سید محمد صفوی

امام رضا، سردمدار مبارزه علمی| چگونه مثل امام رضا، جوابگوی شبهات باشیم؟

عالم آل محمد

شهادت غریبانه شمس الشموس، خورشید اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، امام علی بن موسی، ابالحسن الرضا، غریب الغربا، بر همه شیعیان و محبین این امام رئوف تسلیت باد!
آقا امام رضا علیه السلام ولی نعمت ما ایرانیان، نگین درخشان میهن ما، در چنین روزی در سال 203 هجری قمری به دست مامون ملعون، خلیفه وقت با زهر مسموم شده و در غربت تمام، به شهادت رسیدند!

 

 

ایشان در بین ائمه ما جایگاه بسیار ویژه ای دارند؛ تا حدی که زیارت ایشان ثوابش از همه ائمه معصومین صلوات الله علیهم بیشتر است! 

در کتاب عیون اخبار الرضا روایتی از امام جواد علیه السلام نقل شده است که جناب علی بن مهزیار از امام می‌پرسند فضیلت زیارت پدر شما بیشتر است یا امام حسین علیهما السلام؟

امام جواد علیه السلام می‌فرمایند فضیلت زیارت پدرم بیشتر است؛ چراکه همه شیعیان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند اما درمورد پدرم، فقط شیعیان خاص به زیارت پدرم می‌روند.
منظور امام جواد علیه السلام از شیعیان خاص، شیعیان 12 امامی است.

در آن زمان چندین دسته شیعه داشتیم، شیعیان 4 امامی(زیدیه)، شیعیان 6 امامی(اسماعیلیه)، شیعیان 7 امامی(واقفیه)، البته امروزه اکثر غریب به اتفاق شیعیان 12 امامی هستند، اما در آن روزگار شیعیانِ حق پذیرِ 12 امامی کمتر بودند از بقیه فرقه ها.

و ویژگی امام رضا علیه السلام این بود که اگر شیعه ای به زیارت ایشان می‌رفت، فقط شیعه 12 امامی بود؛ یعنی غیر شیعه 12 امامی کسی به زیارت قبر مطهر ایشان نمی‌رفت، برای همین ثواب زیارت ایشان از هر امام دیگری بیشتر است.

وقتی امامی نزد کل ائمه جایگاه ویژه ای دارد؛ پس باید به طریق اولی نزد ما شیعیان و محبین هم جایگاه ویژه ای داشته باشد، مخصوصا امامی که غریب الغربا نام گرفته است.
یعنی من و تو شیعه باید هوای امام غریبمون رو داشته باشیم.

حالا شما چقدر در مورد امام غریبمان می‌دانید؟
اینک برای شما سرگذشت مختصری از امام رضا علیه السلام بازگو خواهم کرد.
دوران زندگی امام رضا به سه بخش تقسیم می
‌شود:

دوران قبل از امامت

امام رضا علیه السلام دقیق در همان سالی متولد شدند که پدرشان به منصب امامت رسیده بودند.
امام رضا علیه السلام نزدیک به 40 سال همراه پدر بودند، این یعنی از همان کودکی امام رضا تبدیل شد به دستیار و پشتوانه ای توانا برای پدر، به ویژه در دو بعد فرهنگی و سیاسی.

امام علی بن موسی در بعد فرهنگی، در میان شاگردان امام کاظم علیه السلام شاگردی ممتاز بوده و نقش بسزایی در سبک کردن کار های پدر خود داشتند.

امام رضا در توسعه حوزه علمیه پدر، تربیت شاگردان، هدایت مردم به راه راست و انجام بخشی از کار های پدر، پشتوانه استواری برای پدر خود محسوب می‌شدند.

تا جایی که امام کاظم به پسرشان علی بن موسی با وجود اینکه 18 پسر دیگر داشتند، مکررا می‌فرمود هو افضل وُلدی، تو برترین فرزند من هستی.

روایات زیاد دیگری هست که همه آنها این مضمون را می‌رساند؛ که امام کاظم علیه السلام قبل از اینکه بحث شهادتشان مطرح باشد، تمامی امور و سرپرستی آنها را به امام رضا واگذار کرده بودند، و همواره پسران خود و مردم را به علی بن موسی علیه السلام ارجاع می‌دادند.

از لحاظ سیاسی هم، ایشان در بسیاری از مواقع، بجای پدر امور سیاسی را بدست می‌گرفتند، برای مثال زمان هایی که امام کاظم علیه السلام توسط حکومت جور و ستم در زندان بودند، امام رضا علیه السلام بودند که در غیاب پدر به نامه های شیعیان پاسخ می‌دادند.

این روند ادامه داشت تا زمانی که امام کاظم علیه السلام را برای بار آخر زندانی کردند؛ زندانی که امام پس از 4 سال در آن زندان فوت می‌کنند.
امام رضا در این مدت، سرپرستی امور را برعهده گرفتند؛ یعنی 4 سال تقریبا اکثر امور بدست علی بن موسی بود.

و در آخر بعد از شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام، آقا علی بن موسی علیه السلام به مقام امامت رسیدند.
اما این راه، اصلا راه ساده ای نخواهد، همانطور که در ادامه به چالش های امام رضا علیه السلام در دوران امامت خود می
‌پردازیم.

امامت، ادامه مسیر پدر

امام علی بن موسی علیه السلام، دیگر وظیفه اش سنگین تر از قبل شد، حال او خود امام امت است.
امام رضا علیه السلام حال در مقام امامت در همان اوایل کار دچار چالش های متعدد شدن.
البته که ایشان یاران و امتیازاتی داشتن که توانستند تا حد خیلی زیادی از این چالش ها به خوبی گذر کنند.

اولین چالش امام رضا علیه السلام گروه واقفیه بود.
واقفیه نماینده گان امام کاظم علیه السلام بودند، آنها پول هایی که شیعیان برای امام کاظم علیه السلام به عنوان وجوهات، خمس، زکات و... می
‌فرستادند، نگهداری می‌کردند.

بعد از مدتی حجم این پول ها به شدت زیاد شد و پول پرستی و دنیا خواهی این افراد موجب شد تا منکر شهادت امام کاظم علیه السلام شوند.
آنها به این قائل شدند که امام کاظم علیه السلام همان مهدی موعود است و شهید نشده بلکه غائب شده و باز خواهد گشت.

همین انحراف فکری موجب شد تا کم کم گروهکی به نام واقفیه شکل بگیرد به این معنی که آنها از امام کاظم علیه السلام به بعد توقف کردند.

چالش بعدی دوران اختناق و ظلم شدید دستگاه حکومتی علیه علویان بود، آنقدر هارون در آن زمان از علویان، شیعیان و فرزندان رسول خدا کشته بود، معروف شده بود که هارون از شمشیرش خون می‌چکد!

و چالش آخری که امام در اوایل امامت خودشان با آن همراه بودند، وجود برادران خائنی در خانواده ایشان بود، مانند ابراهیم بن موسی و زید بن موسی که معروف به «زید النار» بود.

ابراهیم، به دلیل کینه توزی که از امام رضا علیه السلام داشت، امامت ایشان را قبول نکرد و زید النار بر اثر مقام پرستی خود را به عنوان امام بعد از پدرش معرفی کرد و مردم را به سوی خودش دعوت می‌کرد.

اما امام رضا علیه السلام توانست از همه این چالش ها به خوبی گذر کند.
چالش اول و سوم، امام رضا علیه السلام به دلیل وجود یاران و برادرانی همچون احمد بن موسی(که الان در شیراز مدفون و معروف به شاه چراغ هستند) توانستند راحت از این چالش ها عبور کنند.

اول خود امام رضا علیه السلام به شدت از گروهک واقفیه انتقاد می‌کردند و آنها را مدام ملعون، زندیق، مشرک و کافر می‌خواندند.
در مرحله بعد اکثر شیعیان بواسطه معرفی های پی در پی امام کاظم علیه السلام، حداقل از این خبر داشتند که امام کاظم علیه السلام جانشین خواهد داشت و اینطور نیست که ایشان بدون جانشین باشند.

و در مراحل بعد یاران حضرت شروع به روشنگری می‌کردند، برای مثال برادر امام رضا علیه السلام، جناب احمد بن موسی دارای فضائل و مناقب متعدد بود، تاجایی که عده ای برای بیعت کردن با او آمدند و فکر می‌کردند که او امام بعد از پدرش است، اما ایشان بعد از بیعت گرفتن از آنها امام رضا علیه السلام را به عنوان جانشین پدر معرفی کرد و همه را به امام رضا علیه السلام دعوت می‌کرد.

و اما بعضی از افراد هم با کرامت امام رضا علیه السلام متوجه شدند حق با کیست؛ برای مثال، بزنطی شاگرد امام کاظم علیه السلام پس از شهادت ایشان بخاطر وجود تبلیغات سرسام آور گروه واقفیه، در مورد امامت امام رضا علیه‌السلام به شک و تردید افتاد، او تصمیم گرفت که جلسه ای با امام رضا علیه‌السلام داشته باشد تا با پرسیدن سوال های خویش متوجه حق شود، برای همین نامه ای برای امام فرستاد.

امام علیه السلام اما در جواب نوشت فعلا حضور پیدا کردن در محضر من مشکل است(دستگاه ظلم و جور با قرار دادن جاسوس تمام حرکات امام را زیر نظر داشت) به خواست خدا در آینده این مشکل برطرف خواهد شد.

بزنطی می‌گوید امام علیه‌السلام در همان نامه، بدون اینکه من سوالی از سوال هایم را مطرح کرده باشم، به تمام سوال هایم جواب دادند و متوجه حقانیت ایشان شدم.

اما دشمنی هارون و فضای پرفشاری که برای امام رضا علیه‌السلام درست کرده بود هم خیلی نتوانست مانع کار های مهم امام باشد.
امام علیه‌السلام چند امتیاز ویژه داشت:

1- بعد از به قتل رسیدن امام کاظم علیه‌السلام بدست هارون، جامعه مسلمان و علی الخصوص علویان به شدت غضبناک و متاثر شده بود، و اگر هارون حد را فراتر می‌رفت قطعا شورش های مردمی علیه او چندین برابر می‌شد.
امام کاظم علیه‌السلام و خانواده او به شدت مورد احترام مردم بودند و مردم می
‌دانستند که امام کاظم علیه‌السلام بسیار انسان شریف و مومنی است، بخاطر همین، حتی کسانی که علوی یا شیعه نبودند هم ارادت خاص به امام داشتند و از شهادت ایشان متاثر بودند.

2- حربه های سیاسی، تاکتیک های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی امام رضا علیه‌السلام باعث شد که هارون زیاد به امام رضا شک نداشته باشد.
در کنار آن فضای احساسی و غضبناک جامعه نسبت به هارون، این حربه های اطلاعاتی باعث شده بود که هارون خیلی سمت امام رضا علیه‌السلام نرود.

برای مثال امام رضا علیه‌السلام در یک روز سه حیوان خرید، خروس، گوسفند و سگ نگهبان؛ جاسوس های حکومتی سریعا برای هارون خبر آوردند که علی بن موسی چنین کرده.
هارون با شنیدن این خبر نفس راحتی کشید و گفت، از ناحیه او ایمن گشتیم، چراکه او خود را به دامداری مشغول ساخته و از سیاست کناره گیری نموده.

در واقع هارون دوست داشت که اینطور باور کند و برای همین جاسوسان او خبر می‌آوردند که علی بن موسی مردم را به سوی خود دعوت می‌کند، اما هارون قبول نمی‌کرد و می‌گفت، واقعا عجیب است، با اینکه نوشته اند علی بن موسی خروس و سگ و گوسفند خریده و به این امور مشغول است با این حال برای ما چنین می‌نویسند!

در کل همه این موارد باعث شده بود، هارون خیلی سمت امام رضا علیه‌السلام نیاید.
این اشتباه به وجود نیاید که امام رضا علیه‌السلام هم کاری به حکومت نداشتند، خیر!! امام بارها و بارها نسبت به هارون اعلام موضع کردند و سخت محکوم کردند هرکسی که بخواهد ذره ای به دستگاه ظلم وجور کمک و خدمت رسانی بکند.

 

 

این ها چالش هایی بود که امام رضا علیه‌السلام در اول امامت خود داشتند.
و اما در ادامه راه چالش های جدید و زیادی بود که امام همه را پشت سرهم رد می
‌کردند و از سر راه خود برمی‌داشتند تا زمانی که هارون به درک واصل شد.

بعد از هارون، امین اولین جانشین پدرش بود.
خلافت امین چندین امتیاز و فرصت برای امام به همراه داشت:

1- امین به شدت شهوت پرست، عیاش و هوسباز بود.
2- بعد از خلافت با برادرش مامون به اختلاف افتاد، اختلافی که باعث شد مامون حکومت خود را برپا کند.

هارون امین را به عنوان جانشین اول و مامون را به عنوان جانشین دوم خود معرفی کرد، اما امین بلافاصله بعد از بیعت مردم با او، جانشین بعد از خودش را پسرش موسی معرفی کرد، همین امر موجب اختلاف شدید بین دو برادر شد و به مدت 5 سال این دو برادر باهم جنگ و دعوا داشتند.

این دو امر باعث شد که دستگاه حکومتی، دیگر تمرکزی در مورد امام رضا علیه‌السلام نداشته باشد و امام بتواند 5 سال تقریبا آزادانه به فعالیت های اساسی خود بپردازد.
این آزادی نسبی ادامه داشت تا زمانی که مامون بر امین غلبه پیدا کرد و مامون شد خلیفه کل بلاد اسلامی...

مامون وقتی به خلافت رسید تهدیدات متعدد بر علیه حکومت خود دید، ازجمله:
1- علویان، دل پر رنج و خونی از عباسیان داشتند و هیچگاه حکومت عباسیان را قبول نمی
‌کردند.
2- عباسیان، چراکه او برادرش امین را که یک عباسی اصیل و مادرش یک بانوی برجسته عباسی بود را کشت و بدن او را هتک حرمت کرد.
3- اعراب، بخاطر تعصب نژادی نمی
‌توانستند قبول کنند، مامون که از زنی ایرانی زاییده شده و پست و مقام ها پر شده از ایرانیان، به عنوان خلیفه در راس حکومت باشد.
4- ایرانیان و خراسانیان به طور فطری طرفدار و دوستدار اهل بیت و خاندان رسالت بودند و به علویان تمایل داشتند.
5- شیعیان که اساسا حکومت هیچ حاکمی را قبول نداشتند و آنهارا طاغوت می
‌دانستند، مگر اینکه امامان و جانشینان پیامبر حاکم باشند.

این امور و مسائل دیگه باعث شد تا مامون چاره اندیشی کند و بتواند حکومت خود را حفظ کند، تنها کاری که به ذهنش آمد این بود که امام رضا علیه‌السلام را به خراسان دعوت کند تا بتواند با اینکار دل علویان و ایرانیان را بدست بیاورد.
در واقع او می
‌خواست از امام رضا علیه السلام پلی بسازد تا حکومت خود را مستحکم کند.

سفر بی بازگشت!

مامون، امام رضا علیه السلام را پی در پی دعوت می‌کرد، و امام هم به بهانه ها و عذر های مختلف، دعوت را رد می‌کردند.
در آخر امام، وقتی متوجه شد که مامون دست بردار نیست با اکراه دعوت او را پذیرفت و آماده سفر شد.

امام رضا علیه السلام از نقشه شوم مامون خبر داشت، برای همین از همان ابتدای کار شروع کردن به خراب کردن نقشه مامون.
ایشان قبل از سفر به محل دفن پیامبر می
‌رفتند و بلند بلند گریه می‌کردند و هرکسی که ایشان را دلداری می‌داد می‌فرمود: رهایم کنید، من از جوار جدم خارج می‌شوم و در غربت می‌میرم و در کنار قبر هارون دفن خواهم شد!

ایشان در هنگام وداع با خانواده امر کردند که برای من گریه کنید، طوری که صدای شما را بشنوم، من دیگر از این سفر برنمی‌گردم!
مامون انتظار داشت که علویان و شیعیان از این سفر و ولایتعهدی خوشحال باشند و با حکومت او کنار بیایند، اما امام رضا علیه السلام با اینکار به همه فهماند که این سفر اجباری است و مامون با نیت شومی که دارد، در آخر دستور به قتل ایشان خواهد داد.

سرانجام امام علیه السلام راهی خراسان شد، به دستور مامون امام را از مسیری بردند که شیعیان در میان سفر نباشند تا امام رضا علیه السلام با سکوت کامل و بدون هیاهو وارد خراسان بشود.
در میان راه اتفاقات مهم و جالب زیادی رخ داد که برای اختصار فقط به یک نمونه از آن بسند می
‌کنیم:

امام علیه السلام زمانی به نیشابور رسیدند، اصحاب حدیث گرد ایشان جمع شدند و گفتند که یابن رسول الله، تو از نزد ما می‌روی درحالی که برای ما حدیثی نقل نمی‌کنید؟!

امام علیه السلام از قول پدرش و پدرش از قول پدرانش تا رسول الله و رسول خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند نقل می‌کند: کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
لا اله الا الله دژ مستحکم من است که هرکسی داخل آن شود از عذاب من ایمن خواهد بود.

 

 

امام بعد از مکثی فرمودند که داخل شدن در این دژ شروطی دارد و من از آن شروط هستم!
20 هزار نفر این حدیث را نوشتند که بعده ها معروف شد به حدیث سلسلة الذهب.
امام به خراسان رسیدند!

امام علیه السلام با استقبال با شکوهی از طرف مامون به کاخ مامون رفت، در آن جا امام به اصرار مامون و بلکه تهدید او، ولایتعهدی را پذیرفت، البته با شروط خاصی که کلیت آن می‌شود عدم دخالت در هیچ کدون از امور حکومتی الا اینکه مشاوری از دور باشد.

بعد از قبول ولایتعهدی مردم با حاکمان با امام بیعت کردند و یکی از مهم ترین فصول تاریخی امام شیعه رقم خورد.
از مهم ترین اتفاقات در دوسالی که امام، ولیعهد مامون بود می
‌توان به این امور اشاره کرد:

1- بخشیدن تمام اموالی که مامون به امام رضا علیه السلام هدیه داد به فقرا و محرومین.
2- مناظرات و گفتگو های امام علیه السلام با سایر علما از هر آیین و تفکری.
3- آماده شدن امام برای نماز عید فطر به اصرار مامون، و سپس پشیمان شدن مامون بخاطر خطری که از جانب امام احساس کرد.
4- نماز طلب باران توسط امام و خشمگین شدن مامون بخاطر بالا رفتن محبوبیت امام علیه السلام.

در آخر وقتی مامون دید با آمدن امام رضا علیه السلام، از خطر علویان راحت نشد، بلکه یک مشکل به مشکلاتش اضافه شد، و آنهم محبوبیت بیش از حد امام در میان مردم بود، تصمیم به قتل ایشان گرفت.
سرانجام امام رضا علیه السلام در روز 30 صفر سال 203 توسط مامون مسموم شدند و به شهادت رسیدند.

حرف آخر...

یکی از ویژگی های بارز امام رضا علیه السلام که باعث شد ایشان را عالم آل محمد بنامند، مناظره های ایشان و مرجعیت ایشان در اسلام است
امام علیه السلام طوری در مناظرات علمای مقابل را متحیر می
‌کردند که بعضی از آنها به ایشان ایمان می‌آوردند و مسلمان می‌شدند.

 

 

نکته قابل توجه و مهم ماجرا این است که خیلی از ما شیعیان فکر می‌کنیم؛ چون امام معصوم است و به مخزن علوم الهی متصل است پس این امور، کاملا خدا دادی است و امام برای بدست آوردن این پیروزی ها تلاش چندانی نکرده است.

درحالی که چنین نیست، خیلی از این امور برای امامان ما اکتسابی بوده، ما در اول مقاله بیان کردیم که امام رضا علیه السلام از همان ابتدای کودکی مورد تعلیم و تربیت پدر قرار گرفته بود، اگر این علوم خدادای است، چرا امام کاظم علیه السلام این همه وقت برای تربیت فرزندشان امام رضا علیه السلام گذاشتند؟

امام رضا علیه السلام علاوه بر علم زیاد، فن بیان قوی، قدرت مناظره و اعتماد به نفس بالا برای این مناظرات داشتند.
این موارد هم اکتسابی است، خدا کسی را که از حرف زدن در جمع می
‌ترسد و خجالت می‌کشد را به عنوان امام و ولی جامعه قرار نمی‌دهد.

چیزی که من و شمای شیعه باید از امام خودمان یاد بگیریم، بدست آوردن علم و بالا بردن اطلاعات خود، قدرت تکلم و مناظره با مخالفان به همراه ادب و اخلاق مناظره است.
اما اینکه چرا ما ها نمی
‌توانیم در بحث های مختلف شرکت کنیم، این می‌تواند ناشی از چند دلیل باشد.
دلایل مختلفی چون اعتماد به نفس پایین، عدم عزت نفس، شرم، عدم فن بیان قوی و یا حتی سواد کم در این امور.

تیم آکادمی روحبخش در رسانه های مختلف، دوره ها و کلیپ های آموزشی زیادی در این موارد تولید کرده است که با رجوع کردن به آنها می‌توانید از آنها بهره‌مند شوید.
تیم ما یک متخصص اعتقادی دارد با نام سید حسین روحبخش، که می
‌توانید با عضو شدن در صفحه ایشان در پلتفرم های ایتا، تلگرام و اینستاگرام، در مورد شبهات روز اطلاعات مفیدی بدست بیاورید.

همچنین در رسانه کلبه، با رجوع به لیست موضوعات می‌توانید از این موضوعات بهره‌مند شوید و این مشکلات را در درون خودتان از بین ببرید:
عدم اعتماد به نفس
اضطراب
شرم
مدیریت افکار منفی
و...

همچنین بعضی از دوره ها تخصصی تر و محتوای آن ها مفصل تر و منظم تر است، به همین دلیل این محتوا ها با هزینه ای ناچیز در اختیار شما عزیزان قرار می‌گیرد.
شما می
‌توانید با رجوع به اپلیکیشن و پرداخت پول، دوره های زیر را خریداری نموده و از آن کمال استفاده را ببرید:
دوره ارتباط حرفه ای با فرزند (مخصوص والدین)
دوره از عزت تا شخصیت (مخصوص والدین)
دوره ارتباط موثر و فن بیان
و...

شما با آموزش دیدن و اکتساب علوم این چنینی، می‌توانید مثل یاران امام رضا علیه السلام که در مباحثه و مناظره قدرت فراوان داشتند، در امر مناظره و گفتگو با دشمنان، همه آن ها را بهت زده و حیرت زده کنید تا مایه افتخار برای امام عصر عج الله تعالی باشید

خیلی ممنون که تا آخر این مقاله با ما همراه بودید، امیدوارم از این مقاله لذت کافی برده باشید، ان‌شاالله همه ما بتونیم با بالا بردن قدرت مناظره و همچنین اخلاق خوب و ادب بالا، مخالفان زیادی رو نسبت به دین اسلام نرم کنیم و آنها رو به دین حق هدایت کنیم.
مهدیار باشیم و مهدیار بمانیم!

 

 

نظرات