ریشه یابی پرخاشگری نوجوان
مامان اصلا نگاه نمیکنه من پسرم، منِ پسر چه به ظرف شستن! خدیجه با تبلت بازی کنه ولی من باید ظرف بشورم. مادر صدای غرلند پسر چهارده ساله خود را که شنید گفت: مادر کار دختر و پسر ندارد... هنوز جمله مادر تمام نشده خدیجه بازیگوش از پشت مادر سر خود را بیرون در آورد زبان درازی کرد گفت: بدو! باید تو کار کنی من استراحت کنم.
پسر طاقت نیاورد دنبال خواهر افتاد، روی کابینت قوری جهیزیه مادر بخاطر دعوا بچه ها افتاد شکست، مادر عصبانی که بس کنید؛ تمامش کنید .پسر داستان ما خیلی ناراحت شد که چرا مادر پشت او را نگرفته است؛ به مادر اعتراض میکند مادر میگوید وقتی من به تو کاری میدهم باید انجام بدی نه اینکه مثل بچه ها به جان هم بیافتید.
پسر طاقت نیاورد و به روی مادر صدا بلند کرد که من نمیتوانم این ظلم شما را تحمل کنم و از درب خانه بیرون زد، تمام مدت پسر از قصه دیروز که نوبت او بود نمازخانه مدرسه تمیز کند در حین جارو کردن بچه های سال پایینی او را مسخره کردند و ناظم چیزی به آنها نگفت، فقط بچه های سال پایین از نمازخانه بیرون کرد و برگشت به پسر گفت: سریع کار خود را تمام کند.
پسر خیلی عصبانی و کفری بود. با خود میگفت این بزرگترها چقدر زورگو هستند و به این کوچکتر ها بها میدهند و پررو شان میکنند. ساعتها چرخید زمانی که به خود آمد، خود را در پارک نزدیک خانه دید. هنوز نتوانسته بود خود را متقاعد کند به خانه برود. سر خود را با گل و حشرات داخل باغچه سر گرم کرد به خود آمد دید، خیلی دیر شده و ساعت از 9 گذشته سریع به خانه برگشت. پدر و مادر سراسیمه به استقبال او آمدند گفتند کجا بودی!!!
مادر با چشمان پر اشک شروع کرد با غر با پسر حرف زدن پدر اشاره کرد من با او حرف میزنم...
تا بحال شده چنین اتفاقی یا شبیه این اتفاق برای شما بیفتد؟
تا حدی که برای شما سوال شود فرزند من این شکلی نبود! چرا اینقدر پرخاشگر شد؟
یا اگر شمایی که این مقاله را میخوانید، نوجوان هستید، تابحال برای تان سوال نشده که چرا اینقدر اخلاقتان عوض شده و سر هر چیز و ناچیزی عصبانی هستید؟
همیشه از این اتفاقات در سن نوجوانی برای همه ما اتفاق افتاده است، حالا با شدت کمتر یا بیشتر، زمانی که از اتفاق و حادثهایی عصبانی هستی، زمانی که بشینی و فکر کنی؛ میبینی به شرط برخورد صحیح و درست میتوانی از آن اتفاق درس بگیری.
پس از مشکلات فرار نکن، فکر کن و از شکست خوردن و طرد شدن درس بگیر! نه تنها با عصبانیت مشکلی درست نمیشود، بلکه همه چیز به هم میریزد.
باید با علت یابی درست باعث رشد و بالندگی خودت بشوی و در برخورد با مسائل و در حل مشکلات، مهارت کافی را بدست آوری، آن موقع است که موفق خواهی شد.
در نتیجه این موفقیت، با روحیه شاد و حالتی نشاط انگیز و با شوق تمام به فعالیت روزانه خود میپردازی، در ادامه روزهای آینده به صورت روز افزون، در کارها روندی موفقیت آمیز و پویا و حالتی شوق آمیز خواهی داشت:
امام علی علیه السلام میفرمایند: اساس تعقل، اندیشیدن است و نتیجهاش آرامش روانی است.(1)
منطق نوجوان
نوجوانان در این عصر تکنولوژی، اختراعات، ابداعات و اکتشافات گوناگون، در گوشه کنار جهان، روی افکار آنها تاثیر گذاشته است، به طوری که نوجوانان، اکنون با دیدی متفاوت به مسائل پیرامون خود مینگرند.
ارتباطات و فراورده های هنری، رسانه های تبلیغاتی مثل اینستاگرام، تویتر و یوتیوب، پیچیدگی مسائل ارتباطی و تنوع خواسته ها و نیازهای نوجوانان عصر ما را به شکلی مشخص، نسبت به گذشته متفاوت ساخته است.
درگذشته مواد مخدر فقط در هنگام بیماری و برای درمان به کار میرفت، درحالی که امروزه بسیاری از نوجوانان، جوانان از آن برای سرپوش گذاردن بر درد های درونی و برای بی حس کردن خود استفاده میکنند.
در گذشته کوچکتر ها از بزرگتر ها حساب میبردند و بزرگی و کوچکی مطرح بود؛ اما هم اکنون، نوجوان و جوان ما هیچ تفاوتی بین خود و بزرگ سالان نمیبینند. آن وقت ها جوانان در کنار خانواده ها احساس آرامش و امنیت میکردند، درحالی که امروزه، به خاطر مشکلات زیادی که برای خانواده به وجود آمده است، این احساس از بین رفته است. و نبودن زبان و درک مشترک چنین احساسی، از بین رفته است.
درگذشته، دسترسی نوجوانان به مواد مخدر و محصولات مبتذل فرهنگی، غیر ممکن و سخت بود در جاهایی به دست بچه ها میرسد که موانع زیادی باید پشت سر میگذاشتن و حتی به نوجوانان اجازه خرید نمیدادن، اما الان عوامل فساد در همه جا حتی در کوچه و خانه و بازار، دست به دست میچرخد و در عرض چند لحظه جوان و نوجوان عزیز ما را گرفتار و از درس و کار و خانواده بیزار، میکنند.
حالا وظیفه من والدین یا من نوجوان چیست؟
نحوه برخورد من با پرخاشگری نوجوان باید چگونه باشد؟
چگونه در این جامعه و با اطرافیان تعامل داشته باشم برای من نوجوان و یا برای فرزند نوجوانم مشکلی پیش نیاد!
متاسفانه با این روند تهاجم فرهنگی، شناخت نوجوان کار چندان آسانی نیست. بیشترین تجربه هایی که درگذشته کارساز بود، امروز کارایی خود را از دست داده است. دانش آموزان، این روزها در المپیادها شرکت میکنند و از تسخیر فضا صحبت میکنند. مشاهده فیلم های خارجی خواه ناخواه بروی آنان تاثیر گذاشته و لاجرم از این بمباران علمی_اطلاعاتی، بیبهره نماندهاند.
درگذشته نوجوان درس خوان ظاهر او از نوجوان بی علاقه به درس و حاشیه ساز مشخص بود اما الان نوجوان همزمانی که به فکر آموزش فناوری های جدید هست از آن طرف به فکر نوع لباس، رنگ، طرز دوخت و حتی دکمه های لباس مورد توجه قرار دارد.
مد و پیروی از آن، از شیوه های بالندگی، هوش و نشانه استعداد نوجوان بین دوستان خود است.
زمانی آرایش مو در میان دختران رسم نبود و به همان بافتن مو اکتفا میشد، ولی امروز، کوتاه و بلند کردن آن، مدل دادن و سایر آراستن ها، جزء ضروریات و تقریبا بخش اعظم زندگی دختران شده است.
پسرها با نمره چهار، سر خود را میتراشیدند؛ ولی حالا دیگر هزینه کوتاه کردن یا آرایش موی سر یک نوجوان پسر سر به فلک می زند!
نوجوانان در گذشته، غالبا چند نفری در یک اتاق میخوابیدند و صدایشان هم در نمیآمد .اما امروزه هر نوجوانی طالب اتاقی جداگانه است.
بنابراین مشاهده میکنیم که همه چیز دستخوش تغییر و تحول گردیده و حاصل این تحولات، آن که اطاعت کردن ها جای خود را به نافرمانی داده و چشم گفتن ها و حرف شنوی ها، مبدل به « نمیتوانم » ها و «نمیشود» ها شده است!
این دو تفاوت در دو نسل والدین و نوجوان چطور میتوانیم کنار همدیگر داشت؟!
به نظرتان راه حل چیست؟
چگونه میتوان در این عصر جدید با نوجوان کنار اومد؟
به عبارت واضح تر، به پرخاشگری نوجوان چه کنم؟؟؟
تنها کاری که والدین و نوجوانان میتوانند انجام دهند، ابتدا خود را کامل بشناسند(2)، یعنی من پدر و مادر تمام نقاط مثبت و منفی خودم را ارزیابی کنم بعد به نوجوانم کمک کنم خودش را بشناسد و بتواند نوع شخصیت خود را تحلیل کند، نوجوان زمانی خود را کامل بشناسد از تحولات درون خود با خبر باشد و بداند که دلیل این خشونت های لحظه ایی چیست! بهتر میتواند بر مشکل خود غلبه کند.
نوجوان زمانی که خود را مجهز به سلاح ایمان و تفکر کند؛ به آرامش میرسد. حتی ایمان هم زمانی فایده دارد که همراه با تعقل و تفکر منطقی باشد.
به نظرتون چطور میتوان با سلاح تفکر و تعقل به جنگ مشکلات رفت؟
حالا تفکر و تعقل یعنی چه؟
تفکر و تعقل به معنای «به کار گرفتن نیروی عقل و اندیشه، برای رسیدن به نتیجه مطلوب که بهتر از این نمیتوانستید به این نتیجه برسید»
پس من نوجوان زمانی میتوانم به مبارزه با مشکلاتم بروم که مجهز به سلاح استدلال و تعقل و تفکر منطقی باشم. درحالی مشکلم را بشناسم که با ابعاد مختلف آن را به چالش بکشم و در مقابل، هیجانات و احساساتم با راه حل مناسب، مهار کنم و این مشکل را تبدیل به فرصتی برای خود کنم. آن وقت است که توانستم پرخاشگری خود را کنترل کرده و از این شکست و اتفاق بد یا وحشتناک به عنوان یک یا چند پله موفقیت استفاده مثبت برده ای!!
به فرموده امیرالمومنین علیه السلام (3)
بر زمان، نمیتوان پیروز شد مگر، با تعقل و تفکر
ریشه پرخاشگری نوجوانان، هیجانات است
نوجوانان، تقریبا در تمامی خانواده ها، فرهنگ ها، شهرها و کشورها، صفات نسبتا مشابهی دارند، مثل این که تمایل زیادی در مشارکت در انجام کارهای روزمره خانه مثل گرفتن نان از نانوایی سر کوچه؛ از خود نشان نمیدهند و در عین حال در ماه رمضان عصر تابستان داغ با دوستان خود قرار گذاشته و باهم به مدت دو ساعت فوتبال بازی میکنند و تشنگی و گرما برای صف نانوایی غیر قابل تحمل و طاقت فرساست ولی برای بازی کردن فوتبال دلنشین و مهیج است.
هیجان چیست؟
هیجان (emotion) مجموعه ای از واکنش های جسمی – روانی است که انسان یا حیوان، غالبا در برابر اتفاق ها و رویدادها یا محرک بیرونی، از خود، نشان میدهند. هیجان ها و انگیزه ها، بروی هم، احساس ما را تشکیل میدهند و باهم، رابطه تنگاتنگ دارند.
روانشناسان ده هیجان اصلی در انسان شناسایی کردهاند و معتقدند سایر هیجانات زیر مجموعه یکی از این ده تا و یا نتیجه ترکیب دو یا چند مورد از آنهاست، ده هیجان اصلی عبارتاند از: شادی، ترس، انتظار، تعجب، خشم، عشق، حسد، غم، پذیرش و نفرت.
به عنوان نمونه، پذیرش شامل: اعتماد، محبوبیت، عزت نفس و...است و عشق شامل: محبت، شهوت، آرزو و... است
منشأ هیجانات نوجوان
منشا بیشتر عصبانیت ها، نارضایتی ها و هیجانات نوجوانان، طرز تفکر و نحوه بینش و نگرش آنها در برخورد با مسائل است.
تعقل و تفکر در مسائل جاری زندگی، به من نوجوان کمک میکند تا خود را از شر هیجانات و احساسات آنی و عصبانیت های لحظهای و زود گذر برهاند و از وحشت و خشم آزار دهنده و پریشانی های نگران کننده و دائمی، خلاص کند؛ زیرا با تفکر، نقاط مبهم و پنهان امور و حوادث، روشن و قابل تحلیل میشوند:
در نتیجه تفکر، لایه های پنهانی کارها آشکار میشوند.(4)
نوع نگاه هر فرد به مسایل و مشکلات موجب احساسات و هیجانات و بعضی اوقات هم عصبانیت های شدید در اوست، هرچه بینش و تفکر فرد، متعادل تر، منطقی تر، روشن تر، و حتی منصفانه تر(4) شود، هیجانات نامناسب و عصبانیت های نا به جا بیشتر کاهش مییابند و رفتار وی طبیعی تر، متعادل تر و منطقی تر خواهد شد.
اگر من نوجوان به وجدان و فطرت خودم خوب نگاه کنم، میفهمم که قدرت پذیرش استدلال های اطرافیانم را دارم و با بررسی علت کارها و انصاف به خرج دادن در برخوردها، واقع بینانه به موضوعات نگاه کردم، آن وقت است که به تشخیص درست میرسم.
مهم فهم درست صحیح و همه جانبه مسائل و دریافت درست موضوعات است.
تصور کن اتفاقی بین تو و طرف مقابل افتاده است و آن فرد را در ذهن خودت قضاوت میکنی؛ بدون اینکه رفتار مقابل را در ذهنت مورد نقد و ارزیابی قرار بدی و پیش خودت به نتیجه ایی میرسی بدون اینکه از طرف مقابل خودت علت ان کار را بپرسی رفتار نادرستی و حتی خیلی بدی با او داری. این نداشتن روحیه انعطاف پذیری، ریشه و اساس آن هیجانهای افراطی و عکس العمل های نا به جاست که باعث رفتار نامعقول منِ نوجوان میشود. که به این فرآیند پرخاشگری میگویند.
تصویر واقع بینانه از خود و دنیای مطلوب
حال وقت آن رسیده راهکاری برای پرخاشگری نوجوان ارائه دهیم؛ راه درست برخورد با پرخاشگری نوجوان این است که به او فکر کردن و تعقل کردن یاد بدهیم.
افکار و نگاه عاقلانه به مسائل پیرامون، منجر به احساسات و هیجان های مناسب و متعادل میشود. در مقابل افکار و بینش غیر عاقلانه و نادرست و غیر واقعی، موجب احساسات و هیجان های نامناسب و افراطی میشود.
نگرش ما در برخورد با مسائل و اتفاق ها، دائما واکنش های هیجانی و احساسات را پدید میآورند اگر ارزیابی ما همواره منفی بوده و از سوء ظن سرچشمه گرفته باشند، هیجان ها و احساسات ما نیز منفی و عصبی خواهد بود که در نتیجه موجب افسردگی، اضطراب، نگرانی و بی رغبتی است و کسالت در انجام دادن کارها و تکالیف را به دنبال خواهد داشت.
اگر ارزیابی و قضاوت ما مثبت بوده و از حسن ظن سرچشمه گرفته باشد و با تحقیق و اطلاع و اندیشه منصفانه صورت پذیرد، هیجان ها و احساسات مثبت و خوبی را درپی خواهد داشت. در نتیجه، باصبر و حوصله و عشق و علاقه و دل گرمی، به کار و فعالیت میپردازیم و تکالیف خود را با شور و نشاط تمام، انجام میدهیم که این، طبعا منجر به رفتاری عاقلانه و متعادل خواهد شد.
تفکر عاقلانه من نوجوان، سبب تعادل هیجان ها، آرامش روان و حفظ ارزش های شخصیتی من میشود. و من را برای یک زندگی سعادتمند و با نشاط و شاد، آماده میسازد.
بینش عاقلانه
ویژگی های بینش عاقلانه، در برخورد با مسائل و اتفاقات سخت، به قرار زیر است:
1. بر واقعیات و حقایق عینی استوار است، نه بر اساس گفته های مجهول و توهمات نامعلوم؛
2. مقاصد و اهداف خود را شفاف و صریح و بدون ابهام بیان میکند؛
3. با بردباری و صبر و حوصله، تصمیم گیری میکند؛
4. نسبت به افراد و مسائل بدبین نیست و از اطلاعات واقعی برخوردار است؛
5. در عکس العمل ها آرامش دارد و درکار و تصمیم گیری، عجول نیست؛
6. با واقع بینی، تعارضات و آشفتگی های درونی را به کمترین درجه میرساند؛
7. به خاطر تفکر و تعقل و تامل در کارها، در حل مسائل، مهارت دارد.
بینش غیر عاقلانه
ویژگی های بینش غیر عاقلانه، در برخورد با مسائل و اتفاق ها سخت، بدین شرح است:
1. از نوعی نگاه زور مدارانه و غیرقابل انعطاف، تبعیت میکند؛
2. هیچ گونه نظر و سلیقهایی را نمیپذیرد و با دید منفی و سوء ظن به همه افراد و وقایع، نگاه میکند؛
3. بدون محاسبه و تفکر و عجولانه اقدام میکند؛
4. از باورهای خرافی، مستبدانه، نامعقول و تعصب آمیز سرچشمه میگیرد؛
5. مدام از خود و دیگران، ارزیابی و انتقاد نادرست دارد؛
6. پیش داوریهای سطحی و ناآگاهانه دارد؛
7. اهداف و مقاصد خود را مبهم و پیچیده بیان میکند.
تفکر عاقلانه و منطقی، سبب خواهد شد که فرد، باقدرت و نشاط تمام، اقدام به فعالیت نماید و در کارهای خود، پشتکار داشته باشد. جالب است بدانید تفکر و بینش عاقلانه خصوصیتی نیست که دریک فرد باشد و در فرد دیگری نباشد، در همه افراد وجود دارد فقط در بعضی افراد این خصوصیت بیشتر است و در بعضی کمتر است. با تلاش فرد برروی خود میتواند نکات منفی از خود دور کند، جالب است بدانید امام علی علیه السلام میفرمایند جهاد با نفس یعنی جنگیدن با رذیله های اخلاقی از جهاد در میدان و جنگیدن در مقابل توپ و تفنگ و با آن همه ترس و واهمه، جهاد با نفس ارزش آن بیشتر است.(6)
نتیجه گیری
خداوند متعال احساسات و هیجان ها را از روی حکمت در وجود انسان قرار داده است، به طوری که اگر آنها نبودن ما در صدد جلوگیری از خطرها و حوادث بر نمیآمدیم؛ چرا که ترس، اضطراب، گرسنگی و...باعث جلوگیری از خطر و دفع آن باعث ادامه زندگی و سلامت در زندگی خواهند شد.
ندامت، آزردگی، برانگیختگی، خشم، ناکامی، ناامیدی و....عارضه هایی هستند که برای جلوگیری از خطر و برای اینکه صدمه ایی به انسان وارد نشود، در وجود انسان قرار داده شدهاند؛ اما اگر به طور عاقلانه و منطقی با آنها برخورد نکنیم،باعث پرخاشگری شده و درنتیجه سلامت جسمی و روانی ما، در معرض خطر قرار میگیرد.
با توجه به این نوشته به این نتیجه میرسیم، تصویر واقع بینانه از خود و اطرافمون، تنها در صورتی به دنیای مطلوب میرسیم که با تفکر صحیح به رفتار صحیح برسیم.
تفکر و تعقلی صحیح است که خود به خود، موجب به دست آوردن مهارت در حل مسئله خواهد شد: تفکر، انسان را به سوی نیکی و عمل کردن به آن، فرا میخواند.(7)
پی نوشت:
1_میزانالحکمه ، ج 3، ص 2462، ذیل تفکر
2_ توصیه میکنم برای شناخت بهتر خود و کمک به افراد دیگر در شناخت خود، به مقاله ماشین رفتار نگاهی بیاندازید
3_بحارالانوار، ج1، ص 82
4_همان
5_ای پسرم در مقابل درخواست ها و انتظارات از دیگران نفس خود را میزان قرار بده. نهج البلاغه، نامه 31
6_غررالحکم
7_الکافی، ج2، ص 22
_6936a53660e55.jpg)