عصر آسایش، عصر تکنولوژی عصر خودمون رو میگم.
زمونهای که توش زندگی میکنیم.
دنیای پر از آسایش.
کی قدیمیا فکر میکردن بشه تو نیم ساعت از تهران به مشهد رفت یا تو هر زمان با هرکسی که دوست داری تو هر نقطه دنیا صحبت کنی؟
کی زنای قدیم تصور میکردن یه کوه لباس رو بندازی تو ماشین و دوساعت بعد تمیز و خشک تحویل بگیری؟
بدون اینکه بری تا دم در، با هوار بگی اومدم، یه دکمه بزنی در بازشه!
هر زمان از شبانه روز بخوای، آب گرم آماده است و میتونی بری و یه دوش مشتی بگیری، بدون اینکه بخوای آب گرم کنی یا بری حموم عمومی!
یه کوه ظرف مهمونی رو سه سوته میریزی تو ماشین و تمیز تحویل میگیری در حالی که آروم کنار مهمونا نشستی و گپ و گفت میکنی و...
دنیای پر از آسایش ما که هر چی بخوای به بهترین و راحت ترین صورت میتونی انجام بدی!
زندگی که آرزوی پادشاه های قدیم بود!
ولی چرا هیچکس راضی نیست!
چرا انگار یه چیزی کمه!
هرچی آسایش بیشتر میشه انگار بازم یه جای کار میلنگه!
اون روی سکه
بذار از یه طرف دیگه به این زمونه نگاه کنیم.
زمونهی شلوغ و پر استرسمون.
دنیایی پر از شلوغی، دود، نگرانی!
تورم، کرایه خونه، بیماری، دروغ و فریب، اختلاس و دزدی، مشکلات ازدواج، طلاق، بحران های اجتماعی، اعتیاد...
وای سرم سوت کشید!
خب، فکر کردی دنیای امروزی کم میاره!
برای همه اینا راهکار میذاره!
نگرانی، استرس داری، کاری نداره.
یه مسافرت حالتو خوب میکنه.
دست رفقا رو بگیر و برو کافه!
یه پارتی بگیر با دوستات خوش بگذرون حالت خوب میشه!
مشروب بزن حالت جا میاد.
تنهایی!
خب چرا دوست اجتماعی برا خودت پیدا نمیکنی اونم از جنس مخالف تا تکمیلت کنه!
موسیقی درمانی، مدیتیشن و یوگا، آب درمانی، انواع قرص های اعتیادآور، مواد مخدر و...
اما انگار اینا هیچ کدوم اونی نیست که بتونه روح درهم شده و خسته نسل امروز رو آروم کنه!
آروم! آروم! آره، انگار متوجه شدم.
اون چیزی که آدما چه فقیر و چه پولدار، با این همه تفریح و سرگرمی و آسایش، بازم در به در دنبالشن، آرامشه!
همه این راههایی که دنیای مدرن برای آرامش پیشنهاد میده، شاید موقتی حالمون رو خوب کنه، ولی دائمی نیست.
مثلاً وقتی از مهمونی برمیگردی، دوباره همون نگرانی ها و استرس ها میاد سراغت!
بعد تمرین های یوگا، بهت زنگ میزنن که موقع دادن اجاره است و تو حساب تو عنکبوت هم خونه نکرده!
دوباره بهم میریزی.
تو مسافرتی و داری لذت میبری که یهو پیامک میاد، فردا باید برای پیگیری شکایتت بری دادگاه و حالت گرفته میشه و...
نخیر، فایده نداره!
دنبال یه چیزی هستم که هرجا و تو هر حالی، حتی تو بحرانیترین شرایط، بهم آرامش بده، اونم واقعی!
دنیای ما یا دنیای خدا
ما آدما فراموش کردیم که این دنیا رو یکی دیگه درست کرده و خودش براش قانون گذاشته.
فک کردیم چون خفن شدیم و دیگه با هوش مصنوعی کارامون رو میکنیم، میتونیم به تموم دنیا مسلط بشیم و از خالقش و قانوناش بی نیازیم!
فک میکنیم که میتونیم قانون های خالق این جهان رو هم تغییر بدیم.
ولی اینجوری نیست رفیق، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، تو دنیایی زندگی میکنیم که قوانین خودشو داره.
اگه با این قوانین همراه نشیم، تنها کسی که ضرر میکنه و اذیت میشه، ما هستیم.
خدا قانون آرامش تو این دنیا رو فقط تو یه چیز گذاشته و به همه هم اعلام کرده که جای دیگه دنبالش نگردن:«الا بذکر الله مطمئن القلوب؛ آگاه باشید! دلها با یاد خدا آرامش پیدا میکند»(1)
آرامش تو پول نیست، تو آسایش و وسایل رفاهی بیشتر نیست، تو تفریح و سرگرمی های آنچنانی نیست، تو مشروبات الکلی و قرص های مخدر نیست! آرامش رو خدا تو یاد خودش گذاشته و بس.
هر چیزی که تو رو یاد خدا بندازه، میشه مایهی آرامش.
از یه درد و دل و گفتگوی خودمونی و دونفره با خدا تا مناجات های عاشقانه سحر.
بین همه این راه، یه راهی میانبر و موثرتره.
راهی که خدا از لطف و کرمش برا هممون باز گذاشته تا راه گم نکنیم.
تا انرژیمون نیوفته.
تا مدرنیته گولمون نزنه و بتونیم از داشتهها و نداشتههامون لذت ببریم.
شاه راه نماز.
بله همین نماز خودمون.
همین هفده رکعت واجب.
این نماز معجزه آرامشه، اگه بهش دلتو بسپاری و باهاش همراه بشی.
یه نماز باحال، مثل همون نمازهایی که استاد روحبخش تو کتاب «نمازباحال» یادمون داده.
کتابی با یه داستان خیالی که یه واقعیت بزرگ رو نمایش میده:
«یادته قبل از سفر گفتم داخل کوله باید چه وسایلی بگذاری...
الان وقتشه...
کشتی فولادی رو با خودت آوردی؟
منظورم همون ماکت کشتیه والا هرکسی میدونه کشتی فولادی تو کوله جا نمیشه.
همین الان در کوله رو باز کن و کشتی فولادی رو بیرون بیار.
اون رو بین دستات بگیر و خوب بهش نگاه کن. میبینی چقدر سخت و مقاومه؟
با هرضربهای آسیب نمیبینه.
این کشتی فولادی رو اگه میون دریای طوفانی رها کنی، بخاطر استقامت بالایی که داره دووم میاره.
کشتی رو به قلبت نزدیک کن و ازش الهام بگیر.
من و تو هم میتونیم مثل این کشتی فولادی قوی و محکم باشیم، به شرطی که به قوی ترین نیروی عالم هستی متصل بشیم...
اون وقت هیچ چیز نمیتونه من و تو رو تکون بده».
قسمتی از کتاب بود.
اگه دوست داری یه تجربه متفاوت از نماز داشته باشی، بشین پای کلمات کتاب استاد و خودتو پیدا کن.
یک کلام ختم کلام
رفیق!
اینهمه عصر تکنولوژی راه برای آرامش بهت نشون داد و رفتی و نتیجه نگرفتی و حال و هوای دلت هنوز ناجوره!
یه بار بیا مردونه به حرف خالق مهربونت گوش بده و راهش رو امتحان کن!
قول میدم جواب میده.
کتاب خوندی نظرت برام بنویس.منتظرتم رفیق
۱-رعد،۲۸
_68924fcebd53d.jpg)