فاطمه علیزاده

مادری به وقت طوفان|مادر در جایگاه یک فرمانده!

آژیر وضعیت فوق العاده

مادرانه

وقتی مادر باشی، باید در لحظه برای هر موقعیت حساسی یه نسخه داشته باشی.
باید بزرگ باشی، به وسعت جهان.
باید شجاع باشی، مثال شیر.

باید قوی باشی، مثل فولاد.
باید محبت افکنی کنی، بسان خورشید.
باید عالم باشی، زیرک باشی، نویسنده باشی، پزشک باشی با انواع تخصص، معلم باشی، قاضی باشی و...

خلاصه باید مادر بشی تا بفهمی، مادر یعنی چی!
وقتی مادر شدم، به لطف بزرگ شدن تو خانواده کم جمعیت، تجربه کمی از مادری به صورت عملی داشتم.

این می‌تونست بهونه ای باشه برای کم کاری، اما من دوست داشتم نمره خوبی تو مادری بگیرم.
برای همین دست به کار شدم و شروع کردم به مطالعه.
انواع کتاب های تربیتی رو خوندم.

تو دوره‌های مختلف تربیتی شرکت کردم.
پای حرف مادر و مادربزرگ هام نشستم.
همزمان هم یاد می‌گرفتم، هم به کار می‌بستم، هم تجربه می‌کردم، هم آزمون و خطا و هم مادری
!

تو تمام این آموزش‌ها، به برکت امنیت کشور پراقتدارم، چیزی که هیچ وقت به ذهنم خطور نمی‌کرد یه روزی نیاز بشه یاد بگیرم، مادری کردن به وقت جنگ بود!
اما در یک سحر تلخ، خبری در دنیا پیچید.

رژیم غاصب صهیونیستی ناجوانمردانه درحالیکه ما پای میز مذاکره و منطق بودیم، به ما حمله کرد!
انگار باید یه فصل جدید به مادرانه هام اضافه کنم
.

بله، این روزا!
در کنار تمام نقش‌های مادرانه‌ام، باید یه فرمانده هوشمند جنگ باشم و دوشادوش فرمانده ارشد خونه، از کیان خانواده‌ام، پرقدرت دفاع کنم
!

 

مادری به وقت جنگ

الحمدلله همون روز های اول، اساتید تربیت فرزند، به کمک اومدن و راهکارهاشون برای مادری به وقت جنگ رو ارائه دادن.
تجربه های مادرانه‌ام، بهم یاد داده بود که نشستن پای حرف این بزرگواران لازمه، اما کافی نیست.

باید دوباره برم سراغ بزرگتر‌ها.
اونهایی که تجربه یه انقلاب بزرگ و هشت سال مادری کردن به وقت جنگ رو داشتن.
پس یه یاعلی گفتم و کتاب ها و داستان‌های دفاع مقدس رو تو ذهنم مرور کردم!

چقدر دلم برای مادربزرگ هام تنگ شده!
انگار لازمه بشینم پای حرف مادربزرگ هام و دونه دونه سوال هامو بپرسم و از لابه لای حرف های شیرین و پر از آرامششون، جواب‌ دغدغه‌هام رو بیرون بکشم
.

حالا وقتشه تمام آموخته‌‌ها رو کنار هم بگذاریم و باهم یه جمع بندی کنیم و سریع ابتکار عمل زندگی رو به دست بگیریم.
ما از نسل همون شیر زن‌هایی هستیم که تاریخ رو عوض کردن.

با اقتدار پشت کشور و رهبرشون ایستادن و نگذاشتن که حتی یک وجب از خاک این سرزمین مقدس کم بشه.
باید یه بار دیگه به دنیا نشون بدیم، زن ایرانی محکم کنار مردان سرزمینش ایستاده و میدون رو خالی نمی‌کنه
!

توکل و توسل:

ما بچه شیعه ها، به لطف خدا دو سلاح قدرتمند و جدانشدنی داریم که اگه باهم به کار بگیریمشون، هیچ نیرویی نمی‌تونه جلومون قد علم کنه!
ایمان به وجود خداوند یکتا، پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) و ایمان به یاری اونها

قبل از هرچیز، باید اول خودمون باور کنیم خدای صلح و خدای جنگ یکیه!
باید با خودمون هرروز تکرار کنیم: لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم!
هیچ قدرتی بالا تر از دستان پرقدرت خدا در این عالم نیست!

و بعد باید این ایمان رو به قلب خانواده منتقل کرد.
وقتی خودمون و خانواده مون رو زیر چتر پرقدرت الهی ببینیم، دیگه ترس رخت برمی‌بنده، ناراحتی گم می
‌شه و امید جاش رو پر می‌کنه.

وقتی وعده‌های خدا رو برای خودمون تو جمع خونوادگی مرور می‌کنیم، یه مشت محکم می‌شیم که فقط در دهان دشمن فرود میاد.

توجه به قرآن و داستان هاش که به زیبایی، عاقبت ظالمین و ستمگران رو به تصویر کشیده و وعده های محقق شده خدا رو بیان کرده، می‌تونه تو ایجاد و محکم شدن ایمان و توکل خودمون و بچه‌ها کمک کنه.

میشه این مفاهیم رو در قالب های مختلف مثل قصه، نقاشی، شعر یا بازی طراحی کرد و برای سنین مختلف با بچه‌ها درموردشون صحبت کرد.

با هر ابزاری که فکر می‌کنم برای سن بچه‌ها مناسبه و با زبان خودشون باید این باور رو مثل یه دونه تو سینه شون بکاریم: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم،[محمد/۷]

وقتی خودشون رو عضوی از سپاه خدا ببینن و  این ایمان تو دل کوچیکشون بشینه، آماده می‌شن تا تو هر شرایطی از دین خدا دفاع کنن و برای وطنشون سختی ها رو تحمل کنند و با تمام وجود جانفشانی کنن.

وطنی که الان به قول حاج قاسم حرم شده!
حرمی به وسعت ایران که قداست داره و هیچ دست ناپاکی حق نداره بهش دست درازی کنه
!
جنگ علاوه بر افزایش حس ایمان و توکل، فرصتی ایجاد می‌کنه تا بچه‌ها یاد بگیرن با خدای خودشون بیشتر و عمیق‌تر حرف بزنن.

دعا بخونن، با کتب ادعیه آشنا بشن و این انس بیشتر با پروردگار رو بیارن تو متن زندگیشون و در پایان جنگ ان‌شاءالله این غنیمت های باارزش جنگی رو برای خودشون حفظ کنند.

اما دومین سلاح که خب خوشبختانه به برکت مهری که از اهل بیت علیهم السلام سینه به سینه از بزرگتر هامون بمون رسیده، خیلی خوب بلدیم ازش استفاده کنیم.

ماهم مثل بزرگتر هامون باید به بچه‌ها یاد بدیم که در هر شرایطی ما دستمون تو دست پیامبر و اهل بیت ایشون (علیهم السلام) هست.

اینکه بدونن تو هر شرایطی علاوه بر چتر پرقدرت الهی، زیر سایه دستان پر مهر این خاندان پاک هستند، حس امید و نشاط رو در وجودشون روز به روز بیشتر می‌کنه.

در این بین، نباید فراموش کنیم که باید بیشتر از همه، با تمام وجود اول خودمون رو متوجه وجود نازنین امام عصر (علیه السلام) کنیم و بعد بچه‌ها رو ترغیب کنیم به اینکه هر لحظه خودشون رو زیر سایه پر مهر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ببینند.

توجه به اینکه امام دلسوز ما هستند و مراقب ما، در سختی‌ها کنار ما هستند و کمک کار ما، وجود انسان رو پر از امید می‌کنه و باعث می‌شه پر قدرت به پیش بره.

یاد بگیریم‌ خودمون رو سرباز حضرت ببینیم و کارهای کوچیک و بزرگ رو به این نیت انجام بدیم و به بچه‌ها هم یاد بدیم که از همین الان سمت سربازی امام زمانشون رو دارن و باید وظیفه شون رو بشناسن و با سعی و کوشش انجامش بدن.

برای ایجاد حس توسل بیشتر میشه قرارهای خانوادگی بذاریم.
ساعت هایی رو کنار هم بشینیم و خانوادگی دست به دامن خانواده پیامبر خدا بشیم.

روضه های خانگی، شرکت در هیئات، خواندن زیارت نامه‌ها و زندگی نامه‌ها، رفتن زیارت امامزادگان و کارهای دیگه‌ای که می‌تونه این توسل و پیوند رو پر رنگ کنه و ریشه اش رو تو دل بچه‌ها محکم کنه.

بکار گرفتن ابزار های مختلف مثل سرود، قصه و نقاشی خصوصاً برای بچه‌های کوچکتر خیلی می‌تونه کمکمون باشه.

 

شجاعت

توکل و توسل، ایمان فطری بچه‌ها رو تقویت می‌کنه و باعث ایجاد یک شجاعت ریشه دار در وجود اونها می‌شه.
برای پرورش و محکم شدن ریشه‌های این ویژگی مهم در وجود بچه‌ها، نباید از معرفی الگو و  معرفی قهرمان های واقعی غافل شد
.

گفتن قصه‌های دلاوری، جنگ‌آوری و شجاعت پیامبر و اهل بیت ایشون(علیهم السلام) می‌تونه برای بچه‌ها الگو سازی کنه و براشون قهرمان معرفی کنه.

در ادامه این مسیر پرنور، داستان یاران این حضرات و باز هم در امتداد مسیر، داستان دلاوری قهرمانان ایران زمین، مثل امثال میرزاکوچک خان ها، رییس علی دلواری ها، سربه داران نیشابوری و .... و در نهایت داستان شیرمردان و شیرزنان انقلاب و جنگ تحمیلی، خصوصاً داستان نوجوانان شهید دفاع مقدس می‌تونه به بچه‌ها نشون بده قهرمان واقعی چه ویژگی‌هایی داره تا با نزدیک شدن به این ویژگی‌ها، بچه‌های ما هم قهرمانان آینده باشند، به حول و قوه الهی.

مادرانه تو خونه رجز بخونید و بگید از دشمن نمی‌ترسیم.
شاید همون موقعی که جای جعبه کمک های اولیه و آذوقه ها رو نشون می
‌دیم، کمی چهره ها تو هم بره و ترس بیاد سراغ بچه‌ها ولی باید هوشیار بود و از همین ترس استفاده کرد.

علت ترس رو برا بچه‌ها بگیم فایده اش رو و فرق بین یه ترس بد و ترس خوب!
حواست باشه مامان محکم حرف بزن البته مناسب سن بچه
!

اتحاد و همدلی

عنصری که همیشه و همه جا یکی از علت‌های پیروزی های بزرگه، اتحاد یک ملت هست!
باید به بچه‌ها یاد بدیم که همون‌طور که ما تو خونواده تو سختی ها پشت هم هستیم، تو کشور هم باید پشت هموطن هامون باشیم.

هرجا هر کمکی که از دستمون برمیاد برای هموطن هامون انجام بدیم.
این کمک می‌تونه پخش کردن شربت تو صف بنزین باشه یا صرفه جویی تو مصرف انرژی یا کمک مالی یا حتی همدلی کردن باهم برای گذروندن سختی های جنگ
.

مثل دوران جنگ تحمیلی که مردم از کسبه و بازاری تا زنان و بچه‌ها دست تو دست هم پشت نیروهای مسلح ایستادن و کمک کردن!
هرکسی تو جایگاه خودش!

امید به آینده‌ای درخشان

به بچه‌ها یاد بدیم که باید منتظر ظهور باشند.
ظهور یعنی امید به آینده ای سبز، به دنیایی دور از جنگ و تبعیض، دنیایی پر از خوبی، پر از سرسبزی، پر از عشق.

دنیایی که در اون هیچ بچه‌ای گرسنه و تشنه نیست.
هیچ بچه‌ای تنها و زیر باران موشک و بمب نیست. هیچ بچه‌ای غمگین و پر از دلهره نیست.

دنیایی که در اون هیچ مادری مجبور نیست برای جسم بی جان نوزادش لالایی بخونه و هیچ پدری برای پیدا نکردن یه سرپناه امن شرمنده بچه‌اش نیست!

این دنیای زیبا فقط با اومدن منجی محقق می‌شه.
پس، باید برای اومدن منجی دعا کنیم و تلاش کنیم.
خودمون رو برای اومدن منجی آماده کنیم.

باید این جنگ‌ها رو بپذیریم و با قدرت ایمان در جنگ حاضر بشیم و جانفشانی کنیم تا همه جهانیان منجی رو بشناسن و جهان برای اومدنش آماده بشه.

ما از الان پرچم دار شناسوندن منجی شیعه به دنیاییم.
پس باید محکم بایستیم تا دنیا بدونه اگه امام ما بیاد هیچ ظالمی نمی‌تونه باقی بمونه
!

از دعا غافل نشیم که خود امام زمان علیه السلام از ما خواستند برای فرج دعا کنیم.
با بچه ها با زبان بچگونه خودشون و با فهم درک خودبچه ها درباره دنیای زیبای بعد از ظهور صحبت کنیم.

در مورد وظیفه مون در مقابل امام زمان (علیه السلام) و در مورد دعا کردن.
باهم برای فرج دعا کنیم
.

 

حرف آخر

خدای مهربان رو هزاران بار شکر می‌کنم که لباس مادری به تن کردم و می‌تونم مردان و زنان آینده سازی رو تربیت کنم که گره از کار جهان باز کنند.

البته در این مسیر تنها نیستم، به حکم آیات نوری که در قرآن بشارت دادند که اگر خدا را یاری کنید، خدا به یاریتان می‌آید، مطمئن هستم که خدا در جهاد فرزند آوری کنار من است و دستان پر محبت حضرت مادر هم روی سرم.

پس، رجز می‌خوانم که من، مادری در لباس سرباز این وطن، با افتخار به نیت یک شهید از شهدای جنگ تحمیلی دوازده روزه،
برای یاری امام زمانم، یک شیر زن یا شیر مرد دیگر برای این مرز و بوم متولد خواهم کرد، ان‌شاءالله
.

عزیزم! الان وقت ترسیدن و زانو بغل زدن نیست وقت خیزش مادرانه است.
بیا باهم، یکبار دیگه به دنیا نشون بدیم مادر ایرانی چطور تاریخ سازی می‌کنه
!

یا زهرا -سلام الله علیها-

 

نظرات