آزمون سخت شیعه: امامت در سن خردسالی؟!!
امامت، منزلتی الهی و غیرمادی
امامت، موهبتی الهی است که خداوند به افراد برگزیده اعطا میکند.
حقیقت امامت، روح و حقیقتی معنوی است، مشابه روحی که خداوند در وجود حضرت آدم(ع) دمید.
در این میان، کالبد جسمانی (بدن) نباید همچون حجابی، ما را از درک حقیقت امامت باز دارد.
زمانی که روح امامت به یک شخص منتقل میشود، آن فرد، بالفعل امام است؛ سن ظاهری او، اعم از خردسالی یا کهنسالی، تفاوتی در مقام او ایجاد نمیکند و صرفاً صحنهای برای امتحان و سنجش ایمان ماست.
امام، با هر سن و سالی، همان امام است و تمام قوای امامت را داراست.
در شبهای قدر، این جبرئیل و «روح» هستند که در محضر همین امام نازل میشوند.
همانگونه که فرشتگان و پرچمداران عالم ملکوت با تواضع، تدبیر امور خود و مأموریتهای بزرگشان را بدون چونوچرا با امام هماهنگ میکنند و امتحان خود را با موفقیت پشت سر میگذارند، ما نیز باید چنین رابطهای را با امام برقرار کنیم.
امتحانی دشوار برای جامعه شیعه
خداوند متعال، همانند امتحانی که از ملائکه گرفت، این بار جامعه مؤمنین (شیعه) را آزمود؛ یعنی امامشان را در قالب جسمی که به ظاهر خردسال است، قرار داد.
این آزمایشی بسیار سنگین بود.
جالب اینجاست که دوره امامت حضرت جواد(ع) یکی از ادواری است که در آن، انشعاب و تفرقهی جدی در جامعه تشیع رخ نداد.
این نشان میدهد که شیعیان، این آزمون دشوار را بهخوبی پشت سر گذاشتند و از سوی دیگر، خود امام نیز توانستند مقام امامت را به بهترین شکل ممکن، به ظهور و اثبات برسانند.
علمای بزرگ شیعه که حتی شاگردی امام صادق(ع) را نیز تجربه کرده بودند، از مقلّدین صرف نبودند، بلکه امامت در وجود امام جواد(ع) به گونهای تجلی کرد که تمام شئون امامت در سن نهسالگی در ایشان محقق شد؛ همان شئونی که در ۶۳ سالگی در امیرالمؤمنین(ع) یا در ۶۵ سالگی در امام صادق(ع) وجود داشت.
حضرت جواد (ع) به گونهای جامعه شیعه را رهبری و اداره کردند که در زمان ایشان، فرقهگرایی و انشعاب اتفاق نیفتاد و انشعابات پس از ایشان نیز بسیار محدود بود.
شیعه از این امتحان سربلند بیرون آمد و امام جواد (ع) خود مظهر تثبیت اعتقادات امامیه شدند.
امام رضا (ع) درباره ایشان فرمودهاند:«خداوند فرزندی به برکت جوادالائمه (ع) به شیعه نداده است.» این نکتهی لطیفی است که کفایت میکند بر امامت ایشان در سن نُهسالگی.
ایشان صرفاً یک نایبالسلطنه نبودند؛ بلکه با رهبری واقعی خود در سن نهسالگی، تودهی عظیمی از شیعیان را که در حال درگیری با دستگاه بنیعباس بودند، بهخوبی مدیریت کردند، بهطوری که امامت ایشان را کاملاً لمس کرده و با هدایت ایشان رو به جلو حرکت کردند.
بلوغ شیعه در عصر امام رضا (ع)
در پی نشر و احیای معارف ناب اهل بیت (ع) در دوره امام رضا (ع)، جامعه شیعه به قابلیتی رسید تا برای اولین بار با امامت یک خردسال آزموده شود و از این آزمایش سربلند بیرون آید.
شیعه در زمان امام رضا (ع) آنچنان به بلوغ رسیده بود که پس از شهادت ایشان، انشعاب جدی دیگری میان شیعیان پدیدار نشد؛ در حالی که سه تن از امامان پس از ایشان (امام جواد، امام هادی و امام عصر علیهم السلام) در ابتدای امامت خود خردسال بودند.
این پذیرش، تصادفی نبود؛ بلکه نشاندهنده رشد جامعه شیعه در درک عمیقتر معنای امامت و ظرفیت بالاتر تحمل ولایت بود.
این بلوغ، محصول معارف و «تصرفات»ی است که امام رضا (ع) طی هجرتشان از مدینه به مرو، در اختیار شیعیان قرار دادند و ظرفیت آنها را تا حد اطاعت از امام خردسال ارتقا بخشیدند.
جای شگفتی است که حتی علمای بزرگ شیعه و شاگردان امام صادق (ع) نیز در برابر امامت امام جواد (ع) تسلیم شدند.
ازدواج امام جواد (ع) و اهداف مأمون
مأمون عباسی، دختر خود، اُمُّالفَضل را به عقد امام جواد (ع) درآورد. برخی روایات، زمان عقد را در سال ۲۰۲ یا ۲۱۵ قمری ذکر کردهاند.
ابنکثیر، تاریخنگار اهلسنت، میگوید خطبه عقد در زمان حیات امام رضا (ع) خوانده شد، اما مراسم ازدواج در سال ۲۱۵ قمری در شهر تکریت عراق برگزار گردید.
این ازدواج بنا بر درخواست مأمون صورت گرفت.
گفتهاند هدف او این بود که پدربزرگ فرزندی از نسل پیامبر (ص) و امام علی (ع) باشد. شیخ مفید در کتاب الارشاد، علت ازدواج را شخصیت علمی، فضل، دانش، حکمت، ادب و کمال عقل بینظیر امام، با وجود سن کم، برشمرده است.
اما رسول جعفریان، تاریخپژوه شیعه، بر این باور است که این ازدواج با انگیزههای سیاسی انجام شده است.
از جمله اهداف مأمون میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کنترل امام جواد (ع) و ارتباط ایشان با شیعیان.
نشان دادن علاقه خود به علویان برای جلوگیری از قیام آنها.
این ازدواج، اعتراض برخی از اطرافیان مأمون را نیز در پی داشت، چرا که نگران بودند خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود.
امام جواد (ع) مهریه امالفضل را معادل مهریه حضرت فاطمه (س) (۵۰۰ درهم) تعیین کردند.
امام از امالفضل فرزندی نداشتند.
همسر دیگر ایشان، سَمانه مغربیه بود که کنیزی بود و به دستور خود حضرت خریداری شد.
تمام فرزندان امام جواد (ع) از سمانه مغربیه بودند.
القاب امام جواد (ع)
القاب امام جواد (ع)، تنها فرزند امام رضا (ع)، در تاریخ بیانگر فضائل و اوصاف الهی ایشان و امتیازات این اسوه عالی است.
یازده لقب برای ایشان ذکر شده است:
تقی
جواد
منتجب
مرتضی
مختار
متوکل
متقی
زکی
قانع
نجیب
عالم
«جواد» و «تقی» مشهورترین و مهمترین القاب ایشان هستند.
در میان ایرانیان، لقب «جواد» و عنوان «جوادالائمه» رواج بیشتری دارد که دلیل آن، جود، بخشش و سخاوتمندی فوقالعاده حضرت بوده است.
پرسشهای شیعیان و پاسخهای امام
با وجود تصریحهای متعدد امام رضا (ع) بر امامت جوادالائمه (ع)، برخی از شیعیان برای اطمینان بیشتر، ایشان را با پرسشهایی میآزمودند.
اگرچه این آزمایش در خصوص ائمه دیگر نیز مطرح بود، اما با توجه به سن کم امام جواد (ع)، این ضرورت در مورد ایشان بیشتر احساس میشد.
به گفته رسول جعفریان، این عمل شیعیان گاهی به دلیل وصیت امام به چند نفر (برای تقیه و حفظ جان) صورت میگرفت.
گزارشهای مختلفی از پرسشهای شیعیان و پاسخهای امام جواد (ع) در منابع روایی موجود است که این پاسخها سبب ترفیع جایگاه و پذیرش قطعی امامت ایشان در نزد شیعیان شد.
به عنوان مثال، گروهی از شیعیان از بغداد و شهرهای دیگر برای حج آمده بودند و به مدینه رفتند تا جوادالائمه (ع) را ملاقات کنند.
آنها ابتدا با عبدالله بن موسی، عموی امام جواد (ع)، دیدار کردند و سؤالاتی پرسیدند که عمو پاسخهای نادرستی به آنها داد و شیعیان متحیر ماندند.
در همان مجلس، امام جواد (ع) وارد شدند و شیعیان دوباره پرسشهای خود را مطرح کردند و با پاسخهای قاطع و صحیح امام، قانع شدند.
ارتباط با شیعیان و سازمان وکالت
امام جواد (ع) از طریق سازمان وکالت با شیعیان در ارتباط بودند.
ایشان در سرزمینهای اسلامی مختلف، از جمله بغداد، کوفه، اهواز، بصره، همدان، قم، ری، سیستان و بُست، نمایندگانی داشتند.
تعداد وکلای ایشان را سیزده تن برشمردهاند که وظیفهی آنها رساندن وجوهات شرعی شیعیان به امام بود.
از وکلای مشهور ایشان میتوان به ابراهیم بن محمد همدانی در همدان، ابوعمرو حذّاء در بصره، صالح بن محمد بن سهل (مسئول رسیدگی به موقوفات قم)، زکریا بن آدم قمی، عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی، صفوان بن یحیی، علی بن مهزیار و یحیی بن ابیعمران اشاره کرد.
برخی دیگر نیز محمد بن فرج رُخَجی و ابوهاشم جعفری را جزء وکلای ایشان دانستهاند.
البته لازم به ذکر است که امام، ادعای وکالت احمد بن محمد سیاری را رد کردند و از شیعیان خواستند که وجوهات را به وی ندهند.
آیتالله خامنهای، تشکیل این ساختار منسجم و سازماندهیشده را یکی از برنامههای امام جواد (ع) در راستای مقدمهسازی برای دوران غیبت امام مهدی (عج) میدانند؛ کاری که خلفای وقت از آن به شدت هراس داشتند.
گفته شده است که امام جواد (ع) به دو دلیل از سازمان وکالت برای ارتباط با شیعیان استفاده میکردند:
تحت کنترل دستگاه حاکم بودن.
زمینهسازی برای دوره غیبت.
امام نهم شیعیان در ایام حج نیز با شیعیان دیدار و گفتگو میکردند.
سفر امام رضا (ع) به خراسان سبب شده بود روابط شیعیان با امامانشان گسترش یابد، بهطوری که شیعیانی از خراسان، ری، بُست و سجستان برای دیدار امام در ایام حج به مکه میآمدند.
ارتباط با جوادالائمه (ع) از طریق نامهنگاری نیز برقرار بود.
شیعیان در نامههایشان سؤالاتی، که اغلب فقهی بودند، مطرح میکردند و امام به آنها پاسخ میدادند.
در موسوعة الاِمام الجواد، نام ۶۳ نفر (به جز پدر و پسر امام) که حضرت با آنان مکاتبه داشتند، گردآوری شده است.
برخی از این نامهها نیز در پاسخ به یک گروه از شیعیان نگاشته شده است.
حرف آخر: تثبیت امامت و زمینهسازی برای آینده شیعه
دوره کوتاه اما پربرکت امامت حضرت جواد (ع)، فراتر از یک دوره گذار ساده بود؛ این مقطع، نقطه عطفی حیاتی در تاریخ تشیع محسوب میشود که در آن، دو هدف کلیدی محقق شد:
۱. بلوغ در درک ولایت و تثبیت امامت
آزمایش امامت در سن خردسالی، که در پی تلاشهای فرهنگی امام رضا (ع) ممکن شد، ایمان شیعه را به درک عمیقتری از مفهوم الهی امامت رساند.
جامعه شیعه با عبور موفقیتآمیز از این آزمون، ثابت کرد که دیگر جسم و سن، مانع درک حقیقت ولایت الهی نمیشود.
این بلوغ فکری و پذیرش قاطع در میان علمای بزرگ، بزرگترین ضربه فکری به کسانی بود که امامت را صرفاً یک منصب سیاسی یا موروثی مبتنی بر سن میپنداشتند.
امام جواد (ع) با دانش و حکمت بینظیرشان، عملاً ثابت کردند که امامت، موهبتی است که خداوند آن را در هر سنی که مصلحت بداند، قرار میدهد.
۲. سازماندهی برای دوره غیبت
در شرایط سخت کنترل عباسیان، مدیریت هدفمند و دقیق شیعیان از طریق سازمان وکالت، نقشی حیاتی در حفظ و انسجام جامعه شیعه ایفا کرد.
این ساختار منسجم که وجوهات شرعی را جمعآوری و دستورات فقهی و اعتقادی را ابلاغ میکرد، صرفاً یک شبکه ارتباطی نبود؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای آمادهسازی شیعه برای دوره غیبت کبری بود.
رهبری امام جواد (ع) تضمین کرد که حتی در غیاب فیزیکی امام، شیعه میتواند به ساختارهای نیابتی و ارتباطات غیرمستقیم اعتماد کند.
بنابراین، امامت ایشان، پلی محکم میان دوران حضور آشکار ائمه و دوران پنهانی (غیبت) بود، و جوادالائمه (ع) را در کنار تثبیت علمی امامت، به عنوان یکی از مهمترین معماران ساختار منسجم شیعه در آستانه غیبت، معرفی میکند.
_69552b15bb5cd.jpg)