سیدة فاطمه روحبخش

کریسمس و خودباختگی فرهنگی: نگاه اسلام به تولد حضرت مسیح و حفظ هویت اصیل

 

تولد مسیح و مرزهای هویت فرهنگی

 

امشب از تولد پیامبری می‌گوییم که مرزهای ادیان را درنوردیده است. اما ما می‌خواهیم پرده از روایتی برداریم که شاید لابلای زرق‌وبرق کریسمس گم شده باشد؛ روایتی از دل قرآن. هدف ما این است که ببینیم قرآن چگونه این ولادت را از یک «واقعه تاریخی» به یک «کلاس درس هویت» تبدیل کرده است

 

1. حضرت مریم (س)؛ دختری که خدا انتخابش کرد

داستان عیسی(ع) بدون مریم (س) بی‌معناست. او نماد عفت و استقامت است. قرآن در سوره مریم (آیه ۱۶ و ۱۷) صحنه را این‌طور ترسیم می‌کند:

(وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا...»(و در این کتاب از مریم یاد کن، آن‌گاه که از کسان خود در مکانی شرقی کناره گرفت و میان خود و آنان پرده‌ای افکند...)

نکته برای جوان‌ها: حضرت مریم برای رسیدن به خدا، آگاهانه از شلوغی‌های بی‌ثمر فاصله گرفت.
قبل از هر اتفاق بزرگی، یک «ساختن نفس» لازم است. مریم محصول مسجد و محراب بود، نه ولگردی در کوچه‌های آلوده
.

2. بشارت؛ وقتی محال، ممکن می‌شود

فرشته وحی بر او ظاهر شد وحضرت مریم که پاکدامن بود، ترسید. اما فرشته مأموریتش را گفت:
«قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا» (آیه ۱۹) (گفت: من فقط فرستاده پروردگار تو هستم تا پسری پاکیزه به تو ببخشم).

وقتی حضرت مریم پرسید چطور؟ پاسخ آمد:«كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ» (پروردگارت گفت: این بر من آسان است.)
چالش فکری: اگر کسی به قدرت خدا در تولد عیسی شک دارد، باید به آفرینش خودش فکر کند. خدایی که حیات را از هیچ آفریده، برایش سخت نیست که بدون واسطه پدر، فرزندی ببخشد.

3. تنهایی، درد و درخت خشک (معجزه در اوج ناامیدی)

لحظه زایمان فرا رسید.
مریم تنها بود و تهمت‌ها در راه.
فشار چنان زیاد بود که گفت: «
یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا...»(ای کاش پیش از این مرده بودم).

اما خدا او را رها نکرد:«وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا» (آیه ۲۵) (و تنه درخت خرما را به طرف خود تکان ده، تا بر تو خرمای تازه چیده فرو ریزد).
درس کاربردی: درخت خشک بود، اما مریم باید آن را «تکان» می‌داد.
این یعنی در اوج مشکلات، توکل کن اما تنبلی نکن، حرکت از تو، برکت و خرمای تازه از خدا
.

4. بازگشت به شهر و نوزادی که سخن گفت

مریم با نوزاد آمد.
طعنه‌ها شروع شد: «ای خواهر هارون! نه پدرت بد بود، نه مادرت!» مریم سکوت کرد و به گهواره اشاره کرد. نوزاد لب به سخن گشود
:
«قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا» (آیه ۳۰)گفت: من بنده خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است.

و در ادامه (آیات ۳۱ تا ۳۲) نقشه‌راه یک جوان الهی را ترسیم کرد:

  • برکت بودن:«و مرا هر جا که باشم با برکت گردانید».
  • عبادت و خدمت:«و مرا تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرد».
  • اخلاق در خانواده:«و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرد و زورگو و بدبخت قرار نداد».

 

5. چالش بزرگ: خدا یا بنده خدا؟ (نقد عقلانی تثلیث)

بچه‌ها، بیایید کمی عمیق‌تر و "فلسفی" به موضوع نگاه کنیم. در فضای مجازی یا فیلم‌ها، عیسی (ع) را "پسر خدا" یا خودِ "خدا در قالب انسان" معرفی می‌کنند. اما قرآن اینجاست تا یک مرزِ عقلانی دقیق بکشد. قرآن می‌گوید:

«ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ * مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ...»(سوره مریم، ۳۴-۳۵) این است عیسی بن مریم؛ سخن حقّی که در آن تردید می‌کنند. شایسته خدا نیست که فرزندی برگیرد؛ منزّه است او...

اما چرا عقل ما نمی‌تواند "تثلیث" (باور به خدای پدر، پسر و روح‌القدس) را بپذیرد؟ اینجا دو تا دلیل محکم داریم:

۱. تضاد بین «بی‌نیازی خدا» و «نیازهای عیسی»

ببینید، خدا در تعریف عقلی یعنی «واجب‌الوجود»؛ یعنی کسی که از اول بوده، نامحدود است، تغییر نمی‌کند و به هیچ‌کس نیاز ندارد. حالا عیسی (ع) را نگاه کنید: او در رحم مادر بود، متولد شد، رشد کرد، غذا می‌خورد، می‌خوابید و دعا می‌کرد. حتی طبق کتاب مقدس مسیحیان، او روی صلیب فریاد زد: «خدای من، چرا مرا رها کردی؟» سوال چالش‌برانگیز: چطور می‌شود خدایی که "نامحدود" است، در یک بدن "محدود" جا شود؟ چطور خدایی که "بی‌نیاز" است، گرسنه شود یا از درد فریاد بزند؟ این یک «تناقض عقلی» است. یعنی محال است یک موجود هم‌زمان هم "خدا" (نامحدود) باشد و هم "بشر" (محدود). اگر محدود شد، دیگر خدا نیست.

۲. اگر خدا چند بخش باشد، دیگر خدا نیست!

باور به سه اقنوم(یعنی سه شخصیت برای یک خدا) یعنی ما خدا را "مرکب" و دارای اجزا دانسته‌ایم.

  • اگر این سه بخش (پدر، پسر، روح‌القدس) مثل هم باشند، که می‌شود سه خدای تکراری!
  • اگر با هم فرق داشته باشند، یعنی هر کدام چیزی دارد که آن دیگری ندارد (نقص دارند). نتیجه منطقی: خدایی که دارای جزء باشد، نیازمندِ اجزای خودش است. و موجودی که "نیازمند" باشد، دیگر نمی‌تواند "خالقِ بی‌نیاز" باشد. قرآن خیلی صریح در سوره مائده (آیه ۷۳) می‌گوید:

»لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ» کسانی که گفتند خدا سومینِ آن سه [اقنوم] است، قطعاً کافر شدند.
چون این حرف، شکوه و یکتاییِ مطلق خدا را پایین می‌آورد و او را مثل مخلوقات، دچار "تعدد" و "تقسیم" می‌کند.

اسلام چه می‌گوید؟ (راه میانه)

اسلام نه مثل برخی دشمنانِ آن زمان، به حضرت مریم تهمت می‌زند و نه مثل مسیحیان، عیسی را به مقام خدایی می‌رساند. اسلام می‌گوید: عیسی (ع) بنده برگزیده، کلمه خدا و روح اوست. او معجزه است، اما «عبد» است.
اصلاً اولین جمله‌ای که عیسی در گهواره گفت چه بود؟

نگفت من خدایم! گفت:«إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ»؛یعنی من بنده خدایم.
او آمد تا ما را به بندگی خدا دعوت کند، نه اینکه خودش را به جای خدا بنشاند
.
می‌بینی چقدر تفاوت هست؟ اسلام از آبروی حضرت مریم دفاع می‌کند، معجزه عیسی را قبول دارد، اما اجازه نمی‌دهد "توحید" (یکتایی خدا) آسیب ببیند.

6. کریسمس یا هویت اصیل؟ (چالش مدگرایی و خودباختگی)

بچه‌ها، بیایید کمی با هم روراست باشیم. این روزها تب کریسمس در شهرهای ما، حتی بین خانواده‌هایی که مسیحی نیستند، داغ شده؛ از خرید درخت کاج و تزیینات گران‌قیمت گرفته تا تم‌های قرمز و نمادهای خاص. اما سؤالی که باید از خودمان بپرسیم این است: «آیا این فقط یک جشن ساده است یا پشت آن یک اتفاق عمیق‌تر دارد می‌افتد؟»

ریشه دینی و فقهی؛ مرز میان احترام و تشبّه

از نظر اسلام، حضرت مسیح (ع) پیامبر عزیز ماست، اما کریسمس فقط یک تولد ساده نیست؛ این جشن با عقاید خاصی گره خورده است (مثل همان بحث تثلیث و حرکت صلیب روی بدن).
فقها و دانشمندان دینی می‌گویند مشارکت در این جشن‌ها اگر به معنای تأیید عقاید غیرتوحیدی یا ترویج شعائر آن‌ها باشد، جایز نیست.

چرا؟ چون این کار «تشبّه به کفار» و تقویتِ هویتی است که با ریشه توحیدی ما نمی‌خواند. ما به مسیح احترام می‌گذاریم، اما نیازی نداریم برای ابراز این احترام، خانه‌مان را شبیه بلاد کفر کنیم یا نمادهای تثلیث را وارد زندگی‌مان کنیم.

بُعد فرهنگی؛ نمایشِ «مدرن بودن» یا شکاف هویتی؟

بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند این حجم از ریخت‌وپاش برای کریسمس در میان جوانان ایرانی، بیشتر از آنکه ریشه در اعتقاد داشته باشد، یک جور» نمایش مدرن بودن» یا تسلیم شدن در برابر فرهنگ مصرف‌گرایی غرب است.
و
قتی ما یلدای باستانی خودمان راکه نماد غلبه نور بر تاریکی، صله‌رحم، شعرخوانی و انس با قرآن است فراموش می‌کنیم یا آن را «قدیمی» می‌دانیم و به جایش سراغ درختی می‌رویم که هیچ ریشه‌ای در تاریخ ما ندارد، یعنی دچار«از خودبیگانگی فرهنگی» شده‌ایم.

چرا خانواده‌ها نباید از این جزئیات راحت رد شوند؟

شاید بگویید: «بابا فقط یک درخت است، سخت نگیرید!» اما موضوع فراتر از این‌هاست. بحث بر سر «هویت و ثبات شخصیت» است.

  • اگر شخصیت یک نوجوان امروز بر اساس مدها و ترندهای اینستاگرام شکل بگیرد، او در تندبادهای بزرگسالی نمی‌تواند از خودش و ارزش‌هایش دفاع کند.
  • پدری که امروز خط قرمزهای شخصیتی را برای فرزندش توضیح نمی‌دهد، در واقع اجازه می‌دهد شخصیت او متزلزل بار بیاید.
    کسی که هویتش را در زمین دیگران بنا کند، همیشه یک «پیرو» باقی می‌ماند، نه یک «رهبر».

یلدا؛ گنجینه‌ای که نادیده گرفتیم

یلدا در ایران، افغانستان و تاجیکستان، فرصتی برای پیوند نسل جوان با ریشه‌های خود است. این شب، برخلاف کریسمسِ تجاریِ امروز که غرق در مصرف‌گرایی شده، ظرفیت بالایی برای تقویت بنیان خانواده دارد.
رها کردن این میراث کهن به سود جذابیت‌های زودگذر غربی، به مثابه فدا کردن«
اصالت»پای«ظواهر»است.

حرف آخر در این بخش: ما باید مرز میان «احترام به فرهنگ‌های دیگر» و «تسلیم شدن هویتی» را بشناسیم.
حفظ این مرزها، یعنی داشتن بصیرت.
ما عیسی (ع) را دوست داریم چون او بنده و پیامبرِ توحید است، نه به خاطر درخت و تزییناتی که هویتِ ما را کمرنگ می‌کند
.

 

نتیجه‌گیری

داستان عیسی در قرآن، داستان «بندگی و عزت» است. مریم به ما یاد داد که پاکدامنی، قیمت دارد و قیمتش حمایت خداست.
عیسی به ما یاد داد که بزرگترین مقام، «عبدالله» بودن است.
بیایید به جای غرق شدن در تزیینات وارداتی، «مرام مسیح» را در زندگی پیاده کنیم: نماز، نیکی به مادر، و دفاع از حق.

 

 

 

 

 

نظرات