فاطمه علیزاده

نماز سازه‌ایست با زیر بنای باورها؛ انگیزه های عبادت؟!

آدما رو باورهاشون می‌سازه. 
اگه باورهای خوبی داشته باشن، این باورها کاری میکنه که اونا کارهای خوب رو بپسندن و انجام بدن؛ ولی اگه باورهای غلط تو وجود کسی ریشه کنن، تمام کارهاشون رو تحت تاثیر قرار می‌دن و  همون کاری رو می‌کنن که باور دارن
.

باورها انگیزه‌ها رو هم می‌سازن.
یه سلام گرم، ممکنه با انگیزه احترام باشه، از روی ترس باشه، برای رسیدن به هدف باشه یا هر چیز دیگه و این باورها هستن که به آدم‌ها می‌گن با چه انگیزه‌ای و به چه کسی گرم سلام کن
.

از کدوم دسته ‌ای؟

آدما براساس انگیزه هاشون برای انجام کارها سه دسته هستن:

اول: کسایی که هر کاری که می‌خوان انجام بدن، اول فکر می‌کنن، می‌ارزه یا نه؟

اینا آدمایی هستن که معتقدن، دوستی که بدرد بخوره، همیشه تو جیبته.
این دسته، آدم های اطرافشون رو هم براساس سودرسانی تقسیم بندی می‌کنن.
حتی برای ایجاد یه دوستی جدید هم به این فکر می‌کنن که چقدر و کجا می‌تونن از این رفیق استفاده کنن
.

اگه کمک کسی می‌کنن، برای تلافی طرف مقابل هست؛ یا مثلا چشم روشنی دختر عمه پولداره رو سنگین میدن که اون موقع شادی ها سنگین جبران کنه!
یا برای استاد دم نوش می‌برن که آخر ترم، هوای نمره‌هاشونو داشته باشه!

یا با همسایه طبقه چهارم گرم سلام و احوالپرسی می‌کنن که تو بانک نوبت وامشو جلو بندازه و خلاصه کاری نیست که بدون سنجش سود و زیان از زیر دستشون رد بشه...

 

دوم: اونایی که تا از چیزی نترسن، کاری نمی‌کنن!
اینا همیشه به فکر ضرر هستند.
اگه به فلانی کادوی خوب ندیم، قهر می‌کنه، بد می‌شه.

اگه به خواهرشوهرم زنگ نزنم احوالشو بپرسم، دوباره آشوب به پا می‌کنه.
اگه خوب درس نخونم، آبروم جلوی دوستام می‌ره و کلی تیکه بارم می‌کنن.

اگه با همکارم درست گرم نگیرم و کارشو راه نندازم، زیرآبم رو پیش رییس می‌زنه و اخراج می‌شم.
خلاصه، این دسته آدما شاخصشون برا تصمیم گیری، ضرر سنجیه و خودشون رو اسیر قضاوت و عملکرد دیگران کردن
.

 

سوم: اونایی که عاشق کاری هستن که انجام میدن.
آدمایی با روح لطیف که از روی محبت به وظیفه شون عمل می‌کنن.
وقتی سلام می‌کنن، فرق نداره کی جلوشونه، از بچه کوچیک یا وزیر و وکیل، با محبت سلام می‌کنن.

وقتی هدیه می‌برن، فرقی نمی‌کنه دختر عمه پولداره باشه یا فقیره، در حد توانشان بهترین هدیه رو برای خوشحال کردن بقیه می‌خرن.
وقتی درس می‌خونن، فرقی نمی‌کنه نتیجه چیه، از وظیفه شون کم نمی‌زارن.

اگه سرکار هستن، زیر دست و بالادست، غریبه و آشنا فرقی نداره، کار همه رو تا جایی که بتونن راه می‌ندازن.
خلاصه، معیار سنجش این دسته آدما عشق و وظیفه است، نه به فکر منفعتن نه ضرر
!

تاجر، برده یا عاشق؟

مولا علی _علیه السلام_ در کلام نورانیشون، عبادت کننده‌ها رو هم به همین سه دسته تقسیم می‌کنن:

اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّارِ، وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبیدِ، وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَحْرارِ.(1)

گروه اول، تاجر گونه خدارو عبادت می‌کنن و دنبال ثواب و بهشتند.
گروهی مثل برده‌ها و از ترس عذاب و آتش جهنم و گروهی چنان عاشقند که اگر عذاب و پاداشی هم نبود، خدای خود را می‌پرستیدن. این عبادت آزادگان هست
.

بله، باورها و انگیزه ها حتی می‌تونه رو عبادت ما و کیفیتش اثر بذاره.
پس باید چاره کرد و برای ساختن باورها تلاش کرد تا در این مدت کوتاه زندگی، بهترین و باکیفیت‌ترین توشه رو جمع کرد
.

 

تمرین خوش باوری!

خدای مهربان ما، اینجا هم مارو تنها نگذاشته و تمرین روزانه ای رو برامون آماده کرده تا با توجه در اون بتونیم باورهامون رو درست کنیم تا بهترین و با کیفیت‌ترین توشه رو همراهمون ببریم.

خدا آغوش باز کرده و گفته: روزی پنج بار بیا پیش خودم، بنده عزیزم.
بیا با من حرف بزن.
بلند بگو الله اکبر! یعنی تو بزرگترینی، پس چرا از چیزی بترسم! تمام حواست رو به من بده.

بسم الله الرحمن الرحیم، به نام تو که خدای مهربان و بخشنده منی!
من هم مثل تو می‌بخشم و مهربانی می‌کنم بی
منت و توقع.
الحمدلله رب العالمین، خدارو شکر که تو پروردگار عالمی.

الرحمن الرحیم، خدای بزرگ اما مهربان و بخشنده‌ی من.
مالک یوم الدین، کسی که حساب و کتاب روز قیامت دستشه.
ایاک نعبد و ایاک نستعین، تو فقط شایسته عبادتی پس فقط تو را می‌پرستم و فقط تو در این عالم اثر گذاری، پس فقط از خودت کمک می‌خوام.

اهدنا الصراط المستقیم، پس بیا و آقایی رو در حقم کامل کن و منو به راه خودت ببر.
صراط الذین انعمت علیهم، راه همون کسایی که دوست داشتن و دوستشون داشتی.
غیر المغضوب علیهم و لا الضالین، نباشم بین کسایی که ازشون بدت میاد و راهتو گم کردن
.

حالا سرتو جلوی من، قدرت اول عالم خم ‌کن بگو، تو پاکی و بزرگی.
روی خاک بیوفت و اقرار من پر از عیبم و تو پوشاندی.
بگو تا خودم جلوی چشمان همه بزرگت کنم، عزیزت کنم.

روزی چندین بار این مفاهیم رو با خودت مرور کن و انرژی بگیر بنده من.
این کار نه برای من، که برای تومفیده! که تو این دنیای هزار رنگ و با این همه دشمن ازدرون و بیرون، با خیال راحت بدونی، دستت تو دست منه و هواتو دارم
.

چه خدای مهربانی! واقعا چه باورهایی با تکرار این مفاهیم، تو دلمون میشینه!
باورهایی که ریشه می‌کنن و انگیزه میشن برای حرکت تو کل زندگی مثل خون تو رگ‌ها
.

چه وجود سراسر ایمان و عشقی می‌سازه برای ما این نماز.
برای همین ستون دینه و این‌همه بزرگان دین بهش تاکید کردن.
چه آرامش عمیقی داره، کسی که دستش رو تو دست همچین خدایی گذاشته
.

این معجزه یه نماز باحاله.
می‌خوای بیشتر با نماز همراه بشی و مشکلات دنیا رو باهاش حل کنی؟
می
خوای بدونی چه کارهایی رو می‌شه با نماز انجام داد و چه شاه کلیدی تو دستاته؟

باید همراه بشی با یه کتاب جذاب که خواننده رو از سکوی وجود خودش، به کهکشان نماز پرواز می‌ده و این نوش دارو رو بهش معرفی می‌کنه.
کتاب « نماز باحال» نوشته استاد سید کاظم روحبخش.

متنی ساده اما محتوایی عمیقی داره اگه می خوایی مثل من حال دلت موقع نماز خوندن جلا پیدا کنه برو کتاب بگیر بخون وبدون که مثل قبل فقط خم وراست ساده نمیری که اسمش بذاری نماز..!
نماز می خونی برای پرودگاری که می تونی درالفبا اذکارنمازروح خدارا پیدا کنی.

 

حرف آخر

دوست من، بیا و یکبار به خدای خودت اعتماد کن.
با خودت خلوت کن.
باورها تو لیست کن و به خودت نگاه کن.

تو همونی هستی که این باورها ساختن.
وقتشه یه خونه تکونی اساسی به باورهات بدی.

با شاخص خدا بهشون نگاه کن و بعد، بعضی هاشونو بریز دور، بعضی هارو سفت بچسب و برای هرکدوم به اندازه‌ای که باید، ارزش بده.
یادت باشه، خدا تنها کسیه تو عالم، که صادقانه دوستت داره
!

 

۱-نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷

 

 

نظرات