اعتبارسوزی در خانه: ریشهها و راهکارهای بدقولی
(سید کاظم روحبخش قسمت آخر)
آیا شما در خانه اعتبار دارید؟
آیا اعضای خانوادهی شما برایتان به عنوان پدر، مادر، همسر و یا فرزند اعتباری قائلند؟
مشاورهها و گفتوگوی ما با خانوادههای متعدد نشان میدهد که اینگونه نیست و غالب افراد از بیاعتباریشان نزد خانواده ناراحت و رنجیده خاطرند.
والدین گله میکنند که بچهها ما اصلاً برای حرف ما ارزشی قائل نیستند و نصیحت و تذکر ما را به هیچ میگیرند و گویی با دیوار حرف زدهایم.
زن و شوهرها گلهمندند که همسرم به من اهمیتی نمیدهد و نظر من برایش مهم نیست.
فرزندان شکایت میکنند که والدین، ما را آدم حساب نمیکنند.
واقعیت این است که بیاعتباری بسیار رنجآور است.
1. نقش اعتبار: از بازار تا خانه
کاسبی را در بازار تصور کنید که سرمایهی خوبی دارد اما نزد کسبهی دیگر اعتباری ندارد. بدیهی است که کمتر کسی حاضر به معامله با اوست و بهسختی میتواند به موفقیتی دست یابد.
از طرفی کاسبی دیگر را در نظر بگیرید که سرمایه چندانی ندارد اما از اعتبار فوقالعادهای نزد همکارانش برخوردار است. روشن است که راه موفقیت برای او هموارتر است.
خانهای که اعتبار حرف اول را میزند
حال اگر اعتبار در بازار تا این حد تعیینکننده و عامل موفقیت است، بیتردید در خانه و خانواده مهمتر است.
اساساً این یک قانون کلی است که:
هر چه خوب است در خانه خوبتر است و هرچه بد است در خانه بدتر است.
اگر خوشاخلاقی و گذشت و خدمت به دیگران خوب است، در خانه خوبتر است.
و اگر بداخلاقی و کینهای بودن و خودخواهی بد است در خانه بدتر است.
اگر اعتبار و ارزشمندی همه جا خوب و عامل موفقیت است، در خانه خوبتر است.
اینکه خانواده به فکر و نظر و سلیقهی ما احترام بگذارند، از ما حرفشنوی داشته باشند، تذکرمان را جدی بگیرند و برای ما ارزش قائل شوند، همه به این وابسته است که با اعتبار باشیم.
2. ریشهیابی بیاعتباری: رفتار خودمان
اما سؤال اینجاست که چرا چنین نیست؟
آیا مقصر اطرافیان ما هستند یا خودمان؟
آیا باید از خانواده شاکی و گلهمند باشیم که ما را بهحساب نمیآورند، یا اینکه باید خود را ملامت و سرزنش کنیم؟
باید بگوییم که علت عمدهی بیاعتباری ما، رفتارهای خودمان بوده و هست.
در واقع این خطاهای رفتاری ما بوده که آگاهانه یا ناآگاهانه و بهتدریج و بهمرور زمان ارج و قرب ما را کم کرده و ما را از ارزش و اعتبار انداخته است و برای احیا و بازسازی این ارزش و اعتبار، خودمان باید دست بهکار شویم و رفتارمان را تغییر دهیم.
نگرش دیگران نسبت به ما تاکنون نتیجهی رفتار ما بوده و تغییر این نگرش مستلزم تغییر رفتار ماست.
سؤال بعدی این است که چه رفتارهایی سبب بیاعتباری ما میشود؟
و از کجا باید شروع کنیم؟
باید بگوییم که رفتارهای اعتبارسوز بسیار زیادند.
در این مقاله به چند مورد مهم اشاره میکنیم:
3. بدقولی: ویرانگرترین رفتار اعتبارسوز
1- بدقولی: شاید از بین عواملی که باعث بیاعتباری ما نزد دیگران میشود کمتر موردی بهاندازهی بدقولی مهم باشد.
«بدقولی یعنی ویرانی ارزش و اعتبار».
اندازه و شدت وفاداری و تعهد ما نسبت به قولهایی که به دیگران دادهایم و قرارهایی که با دیگران گذاشتهایم در اعتباریابی ما بهشدت حائز اهمیت است.
اینکه بدقولی، عامل بیاعتباری است، نکتهای نیست که دور از ذهن باشد و همه ما تجربه کردهایم اما با این همه باز غفلت میکنیم و قول و قرارهایمان را جدی نمیگیریم.
بدقولی در خانه: مثالها و آثار
متأسفانه این کمتعهدی یا بیتعهدی به وعدهها، در خانه و نسبت به نزدیکانمان شدت و شیوع بیشتری دارد.
مثال: مادری به دخترش وعده میدهد که اگر غذایت را تا آخر بخوری با هم به پارک میرویم.
دختر مشتاقانه غذایش را میخورد و بلافاصله وعدهی مادر را یادآوری میکند.
اما مادر آمادگی ندارد یا احساس خستگی میکند و وعدهی فردا و پسفردا را میدهد.
دختر اصرار میکند، گریه میکند و سرانجام با توپ و تشر مادر یا از سر استیصال و درماندگی آرام میگیرد.
اما آیا واقعاً همه چیز آرام شده است؟
در حقیقت به اعتبار مادر نزد ذهن دخترش لطمهای وارد شده که در حرفشنوی دختر در آینده اثر منفی میگذارد.
اگر شما ازدواج کردهاید اکنون با خود فکر کنید تا همین جا که از زندگی مشترکتان میگذرد چقدر به وعدههایی که به همسرتان دادهاید متعهد بودهاید.
آیا حرفی زدهاید و بعدها عمل نکردهاید؟
اعتبار امروز شما نزد همسرتان به پایبندی یا عدم پایبندی شما به تعهدهایتان برمیگردد.
توجیهات پذیرفته نیستند
ممکن است بگویید من وقتی به کسی قول میدهم به هیچ عنوان قصد فریب دادن و خلف وعده ندارم اما گاهی وعدهام را فراموش میکنم و یا اینکه مانعی برایم پیش میآید که نمیتوانم به قولم عمل کنم.
باید بگویم متأسفانه هیچ کدام از اینها نمیتواند مانع بیاعتباری ما شود.
یعنی در هر صورت خلف وعده و بدقولی به ارزش و اعتبار ما آسیب و خدشهای جدی وارد میکند و پس از مدتی کلاً بیاعتبارمان میسازد.
4. چگونه خوشقول باشیم؟(۵ راهکار عملی)
اما چه کنیم تا بدقولی نکنیم؟
چگونه خوشقول باشیم؟
الف) توجه به پیامدهای اخلاقی و معنوی
به پیامدهای منفی بدقولی و آثار مثبت خوشقولی توجه کنید.
مدام به سود و زیان خوشقولی و بدقولی فکر کنید.
این به شما انگیزه میدهد و برای وفای به عهد مصممتان میسازد.
خوشقولی نه تنها اعتبار شما را زیاد میکند بلکه باعث محبوبیت و نفوذ شما به قلب دیگران میشود.
در فرمایشات معصومین علیه السلام وفای به عهد را نشانهی جدی ایمان خواندهاند و حتی وعده آن را دادهاند که فردی که به وعده و قولاش بهطور جدی متعهد و وفادار است با پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) محشور میشود.
پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرمودهاند:«نزدیکترین شما به من در قیامت راستگوترین، خوشقولترین و خوشاخلاقترین شماست».
ب) خود را تشویق و تنبیه کنید
اگر به فرزند، همسر، والدین و... قولی دادهاید و به آن وفادار نبودید یا آن را بهتأخیر انداختهاید، خود را بهطور جدی تنبیه کنید.
برای خود جریمهای در نظر بگیرید و یا خود را از یک موضوع مورد علاقه در آن روز محروم کنید.
در عین حال اگر خوشقولی کردید خدا را شکر کنید و خود را تشویق کنید.
ج) عجله نکنید
وقتی میخواهید به کسی قول بدهید کاملاً جوانب کار را بررسی کنید.
توانمندی خود را بسنجید، فرصت و زمان خود را ارزیابی کنید، حوصلهی خود را در نظر بگیرید و پس از آن تصمیم بگیرید که قول بدهید.
وعدههای عجولانه معمولاً به بدقولی و شرمندگی میانجامد.
د) اگر یقین به انجام ندارید وعده ندهید
حتی اگر به احتمال زیاد قادر به انجام کاری هستید قول ندهید، باید مطمئن باشید که میتوانید.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودهاند:«چیزی را که یقین به وفای به آن نداری وعده مده».
بنابراین تا آنجا که میتوانید وعدهای ندهید.
ت) یادداشت کنید
دفترچهی کوچکی را برای خود تهیه کنید و کوچکترین قول و قرارهای خود را داخل آن یادداشت کنید.
حتی اگر به همسرتان قول دادهاید که یک کیلو پرتقال بخرید و یا برای فرزندتان یک مداد بخرید و یا به خواهرتان قول دادهاید که به او زنگ بزنید، آنها را یادداشت کنید و جدی بگیرید.
حرف آخر: خوشقولی، ستون خیمهی موفقیت
درسی که این مقاله به ما آموخت، فراتر از معاملات بازار و مسائل خانوادگی است؛ این درس دربارهی اثر تخریبی بزرگترین خطای رفتاری ما، یعنی بدقولی، بر کل زندگیمان بود.
بیاعتباری در خانه(که نتیجهی بدقولیهای کوچک ما به همسر و فرزند است) صرفاً یک ناراحتی نیست، بلکه نابودکنندهی مهمترین سرمایهی درونی ماست:"قدرت اراده".
کسی که قول خرید یک مداد یا رفتن به پارک را جدی نمیگیرد، چگونه انتظار دارد قول بزرگ خود برای "رسیدن به هدف یکساله" را جدی بگیرد؟
خوشقولی، در واقع، تمرین روزانهی تعهد است.
اگر میخواهید فردی باشید که اهداف بزرگش را زمانبندی میکند و به آن میرسد، باید از همین حالا تمرین کنید که به قولهای کوچک خانهتان وفادار بمانید.
عضلهی اراده، با وعدههای صادقانه و عمل به آنها تقویت میشود.
تنها با جدی گرفتن و یادداشت کردن کوچکترین تعهدات و پرهیز از وعدههای عجولانه است که میتوانید آن صفت مثبت(اراده) را قوی کنید و آن مانع(تنبلی و خلف وعده) را کنار بزنید.
نتیجه: اعتبار شما نزد دیگران(چه در خانه و چه در جامعه)، مستقیماً با پایبندی شما به تعهدات گره خورده است.
پس برای رسیدن به اهداف بزرگتان، از وفای به عهد کوچکترین قولهایتان شروع کنید؛ این سادهترین و قدرتمندترین راه برای ساختن یک شخصیت هدفمند و قابل اعتماد است.
خیلی ممنونم که تا آخر این مقاله همراه ما بودید، لازم به ذکر است که این مقاله برگرفته شده از مقاله استاد سید مجتبی حورایی میباشد، امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید.
_6915ac0973c2f.jpg)