سید محمد صفوی

چه کسی پیامبر را تصدیق کرد| پیامبر و وصیتی که روی زمین ماند!

 چه کسی رسول الله را تصدیق کرد؟

شهادت آقا و مولای متقیان، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله بر تمام تصدیق کنندگان و محبین آن حضرت تسلیت باد.

پیامبر اسلام در راه حق، زحمت های فراوانی کشیدند، و نهال اسلام را با خون خود آبیاری کردند و در نهایت حکومتی تشکیل دادند که توان استقرار حق و عدالت را در تمام دنیا داشت.
اما سرنوشت این حکومت بعد ایشان چه خواهد شد؟ هیچ حاکمی، بدون جانشین حکومت خود را رها نمی‌کند، و قاعدتا ایشان هم بدون جانشین، حکومت را رها نکردند.

بیاید از اول به داستان نگاه کنیم، اصلا پیامبر چه زحمتی برای برپایی حکومت اسلامی کشید؟ و در نهایت جانشین خود را چه گونه معرفی کرد؟ جانشین او چه امتیازاتی داشت؟ و در آخر چه کسانی پیامبر و جانشین او را تصدیق کردند؟

اما اول به سراغ زندگی نامه پیامبر می‌رویم، اما به صورت کاملا خلاصه به بیان زندگی حضرت پرداختیم، پس با ما همراه باشید.

زندگی نامه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)

پیامبر اسلام در17 ربیع الاول سال عام الفیل، در شهر مکه بدنیا آمدند و فرزند عبدالله و آمنه صلوات الله علیهما و از قبیله قریش هستند.

پیش از بعثت

حضرت عبدالله قبل از تولد پیامبر فوت کردند.
وقتی حضرت رسول به دنیا آمدند، مادر ایشان یعنی آمنه سلام الله بخاطر نداشتن شیر، مجبور شدند فرزند خود را به دایه بسپارند.

پیامبر در نهایت بعد از پنج سال و بعد از دوبار سپرده شدن به دایه، بالاخره به آغوش مادر باز می‌گردند، اما این وصال یک سال بیشتر دوام نمی‌آورد و مادر ایشان در سال 6 عام الفیل(سن 6 سالگی حضرت) فوت می‌کنند.

بعد از وفات مادر، عبدالمطلب سرپرستی پیامبر را قبول کرده و ایشان را خودشان بزرگ می‌کنند.
البته زندگی با پدربزرگ هم زیاد طول نمی‌کشه و عبدالمطلب بعد از دو سال فوت می‌کنند.
بعد از وفات پدربزرگ، ابوطالب سرپرستی ایشان را به عهده گرفته و پیامبر از این به بعد در دامان عموی خود زندگی خواهند کرد.

پیامبر در دامان عموی خویش رشد کردند و در سن نوجوانی و جوانی کار های مختلفی انجام دادند، از جمله تجارت، چوپانی و امانت داری و...
ایشان آنقدر امانت دار و مواظب اموال مردم بودند که در بین اعراب به محمد امین مشهور شدند.

پیامبر دو سفر تجاری به شام داشته اند که در اولی ماجرای بحیرا، راهب مسیحی اتفاق می‌افتد، که البته به دلیل ضعف سندی، داستانش را در این مقاله روایت نمی‌کنیم.

سفر دوم هم، پیامبر با کاروان حضرت خدیجه به تجارت می‌روند، از آنجایی که ایشان وصف امانت داری پیامبر را شنیده بودند، به او اعتماد کرده و ایشان را با کاروان خود برای تجارت، راهی شام می‌کنند.
بعد از آن تجارت بود که ایشان با حضرت خدیجه ازدواج کردند.

پیامبر در سن 25 سالگی با حضرت خدیجه ازدواج کردند و حدود 25 سال با ایشان زندگی کردند و ایشان در سال 10 بعثت از دنیا رفتند.
حضرت رسول اکرم تا زمانی که همسر اولشان، حضرت خدیجه زنده بودند با کسی ازدواج نکردند، اما بعد از ایشان با همسرانشان متعدد شد.

ایشان دارای 7 فرزند که به جزء ابراهیم بقیه فرزند خدیجه سلام الله علیها بودند و مادر ابرهیم ماریه قبطیه بود.
فرزاندان ایشان عبارتند از: قاسم، زینب، ام کلثوم، رقیه، حضرت فاطمه، عبدالله، ابراهیم.

حضرت زهرا سلام الله علیها در سال 5 بعثت به دنیا آمدند اما به دلیل اختلاف اقوال در ولادت آن حضرت، تمام مسائل ولادت ایشان را در مقاله ای دیگر می‌پردازیم.

پس از بعثت

پیامبر در سن 40 سالگی به پیامبری رسید و هدفش دعوت مردم به سوی خدا بود.
در مرحله اول سه سال دعوت مخفیانه و بعد از دعوت علنی آغاز شد. پیامبر در مکه تبلیغ و رسالت خود را شروع کردند اما با آزار و اذیت های مشرکین، تا جایی که ایشان مجبور شد عده ای را به حبشه بفرستند.

بعد از این هجرت، مشرکین مرحله جدیدی را آغاز کردند و آنهم محاصره بود، در مکانی به نام شعب ابی طالب.
مفاد آن اجمالا عبارت بود از: هرگونه خرید و فروش و تجارت با مسلمانان ممنوع است، ارتباط و معاشرت با آنها ممنوع است، زن دادن و زن گرفتن از مسلمانان ممنوع است، پیمان نامه فقط درصورتی ملغی می‌شود که محمد(برای کشتن)تسلیم ما شود.

اما به اذن خدا بعد سه سال، موریانه ها قرارداد تحریم پیامبر توسط مردم مکه، خورده شد و این قرارداد منتفی شد و در نتیجه محاصره پایان یافت.

اما قسمت ناراحت کننده ماجرا دقیقا بعد از محاصره است، سالی که به عام الحزن لقب گرفت، در این سال ابوطالب و حضرت خدیجه فوت می‌کنند و دو یار پیامبر ایشان را ترک می‌کنند.
تمام آزار و اذیت های خود پیامبر، بعد از وفات ابوطالب است چراکه تا زمانی که ایشان زنده بودند، ریاست قبیله قریش دست ایشان بود برای همین کسی جرئت اذیت شخص پیامبر را نداشت.

چراکه اگه کسی به کسی ضرر جانی می‌رساند، قبیله شخص مظلوم به انتقام، به قبیله شخص ظالم حمله می‌نمود، برای همین اگر کسی به پیامبر آزار می‌رساند، قبیله قریش به انتقام، به قبیله کسی که آزار رسانده حمله می‌کرد، مگر اینکه آن قبیله آ شخص را تحویل می‌داد. اما بعد از ابوطالب، ریاست قریش به ابولهب رسید و این حمایت به پایان رسید.

در نهایت پیامبر برای سالم ماندن از گزند دشمنان مجبور به هجرت به یثرب شدند.

بعد از هجرت

بعد از ورود پیامبر اسم یثرب به یمن وجود ایشان به مدینة النبی تغییر کرد.
پیامبر بعد از هجرت، اولین کاری که کردند ایجاد یک مقر فرماندهی بود و آنهم مسجد النبی است.
و بعد از این حکومت اسلامی تأسیس شده و در رأس آن، حکومت رسول الله شروع می‌شود.

پیامبر در 10 سال حکومت بر مسلمانان جنگ های زیادی بر ایشان تحمیل شد و از جمله معروف ترین آنها عبارتند از:
غزوات با یهودیان: غزوه بنی قینقاع، غزوه بنی نضیر، غزوه بنی غریظه، غزوه خیبر است.
غزوات با مشرکین: غزوه بدر، غزوه احد، غزوه خندق یا احزاب است.

البته بعضی از جنگ ها، شروع کننده اش، خود پیامبر بود، اما نه به جهت بزرگ کردن قلمرو! برخی از جنگ ها مثل غزوه بنی قریظه بخاطر خیانت خود بنی قریظه بود، و اگر پیامبر حمله نمی‌کرد و خطر را رفع نمی‌کرد، امکان داشت که آنها دوباره خیانت کرده و از پشت خنجر بزنند.

نتیجه تمام این جنگ ها، سختی ها و پستی بلندی ها فتح مکه و ایجاد یک حکومت مقتدر و مسلم شد که دیگر حرف ها برای گفتن داشت.

اواخر عمر

پیامبر در اواخر عمر به آخرین حج خود رفته و بعد از آن صراحتا علی ابن ابی طالب را در غدیر خم، به عنوان وصی، جانشین و ولی الهی بر مردم از طرف خود قرار دادند و فرمودند: من کُنتُ مولاه، فهذا علیٌ مولاه.

پیامبر در نهایت در سن 63 سالگی در مدینه از دنیا رفتند. اینکه پیامبر شهید شدند یا به مرگ طبیعی از دنیا رفتند اختلافاتی وجود دارد، شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال پس ذکر اختلافات گوناگون در نهایت نظر خود را بیان کرده و می‌فرمایند که از نظر من پیامبر به شهادت رسیدند.

میراث پیامبر بعد از خود، به گفته خودشان، ثقلین است، ثقل اکبر یعنی قرآن و ثقل اصغر یعنی اهل بیت، و منظور ایشان از اهل بیت، افرادی هستند که آیه تطهیر برای آنها نازل شد و همچنین کسانی که زیر عبا با پیامبر بودند(همان اهل کساء یا آل عباء).

پس جانشین پیامبر چه شد؟

جانشین پیامبر همانطور که گفته شد شخص علی ابن ابیطالب است و امیر مومنان.
قبل از اعلام جانشینی، پیامبر از گفتن این امر ترس داشت، ترس داشت که مردم مخالفت کرده و او را به عنوان جانشین قبول نکنند اما خدا اینطور به پیامبر خود اطمینان داد:

يا أَيّها الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغتَ رِسَالَتَهُ واللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَومَ الكَافِرِينَ

ای پیامبر؛ برسان به مردم آنچه بر تو نازل شد، که اگر نرسانی، امر تبلیف رسالتت را کامل نکردی، و خدا تو را حفظ می‌کند از مردم، قطعا خدا قوم کافر را هدایت نمی‌کند.

این شد که پیامبر در مکانی به نام غدیر خم توقف کرد و امر کرد، کسانی که جلو تر رفته بودند برگردند، و همچنین صبر کنند تا افرادی که عقب ماندند، برسند و در دیدگان ده ها هزار نفر علی ابن ابیطالب را به عنوان جانشین خود انتخاب کردند.

بعد از اعلام جانشینی آیه نازل شد:

اليَومَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُم فَلَا تَخشَوهُم وَاخشَونِ اليَومَ أَكمَلتُ لَكُم دِينَكُم وَأَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتِی و َرضِيتُ لَكُمُ الإِسلَامَ دِينا
امروز کافران از ضربه زدن به اسلام مأیوس شدند پس از آنها نترسید، بلکه از من بترسید، امروز کامل کردم دین شما را و نعمتم را بر شما تمام کردن و بهترین دین را برای شما انتخاب کردم(که آن اسلام است)

اما چرا علی ابن ابیطالب؟

امتیازات جانشین پیامبر چه بود که خلیفه رسول الله شد؟

کسی که می‌خواهد جانشین پیامبر باشد باید از بقیه افراد متمایز باشد.
علی ابن ابی طالب چه امتیازاتی داشت که شد امیرالمومنین؟

فقط به 10 مورد از امتیازات ایشان بسنده خواهیم کرد، امتیازاتی که اگر غاصبان، یک کدام از آنها را داشتند، در بوغ و کرنا می‌کردند:

1-اولین نفر و اولین مردی که به پیامبر ایمان آورد علی ابن ابیطالب بود.

2- کسی که بارها و بارها در رختخواب پیغمبر خوابید تا جان ایشان را از گزند مشرکان حفظ کند و خود جای پیغمبر کشته شود، تنها علی ابن ابیطالب بود.

3- إنما وَلِیُّکُمُ اللهُ و رسُولُه و الَّذینَ آمنَوُا و یُقِیمُونَ الصَّلاةَ و یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکعُون(آیه 55 سوره مائده) بین شیعه و سنی ثابت است که این آیه در فضیلت علی ابن ابیطالب نازل شده که به انفاق انگشتر در مابین رکوع نماز امیرالمومنین، اشاره دارد.

4- بیش از صد آیه در مورد حضرت موسی و هارون داریم که اثبات وصایت و خلافت و وزارت هارون نزد موسی می‌کند، اما ماجرا آنجا جالب می‌شود که پیامبر به امیرالمومنین می‌فرماید: أنتَ منِّی بِمَنزِلةِ الهارون من موسی یعنی تو نسبت به من مثل هارونی نسبت به موسی.

کنایه از وزارت و وصایت و خلافت امیرالمومنین است.

5- وقتی آیه مباهله آمد(فَمَن حَاجَّكَ فيه مِن بَعدِ مَا جَاءَكَ مِن العِلمِ فَقُل تَعَالَوا نَدعُ أَبنَاءَنَا وَأَبنَاءَكُم وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُم وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَى الكَاذِبِينَ) همه دیدند که همراه پیامبر، دخترش و نوه هایش و امیرالمومنین برای مباهله رفتند، پس منظور آیه از انفسنا، علی ابن ابیطالب است و ایشان نفس پیغمبر است.

6- آیه تطهیر در فضلیت امیرالمومنین و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام است، و این بین شیعه و سنی ثابت شده است.

7-کسی که در احد تنها از پیامبر در برابر سیل مشرکان دفاع کرد در حالی که همه فرار کرده بودند و ندای لا فتی برای او سر داده شد، علی ابن ابیطالب بود.

8-کسی که در جنگ احزاب، عمر بن عبدود را کشت و غم و اندوه را از رخسار نبی اکرم و سایر مسلمانان زدود، شخص امیرالمومنین، علی ابن ابیطالب بود.

9- پیامبر حضرت فاطمه را از بین تمام خواستگاران( چه از اصحاب و یاران چه از غیر آنها)، فقط به یک نفر داد و آنهم علی ابن ابیطالب بود، همه می‌دانستند که حضرت فاطمه با بقیه دختران پیامبر فرق دارد و کسی که می‌خواهد همسر او باشد، باید از همه بهتر باشد.

10- پیامبر خدا بنابر فرمان الهی تمام در هایی که از خانه های اطراف مسجد به داخل مسجد باز می‌شدند را بست به جزء در خانه علی بن ابی طالب. این جزو امتیازاتی است که عمر بن خطاب آرزو می‌کرد که او هم چنین امتیازی را می‌داشت.

این تنها بخشی از امتیازات علی ابن ابیطالب بود که به عنوان خلیفه الهی و خلیفه بعد رسوال اکرم انتخاب شد.

اما چه کسی پیامبر را تصدیق کرده و علی ابن ابی طالب را به عنوان امام خویش قبول کرد؟

چه کسانی به حرف پیامبر و جانشین او عمل کردند؟

باید بگویم با توجه به تمام این امتیازات و همچنین ماجرای غدیر خم، باز هم به حرف پیامبر گوش نداده و خلافت را غصب کردند، انگار نه انگار که اصلا این امتیازات وجود داشته!

و در آخرهم تعداد کمی پیامبر را تصدیق کردند، پیامبر با زحمت های فراوان هرآنچه که باید انجام می‌داد، انجام داد، به هر نحوی که می‌توانست فضیلت امیرالمومنین را بیان کرد، و در آخر هم در غدیر خم فریاد زدند که هرکس من مولای او هستم، این علی هم مولای اوست.

حتی زمانی که پیامبر در آخرین لحظات عمر خود درخواست قلم و کاغذ کرد، تا وصیتی دهد که تا ابد کسی گمراه نشود، بعضی افراد گفتند پیامبر هذیان می‌گوید و مانع از این شد تا پیامبر وصیت نهایی را بنویسد.
پیشنهاد می‌کنم مقاله "حسبنا کتاب الله دروغی مغرضانه" را حتما مطالعه کنید

اما بالاخره شد آنچه نباید می‌شد.
در این مقاله سعی کردیم به مهم ترین وصیت پیامبر بپردازیم، وصیتی که حضرت زهرا به همراه طفل در رحمش برای اجرایی کردن آن جان خود را دادند، لعنت خدا بر تمام کسانی که پیامبر را تصدیق نکردند، با آنکه حجت بر آنها تمام شد.

حال اینکه چرا و چطور خلافت از امیرالمومنین غصب شد، در رابطه با همین موضوع در مقاله ای جدا به آن پرداخته و آن را بررسی خواهیم کرد.
اگر نظر، انتقاد و یا پیشنهادی دارید، حتما با ما درمیان بگذارید.

 

 

منابع:
1- الصحیح من سیرة النبی
2- فراز هایی از تاریخ اسلام از شیخ جعفر سبحانی
3- سایت ویکی پرسش
4- سایت ویکی شیعه
5- سایت دانشنامه اسلامی
6- سایت ویکی فقه

 

 

نظرات

48

کاربر

2 سال پیش۱۴۰۳/۶/۲۱

محدثه چمیده

خیلی مقاله خوبی بود پیشنهاد میکنم بخونید