشه که هیچ وقت نمیتونه راضی بشه و همیشه چیزی بیشتر میخواد.
این رفتار باعث میشه که اطرافیان احساس کنن هیچ وقت نمیتونن به توقعات اون فرد پاسخ بدن و کم کم ازش دور میزنن.
در نهایت، کسی که همیشه توقعات غیرواقعی از دیگران داره، خودشو توی یک دایره بسته از نارضایتی میندازه.
هیچ وقت از چیزی راضی نمیشه و همیشه احساس میکنه که از دیگران کممحلی میشه، در حالی که خودش هم هیچ تلاشی برای بهبود روابطش نمیکنه.
5_فریاد زدن و بی ادبی کردن:
فریاد زدن و بیاحترامی یکی از نشانههای واضح تکبره.
وقتی کسی خودشو از دیگران بالاتر میبینه، فکر میکنه میتونه هر طور که میخواد با بقیه رفتار کنه، حتی اگه این به قیمت بیاحترامی و فریاد زدن باشه.
این افراد وقتی نمیتونن چیزی رو به روش خودشون پیش ببرن، معمولاً به جای آرامش، شروع میکنن به فریاد زدن یا بدرفتاری کردن تا احساس کنن که قدرت دارن و کنترل دست خودشونه.
این کار باعث میشه که اطرافیان احساس کنن که با فردی روبهرو هستن که هیچ ارزشی برای احساسات و نظرات دیگران قائل نیست.
چون هیچ کس دوست نداره که دائم زیر فشار فریادها و بدزبانیهای یکی دیگه باشه.
این رفتار نه تنها به روابط آسیب میزنه، بلکه باعث میشه که احترام و محبت از بین بره.
افرادی که به طور مداوم فریاد میزنن و بیادبانه رفتار میکنن، فکر میکنن که با این کار میتونن خودشون رو به بقیه تحمیل کنن، ولی در حقیقت تنها چیزی که به دست میارن، دور شدن دیگران از خودشونه.
در نهایت، کسی که همیشه با فریاد و بیاحترامی حرف میزنه، نه تنها احترام دیگران رو از دست میده، بلکه خودش هم هیچ وقت احساس آرامش و رضایت نمیکنه.
داستانک:"غرور و شکست"
مردی به نام بهرام در شهری بزرگ زندگی میکرد.
همه او را میشناختند؛ تاجر موفقی بود که همیشه از خودش میگفت و هیچکس نمیتوانست به پای او برسد.
بهرام همیشه در مهمانیها از همه بهتر بود، لباسهای شیک میپوشید و دائم به دیگران نشان میداد که چقدر برتر از بقیه است.
یک روز، بهرام با یک مشکل بزرگ مواجه شد.
کسبوکارش در حال سقوط بود و دیگر مشتریها به سراغش نمیآمدند.
وقتی به دیگر تجار و دوستانش پیشنهاد کمک دادند، با غرور و بیاعتنایی گفت: من نیازی به کمک شما ندارم، من خودم میدانم چطور این مشکل رو حل کنم.
اما زمان گذشت و بهرام به ته درهای افتاد که خود را در آن حبس کرده بود.
روزها در اتاقش تنها نشسته بود و غرورش را بیشتر از همیشه احساس میکرد.
تا اینکه روزی یکی از کسانی که همیشه به بهرام تحقیر میکرد، به نام آریا، به او پیشنهاد کمک داد.
آریا گفت: غرور فقط تو رو به جایی نمیرسونه، به کمک نیاز داری، من میتونم کمکت کنم.
بهرام که دیگر به شدت خسته و شکستخورده بود، در نهایت قبول کرد که کمک بگیرد.
اما زمانی که در کنار آریا شروع به کار کرد، دید که همه چیز به راحتی تغییر میکند.
آریا نه تنها کمک کرد، بلکه به او یاد داد که چطور از تجربههای دیگران استفاده کند و از تکبر فاصله بگیرد.
روزها گذشت و بهرام یاد گرفت که هر شکست، فرصتی برای یادگیری و رشد است.
او دیگر نه تنها از دیگران کمک میگرفت، بلکه از موفقیتهایش با تواضع و احترام صحبت میکرد
فصل سوم: درمان تکبر
1_ جدل ممنوع:
"جدل ممنوع" یعنی دیگه نباید وارد بحثهای بیفایده و جنگ کلامی بشیم.
وقتی حرف از جدل میاد، منظور اینه که انسانها شروع میکنن به رقابت برای برنده شدن در بحث، نه برای رسیدن به حقیقت.
این یعنی هر کسی میخواد از دیدگاه خودش دفاع کنه بدون اینکه گوش بده و نظرات دیگران رو درک کنه.
با "جدل ممنوع" باید بفهمیم که بحثهای بینتیجه فقط انرژیهامون رو هدر میده و روابطمون رو خراب میکنه.
در واقع، وقتی میخوایم از این قانون پیروی کنیم، باید به این فکر کنیم که گاهی سکوت و فروتنی بهتر از حرف زدنه.
درسته که ممکنه حق با ما باشه، اما به جای اینکه دائم به دنبال اثبات خودمون باشیم، باید بتونیم از دیگران یاد بگیریم و در موقعیتهای مختلف با احترام و آرامش برخورد کنیم.
2_حق پذیری:
حقپذیری یعنی وقتی کسی به ما چیزی رو میگه که درست هست، حتی اگه سخت باشه، ما بتونیم اون رو بپذیریم و قبول کنیم.
این یعنی در برابر حقیقت ایستادن و از غرور و تکبر کنار کشیدن. وقتی ما حق رو میپذیریم، نه فقط به خودمون کمک میکنیم که بهتر بشیم، بلکه به بقیه هم نشون میدیم که برای دیدگاهها و نظرات دیگران احترام قائل هستیم.
در واقع، حقپذیری نشونه رشد و بلوغ ذهنیه.
یه آدم متواضع هر وقت بفهمه که چیزی که گفته شده یا انجام شده، درسته، بدون هیچ تعصبی میپذیره.
این کار نه تنها باعث میشه که روابط بهتری با دیگران داشته باشیم، بلکه باعث میشه خودمون هم توی مسیر بهتری حرکت کنیم.
این یعنی نترسیدن از اشتباهات و پذیرش اونها برای رشد بیشتر.
3_دنبال جایگاه نباش :
"دنبال جایگاه نباش" یعنی اینکه نباید همیشه به دنبال این باشی که در نظر دیگران جایگاه بالایی داشته باشی یا دائم بخوای خودتو برتر از بقیه نشون بدی.
این یعنی نباید همیشه بخوای مرکز توجه باشی یا تمام تلاشت رو بکنی که در چشم دیگران مهم به نظر بیای.
وقتی از این صحبت میکنیم، منظور اینه که آدم باید خودش رو بر اساس اصول و ارزشهاش بشناسه و نه بر اساس اینکه چه جایگاهی در نگاه دیگران داره.
چون دنبال جایگاه بودن باعث میشه که همهی تصمیمهات و رفتارات تحت تأثیر نظر دیگران قرار بگیره، و این ممکنه تو رو از مسیر واقعی خودت دور کنه.
به جای این که خودتو مقایسه کنی با دیگران و همیشه به فکر این باشی که چه جایگاهی داری، بهتره به خودت تمرکز کنی و ببینی چی درسته و چی به نفع خودت و دیگرانه.
وقتی دنبال جایگاه نباشی، میتونی با آرامش و صداقت بیشتری زندگی کنی و روابط بهتری بسازی.
4_تقدم در سلام:
تقدم در سلام" یعنی اینکه اول به دیگران سلام کنی، حتی اگه طرف مقابل از نظر سنی یا مقام اجتماعی از تو بالاتر باشه.
این یه علامت از تواضعه و احترام به دیگرانه، نشون میده که تو هیچ وقت خودتو بالاتر از بقیه نمیبینی.
در واقع، این کار یه نوع فروتنیه که از دل و جان میاد.
وقتی تو اول سلام میکنی، نشون میدی که به کسی که در مقابلته احترام میذاری، بدون اینکه منتظر باشی طرف مقابل اول سلام کنه یا نه.
در دین اسلام هم تاکید زیادی به این موضوع شده که باید در هر موقعیتی به دیگران سلام بدی، چون این کار نه تنها نشوندهنده احترام به دیگرانه، بلکه باعث گسترش محبت و ایجاد فضای مثبت در روابط میشه.
تقدم در سلام یعنی تو همیشه آمادهای که در هر شرایطی با محبت و احترام وارد صحبت بشی، بدون اینکه بخوای موقعیت اجتماعی یا مقام خودت رو به رخ بکشی.
5_ رفت و امد با ادم های ضعیف:
"رفت و آمد با آدمهای ضعیف" یعنی اینکه انسان باید با کسانی که ممکنه از نظر مالی، اجتماعی یا حتی جسمی در موقعیت پایینتری باشند هم رفتار محترمانه و محبتآمیز داشته باشه.
این یعنی کسی نباید به دلیل موقعیت اجتماعی یا اقتصادی دیگران، از ارتباط و معاشرت با اونها پرهیز کنه یا خودش رو از اونها بالاتر بدونه.
در واقع، این رفتار نشاندهنده اینه که فرد هیچ وقت خودش رو از بقیه جدا نمیکنه و به هیچ عنوان از کسی احساس برتری نمیکنه.
یکی از ویژگیهای مهم تواضع اینه که کسی خودشو بزرگتر از دیگران ندونه و با هر کسی که در شرایط سختی قرار داره، به یک اندازه رفتار کنه.
رفت و آمد با آدمهای ضعیف همچنین نشوندهنده اینه که آدم متواضع به این باور رسیده که هیچکسی کامل نیست و همه در یک مسیر مشابه قرار داریم.
این کار باعث میشه که روابط انسانی عمیقتر و محترمانهتر بشه و فرد هم از این معاشرتها چیزهای زیادی یاد بگیره.
6_ انجام کارهای شخصی:
"انجام کارهای شخصی" یعنی اینکه انسان خودش مسئول انجام کارهای روزمره و شخصی خودش باشه، بدون اینکه بخواد همیشه از دیگران کمک بگیره یا وظایفش رو به دوش دیگران بندازه.
این یعنی آدم نباید فکر کنه چون جایگاه بالاتری داره یا از بقیه مهمتره، میتونه کارهای خودش رو به دیگران محول کنه.
انجام کارهای شخصی نشونهی استقلال و خود کفاییه.
یعنی حتی اگر در موقعیت اجتماعی یا کاری خاصی قرار داری، باید بتونی کارهایی مثل خرید، تمیز کردن، مرتب کردن یا حتی کارهای ساده روزمره رو خودت انجام بدی و به دیگران فشار نیاری.
این رفتار باعث میشه که خودت احساس مسئولیت کنی و هیچ وقت از انجام وظایف خودت شونه خالی نکنی.
اینکه انسان کارهای شخصی خودش رو انجام بده، به نوعی نشوندهنده تواضع و احترام به خودشه، چون اینطور نیست که بخواد خودشو از بقیه جدا کنه یا احساس کنه که کارهای کوچکتر از شأن اون هست.
در واقع، این کار نشون میده که حتی بزرگترین افراد هم در کارهای ساده روزمره شریک هستن و برای انجام هر کاری ارزش قائلان، اگر دوره های شخصیت پایدار رو دیده باشین این مطالب رو بهتر درک میکنین چون در دوره ها استاد با مثال های جذابشون این مسائل رو توضیح میدن.
7_ کمتر امر ونهی کن:
"کمتر امر و نهی کردن" یعنی اینکه آدم نباید دائم به بقیه دستور بده یا بخواد همهچیز رو طبق میل خودش پیش ببره.
بعضی وقتها وقتی کسی حس میکنه از بقیه بالاتر یا مهمتره، شروع میکنه به دادن دستور و فرمان، بدون اینکه به نظرات یا احساسات دیگران توجه کنه.
این رفتار باعث میشه که دیگران احساس کنن همیشه تحت فشار هستن و هیچوقت به حرفشون گوش داده نمیشه.
کمتر امر و نهی کردن یعنی احترام گذاشتن به آزادی دیگران و اجازه دادن به اونها که خودشون تصمیم بگیرن و اشتباه کنن.
هر کسی حق داره نظرات و انتخابهای خودش رو داشته باشه و کسی که دائم به دیگران امر و نهی میکنه، در حقیقت خودش رو در موقعیت قضاوتکننده قرار میده، که این باعث میشه روابط به هم بریزه و اعتماد از بین بره
در عوض، وقتی کمتر امر و نهی میکنیم، نشون میدیم که به آزادی و استقلال دیگران احترام میذاریم و اعتماد بیشتری به اونها داریم.
این کار باعث میشه که فضای روابط دوستانهتر، صمیمیتر و سالمتر بشه.
خیلی وقتها، بهتره به جای اینکه دائم به دیگران بگیم چی کار بکنن، با مهربانی و همدلی راهنمایی کنیم تا خودشون به نتیجه برسن.
"إِذَا لَقِيتُمْ أَخَاكُمْ فَسَلِّمُوا عَلَيْهِ، وَ إِن سَبَقَكُمْ فَسَلِّمُوا عَلَيْهِ أَوَّلًا".
ترجمه: وقتی با برادر مسلمان خود ملاقات میکنید، سلام کنید و اگر او شما را پیش از شما سلام داد، شما اول سلام کنید.
این روایت نشون میده که پیامبر اسلام به پیشی گرفتن در سلام توصیه میکردن، حتی اگر طرف مقابل شما بود که اول سلام کرده است. این عمل باعث ایجاد فضای محبتآمیز و برادری در جامعه میشه و نشانهای از تواضع و فروتنی است.
8_بازی با بچه ها:
بازی با بچهها یعنی اینکه وقتی با بچهها وقت میگذرونی و باهاشون بازی میکنی، نه تنها اونها خوشحال میشن، بلکه این کار نشون میده که خودت هم توی دنیای ساده و بیدغدغهی بچهها غرق میشی.
یعنی همیشه نباید فکر کنی که چون بزرگتری باید خودتو از این دنیای شاد دور نگه داری.
این رفتار باعث میشه بچهها احساس کنن که برای بزرگترها مهم هستن و درک میشن.
وقتی با بچهها بازی میکنی، هم خودت از انرژی و شادی اونها بهره میبری و هم به بچهها یاد میدی که هیچوقت نباید از بزرگترها فاصله بگیرن یا فکر کنن که بزرگترها همیشه جدی هستن.
این کار باعث میشه روابطتون صمیمیتر بشه و بچهها به محبت و احترام بیشتر پی ببرن. در کل، بازی با بچهها یعنی وارد دنیای بیریا و ساده اونها بشی و ازش لذت ببری!
حرف آخر:
در نهایت، میخواهیم بگیم که تکبر اصلاً به نفع هیچکس نیست.
این که بخوایم دائم خودمون رو از دیگران بالاتر بدونیم نه تنها ما رو توی موقعیتهای اجتماعی خراب میکنه، بلکه باعث میشه خودمون از رشد و پیشرفت باز بمونیم.
با کمی تغییر در رفتار مثل احترام به دیگران، پذیرش اشتباهات خودمون و رفتارهای سادهای مثل سلام دادن و بازی با بچهها میتونیم تبدیل بشیم به آدمهای بهتری که نه تنها خودمون، بلکه اطرافیانمونو خوشحال میکنیم.
این تغییرات کوچیک در نهایت زندگیمون رو خیلی بهتر و روابطمون رو قویتر میکنه.
