نمیدونم تا حالا گیر آدمای خودبرتربین افتادی یانه! آدمایی که فک میکنن از دماغ فیل افتادن! آدمایی که فک میکنم آسمون و زمین به یمن وجود اینا پا برجاست. امان از روزی که مسئولیت حتی کوچیکم بگیرن! دیگه خدارو هم بنده نیستن!
بعید میدونم کسی از نشست و برخاست با این آدما خوشش بیاد! اگه هم کسی دنبالشون باشه، مجبوره! حالا یا از ترس یا احترام یا محبت و ترحم یا هرچیز دیگه.
لقمان حکیم هم وقتی میخواد پسرشو نصیحت کنه، از تکبر غافل نمیشه:«وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ با بیاعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست ندارد».[۱]
یه بار دیگه با دقت این آیه قرآن رو بخون! حتی صدای خالقشون هم بلنده که من از این آدما بیزارم! بله این آدم های مغرور از چشم آدم های روی زمین و خدای آسمون و زمین خودشون رو انداختن!
خیلی وحشتناکه نه؟ از اون وحشتناک تر وقتیه که خودتم ندونی یه مغرورِ از دماغ فیل افتادهای!
از مایی یا از اونا
اگه دوست داری تو دار و دسته از دماغ فیل افتاده ها باشی یا هنوز سردرگمی و انتخاب نکردی، با ما همراه شو تا ببرمت به دنیای یه کتاب! یه کتاب جذاب با متن روون، نوشته استاد روحبخش. کتابی که با یه کوله پر پیمون دستت رو میگیره و میبرتت به درون خودت و بعد هم تو یه کهکشان بزرگ به پرواز درت میاره.
استاد وجود انسان رو مثل شهر معرفی میکنه که مرکز فرماندهی مغز هست و میدون اصلی شهر، قلب.
تو میدون اصلی شهر یه درخت سمی به اسم تکبر در حال جوونه زدنه.
اگه به موقع درخت هرس نشه، شاخ و برگ هایش کمکم همه شهر رو میگیره و قسمت های مختلف شهر رو مسموم میکنه.
اگه برسه به چشم، متکبر با نوع نگاه کردن و حرکات چشم مردمو تحقیر میکنه، اگه به پاها برسه با نوع راه رفتن، و اگه به زبون برسه با کلام و لحنش دیگران رو آزار میده.
و اگه جلوش رو نگیری، تمام وجودت رو پر میکنه.
اونوقت میشی مثل ابلیس که تکبر همه وجودش رو گرفته بود و وقتی خدا گفت به آدم سجده کن، غرورش اجازه نداد و در برابر خواست خدا قد علم کرد.
فک نمیکنم نیاز باشه عاقبت ابلیس رو بگم!
تبر تیز
خب، حالا که آخر و عاقبت تو دار و دسته از دماغ فیل افتاده ها رو میدونی، باید به فکر چاره بود؛ اما چاره چیه؟
بیا بریم سراغ کتاب، استاد یه راه حل جالب داره!
فقط قبلش، نمیخوای بپرسی، اسم کتاب چیه؟
اسم این کتاب «نماز باحال»هست.
آفرین درست حدس زدی راهکار نمازه!
بله همین نماز خودمون!
چطوری؟
بیا تا از متن کتاب جوابتو بگم تا بیشتر با حال و هوای کتاب آشنا بشی:
«امام علی _علیه السلام_ غالبا حوالی میدون اصلی شهر حضور داره.
هر زمانی که سوالی داشتیم یا مشکلی پیش اومد، میتونیم به ایشون مراجعه کنیم.
یادمه یه بار امیرالمومنین علی(علیه السلام) درباره درخت مسموم کبر و غرور گفتن:«تیزترین و قوی ترین تبر برای خرد کردن درخت کبر و غرور، نمازه.
به شرطی که بتونی از این تبر به درستی استفاده کنی و مهارت لازم رو کسب کنی...»(2)
اما یک سوال...
این چطور اتفاق میافته؟
چطور نماز میتونه کبر و غرور یک انسان رو نابود کنه؟
جواب واضحه:
کافیه من و تو دقت کنیم در ترجمه ذکر رکوع و سجده و معنای سوره حمد.
وقتی روزانه چندین بار میگیم «الله اکبر»، یعنی خدا بزرگترینه و من هرقدر که قدرت پیدا کنم و قوی و قوی تر بشم، باز هم در مقابل خداوند هیچ هستم.
اقرار من به هیچ بودن در مقابل عظمت خداوند و اقرار به بزرگی خداوند، باعث میشه غرور خود رو زیر پا بگذارم و فکر نکنم خبریه.
وقتی با خودم فکر میکنم که خالقی به این بزرگی انسان های زیادی رو مثل من آفریده...
پس قرار نیست که خیلی جدی بگیرم و فکر کنم که آدم مهمی هستم.
البته از طرفی مراقب خودم هستم که عزت نفس خودم رو زیر سایه خدا حفظ کنم و از اون طرف دیوار هم نیافتم که خود خوری کنم و مدام به خودم بگم که من یه فرد بیخاصیتم.
داشتم میگفتم بهت، زمانی که در روز چندین مرتبه سجده میریم و میگیم «سبحان ربی الاعلی و بحمده»، این یعنی خداوندا تو بزرگترین و قویترین هستی و منزه هستی از هر عیب و نقصی و من کسی نیستم که بخوام خودستایی کنم و بگم از دیگران برتر و بالاترم!
و همه اطرافیانم از من پایین ترن...
کافی موقع خوندن نماز به این معانی دقت کنیم و در ذهن خودمون تصور کنیم که در حال صحبت با خداوند متعال هستیم و این معانی رو مرور کنیم و حتی لحظاتی فکر کنیم که چقدر من تواضع دارم؟
برای همه افراد اطرافم تواضع دارم یا فقط برای بالادستیهای خودم تواضع دارم، اما به زیر دستان خودم زور میگم!
حالا بیا با هم برعکس این رفتار رو تصور کنیم اگه فردی نماز نخونه و ادعا کنه که نیازی به نماز نداره خودش میدونه که چیکار کنه؟...
آیا خود همین برداشت و رفتار نشانه غرور و تکبر نیست؟
خداوند میگه ای بنده من دوست دارم با من عشق بازی کنی و با من حرف بزنی به همون روشی که من میگم اما این شخص مورد نظر ما مرتب بگه نه نیازی نیست که توی خدا بگی من چه کار کنم...
خودم میدونم چطور با تو صحبت کنم...
من با تو فارسی صحبت میکنم.
برای همینه که امیرالمومنین(علیه السلام) و بقیه اهل بیت علیهم السلام تاکید زیادی دارند بر سجده کردن زیرا که سجده نزدیکترین حالت به خداوند و نزدیک ترین حالت انسان به تواضع و فروتنیه و این بهترین تمرین برای شکستن درخت کبر و غرور.
برای همین شیطون در حالت سجده از انسان دور میشه.
چون عملی که انسان انجام میده شیطون دوست نداره و اون مبارزه با کبر و غروره این کاریه که شیطون نخواست انجام بده.
نخواست سجده کنه به انسان، اگرچه امر و فرمان خداوند بود، چون کبر و غرور شیطون اجازه نداد که شیطون نجات پیدا کنه.
رفیق من به امام علی(علیه السلام)اعتماد کن قطعاً ضرر نمیکنی.
نماز مثل یه تبر آهنیه که هربار با رکوع، سجده و ذکرهاش، ضربهای محکم به تنه درخت سمی کبر و غرور میزنه.
با هر نماز، این درخت ترک برمیداره و ضعیف تر میشه.
همون طور که یک درخت بزرگ و تنومند با یک یا دو ضربه قطع نمیشه، قطع درخت کبر و غرور هم نیاز به تداوم در نماز داره.
استمرار در این عبادت، به تدریج، درخت کبر رو ضعیف و ضعیفتر میکنه تا جایی که کاملا فرو میریزه.
در نتیجه، شهر ما آزاد میشه تا گل ها و درخت های مفیدی مثل فروتنی، محبت و اخلاص رشد کنن و محبوبیت ما بین مردم و پیش خداوند روز به روز بیشتر بشه.
این تنها یه قسمت از کتاب و یه فایده از فایدههای نمازه که استاد گفتن.
اگه میخوای تو کهکشان نماز پرواز کنی، کتاب رو بردار و با استاد همسفر شو تا یه نماز باحال رو تجربه کنی.
آخر کلام
رفیق، نذار تو وجودت یه ذره از این کبر و غرور بمونه.
یه یاعلی بگو و تبر تیزت رو دست بگیر و این درخت سمی رو تو وجودت نابود کن.
۱-لقمان،۱۸
۲-نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲
_68924fcebd854.jpg)