زینب قاسمی

سرگذشت سلمان فارسی| از آتش پرستی تا الله پرستی!+تصویر

تا بحال دیدید یک فرد مهم و ارزشمندی رو همه آدم ها دوست دارند به نحوی به خودشان منتسب کنند؟
"این آدم هم محله ای ما بود.
زادگاهش شهر ما بود.

ما محل کار خیلی باهم رفت و آمد داشتیم.
ما خیلی با هم رفیقیم."
او اینگونه بود.

برای جهاد همراه با رسول خدا مشتاق بود.
پیشنهادی راهبردی که او برای دفاع از شهر مدینه داده بود بسیار بجا و گره گشا بود که تحسین همه را برانگیخت.
با اینکه جوانی را پشت سر گذاشته بود اما قلبش جوان بود و پای کار کندن خندق دورتادور شهر مدینه، تمام قوت جسمانی اش را بکار گرفت و از چیزی کم نگذاشت. 

یک روز شعری سرود و در همان گرما و سختی کار حفر کردن خندق های بزرگ، برای پیامبر صلی الله علیه  آله خواند.
همه به وجد آمدند.
خستگی ها مثل آبی سرازیر شد و شور به جانها دوید.

همه به تقلا افتادند...
او از ما مهاجرین است.
او از جایی دیگر به اینجا هجرت کرده...

عدهای دیگر به تکاپو افتادند: نه او از انصار است.
از قبل از هجرت پیامبر در یثرب بوده.
مال ماست.    

در همین زمان جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فصل الخطاب شد:

"سلمان منا اهل البیت"

این جمله بارها بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله نقش بست و حتی بعدتر در گفتار ائمه ما.
افتخاری همیشگی بر پیشانی سلمان.
سلمانی که ریشه اش از فارس بود و در این راه انتخاب دین اسلام پیشگام بود.
او اولین فرد از اهل فارس که ایمان آورد.

و بعدها زمانی که اهل فارس با رغبت گروه گروه به اسلام پیوستند، او مدتی فرماندار شهر مدائن بود و از تلاش های او و آموزه های او، دین در میان خون و رگ اهل فارس ریشه دواند. 
شاید درست تر از اینکه بگوییم سلمان از ایران است، این باشد که فارس و ایران از سلمان فارسی است.

اما سلمان چگونه این مسیر را طی کرد؟

چگونه این مقام و قرب را پیدا کرد که نزدیک به خاندان پیامبر گشت و سلمان محمدی شهرت گرفت؟!

در تاریخ نوشته اند که سلمان بخاطر روحیه خداجویی و حق طلبی در جوانی از دیار خودش که مردمانی زرتشت بودند، پا به سفر نهاد و سفری طولانی برای پیدا کردن حقیقت را آغاز کرد.
به نزد کلیساها و بزرگان مسیحیت رفت و سالها شاگردی کرد و علم آموخت تا اینکه از یکی از اسقف های بزرگ مسیحیت، بشارت ظهور پیامبر آخرالزمانی را شنید.

دوباره راهی سفر گشت تا دین و خدا را از سرچشمه بیابد.
وقتی بعد سالها به رسول اکرم صلی الله علیه و اله رسید و نشانه های پیامبری آن حضرت را مطابق اخبار مسیحیت دید، فورا ایمان آورد و پیامبر نام سلمان را برای او انتخاب کردند.

حقیقت را جستجو کردن، یافتن و بر آن پای فشردن آن چیزی بود که سلمان را سلمان کرد.
سلمان از تعصبات قبیله ای بدور بود.
اخلاق ناپسندی که عرب جاهلی به آن می بالید، بارها و بارها باعث رنجش خاطر سلمان گشته بود.

اما به جایش سلمان راه درست و نور را بهتر از همه فهمید.
سعادت و هدایت در میان خاندان اهل بیت است.
تنها کسانی از همه برتر بودند که از همه باتقواتر بودند و کسی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله باتقواتر وجود ندارد.

پس تمام سعی خود را نمود تا به این خاندان نزدیک باشد.
از یاران معدود مولاعلی علیه السلام بعد از ماجرای سقیفه بود و علنا از حق دفاع کرد.

به سبب ایمان بسیار و اعتماد به او به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها رفت و آمد داشت و احادیث پرباری را از خانم حضرت سلام سلام الله علیها آموخت.
و از کسانی بود که در تشییع غریبانه مادر سادات سلام الله علیها شرکت داشت.

سرافرازی و افتخارات سلمان به همین موارد و حتی تنها به شخص خودش، بسنده نمیشود. 
بارها ذکر خوبی سرزمین و وطن سلمان و مردمان سرزمین او میان لبهای پیامبرمان نقش بست.
مردمانی که به رغبت اسلام می آورند.

مردمانی که اگر ایمان حتی در ستاره ثریا هم باشد به آن دست می یابند.(2)
مردمانی که کتاب قرآن حتی اگر به عربی باشد، باز برای فهمدین حقیقت سراغ آن میروند و آن را با دل و جان انتخاب میکنند و ایمان می آورند و این فضلیتی است برای اهل فارس.(3) 

روزی که آیه 54 سوره مائده نازل شد مثل یک هشدار برای مسلمانان بود.
که ای مسلمانان! حواستان باشد.
اگر به دین خود پشت کنید، خداوند در آینده قومی با ویژگی هایی بسیار برجسته، جایگزین شما خواهد کرد که دین خدا را یاری می کنند.

وقتی از پیامبر سوال کردند که آنها چه کسانی اند؟
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دست به شانه‌ى سلمان فارسى‌ زده و فرمودند: هموطنان تو مصداق این آیه‌ هستند.

همان هم وطنایی که مانند سلمان برای یافتن حقیقت و پیدا کردن آن هیچ تلاشی را دریغ نمی کنند و وقتی آن را یافتند بر آن پای میفشارند.
حتی اگر امام در جامعه غایب باشد.

حتی اگر فتنه ها و سختی ها مثل غباری همه جا را فرا بگیرد و حتی اگر خود آن اعراب حجاز و...
از  راه درست و مستقیم دور شوند که این اتفاق هیچ بعید نخواهد بود.(4) 
اما باز دلیر مردانی هستند که راه خدا و دین را بر همه چیز مقدم می
دانند.

خدا آنها را دوست میدارد و آنان نیز خدا را دوست میدارند.
نسبت به مومنان متواضع و فروتن و نسبت به کافران و دشمنان مقتدر و با عزت برخورد می
کند.
در راه خدا با دل و جان جهاد می
کنند و از هیچ نکوهش و ملامتی باکی ندارند.(5) 

پا جای پای سلمان محمدی

حال این ما هستیم و عرصه روزگار.

ما مردمان سرزمین فارس که زمزمه های تاریخ به گوش مان رسیده است.
قلب هایمان به نور پربرکت اسلام منور شده است و حوادث و رویدادهای مهم جهان در پیش روی ماست.

به یقین این روزها و ایام و انتخابها و فعل ما تاثیری شگرف در تحولات کل جهان دارد.
اینک آیا شانه
ی ما مردم فارس، تحمل بار این مسئولیت عظیم را دارد؟
آیا ما درست مثل سلمان، پا جای پای قدم های درست او میگذاریم و حق را بخوبی می یابیم و حمایت میکنیم؟

و زمین و زمان را آماده برای ظهور یگانه منجی عالم میگردانیم؟
این اقدامی بسیار مهم است.
اگر هدف را انتخاب کردی بیا کمی باهم سلمان بودن را تمرین کنیم؛ یکی از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان پرسید:

چقدر از شما می شنوم که سلمان فارسی را نام می برید؟
حضرت فرمود: نگو سلمان فارسی، بگو سلمان محمدی.
می دانی چرا سلمان، اینقدر نزد ما عزیز و گرامی است؟

عرض کردم‌: نه نمی دانم مولای من!
فرمود: سلمان، به خاطر سه ویژگی نزد ما عزیز و گرامی است:

1-خواستة امیر المؤمنین را بر خواستة خود مقدم می داشت.
2- محرومان و فقرا را دوست داشته و بر ثروتمندان ترجیح می‌داد.
3-علم و عالمان را گرامی می داشت.
بدان که سلمان، عبد صالح خدا، حق گرا و مسلمان بود و از مشرکین نبود.(6)     

منابع:

1.        پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:

(ابشروا یا بنى فروخ! فلو کان الایمان معلقاً بالثریّا لاتناله العرب لنا له العجم.) . (تاریخ اصبهان) ج1 . ص 514

بر شما بشارت باد اى فرزندان فرّوخ! اگر ایمان به ستاره ثریا آویزان باشد عرب به آن دست نمى یابد امّا عجم به آن خواهد رسید. / با توجه به این که واژه (فرّخ) فارسى و به معناى فرخنده است و این که مضمون این حدیث بارها از جانب  پیامبر(ص) درباره ایرانیان گفته شده مى توان گفت: مراد از (بنى فرّوخ) ایرانیان هستند.

 

2.      امام صادق(ع) مى فرماید:

(لو انزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب وقد نزل على العرب فآمنت به العجم فهذه فضیلة العجم.) . میزان الحکمه محمد محمدی ری شهری ج1 . ص 355

اگر قرآن به ایرانیان نازل مى شد عرب به آن ایمان نمى آورد ولى بر عرب نازل شد و ایرانیان به آن ایمان آوردند. این فضیلتى است براى ایرانیان.

3.     پیامبر اکرم(ص) فرمود:

(معاشر قریش! تضربون العجم على الاسلام هذا واللّه لیضربنّکم علیه عوداً.)

اى گروه قریش! شما ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر مى زنید. به خدا سوگند آنان در آینده شما را براى بازگرداندن به اسلام با شمشیر مى زنند.

4.       ترجمه آیه 54 سوره مائده

5.      بحارالانوار، ج22، ص32

 

 

 

 

نظرات