در این مقاله از مهارت های اقتصادی را از بعد خانوادگی بررسی میکنیم که چطور میتوان یک خانواده ای داشته باشیم که پر درآمد است اما کم هزینه!
_منظورت از کم هزینه چیه؟ یعنی یک سفر هم نریم؟ بچمون رو مدارس بدردنخور بفرستیم؟ وعده های غذایی مون به کمترین حالت ممکن برسه؟!!
نهههه بابا، چرا فیلم هندیش میکنی؟ منظور از کم هزینه یعنی خانواده ای که صرفه جویی میکند و خرید های اضافه و مازاد نمیکند.
یعنی خانواده ای که از فرصت هایی مثل تخفیف ها و جشنواره ها نهایت استفاده را میبرد، خیلی از خانواده ها هستند که سطح مالی متوسطی دارند اما در رستوران های زیادی غذا خوردند، و هر دفعه که غذا خوردند یا بخاطر تخفیف بوده یا بخاطر جشنواره ای چیزی.
در خانواده های کم هزینه مرد خانواده در زمانی که به کار مشغول است بجای گرفتن نهار از بیرون، از خانه نهار میآورد.
این خانواده ها، سعی میکنند عمده خرید کنند و از عمده فروشی ها چیزی بخرند.
آنها راه ها و شیوه های پس انداز و صرفه جویی پول را به فرزندان نوجوان خود آموزش میدهند.
پس از کم هزینه بودن نترسید، بلکه از آن به عنوان پله ای برای ترقی مالی خود و خانواده خود باشید.
حالا وقتشه که بگوییم چجور به یک خانواده پردرآمد، اما کم هزینه تبدیل شویم.
خانوادگی
ما در مقاله "چطور بجای شپش، پول تو جیبم پرورش بدم؟" مهارت های اقتصادی را از جنبه فردی بررسی کردیم اما در این مقاله فقط از جنبه خانوادگی به مهارت های اقتصادی میپردازیم.
یعنی یکسری رویکرد هایی را برای شما بیان میکنیم تا در خانواده خود بکار ببرید، و نتیجه این رویکرد ها، تبدیل شدن یک خانواده پر مصرف، به یک خانواده صرفه جو و اقتصادی است.
هدف از تبدیل شدن به خانواده پر درآمد و کم هزینه این است که در آینده با بهبود دادن به اوضاع اقتصادی خانواده و بدست آوردن درآمد های بیشتر به نقطه ای برسیم که دیگر نگران موجودی حسابمان نباشیم.
اما این رویکردها چیست؟
اقتدار مرد در امور اقتصادی
_اقتدار مرد چه ربطی به رشد اقتصادی خانواده داره؟ اصلا چرا در امور اقتصادی اقتدار با مرد باشه؟ مگه زنان چشونه؟
لطفا قبل از نگاه های پوپولیستی و فمینیستی با من همراه شوید تا دلایل خودم را بیان کنم و اگر باز هم مخالف بودید، دلیل مخالفت خود را کامنت کنید.
بگذارید از آخر به اول جواب بدم:
اولا: زنان چیزی شون نیست.
دوما: چون مرد برای کار در خارج از خانه خلق شده، لذا قدرت بدنی بیشتری داره، با دردسر های زیادی باید سروکله بزنه، دردسر هایی که برای اونها ساخته شده، مثل کار کردن، پول درآوردن، تأمین ضروریات خانواده، تأمین رفاه خانواده و...
برخلاف زن که برای کار های داخل خانه ساخته شده و مطابق با دردسر های داخل خانه برنامه ریزی شده، همه ما دیدیم اکثر مردان توانایی دوساعت درس کار کردن با بچه را ندارند چراکه نهایتا به گریه بچه و خشم پدر ختم میشه.
و اکثر زنان هم توانایی کارهای زمختی مثل کارگری(اصطلاحا کار یَدی) را ندارند کار هایی از قبیل کارمندی هم به روحیات زن صدمه میزنه، چراکه کاری به شدت خشک و یکنواختی است، در حالی که با روحیه زن که معمولا روحیه بانشاطی است همخوانی ندارد. البته نمیخواهیم بگوییم زن نباید شغل داشته باشد، بلکه حضور زن در یکسری شغل ها ضروری است و نه تنها با روحیه آنها همخوانی دارد بلکه نوع زن در آن کار از نوع مرد موفق تر است، شغل هایی مانند مربی مهد کودک و معلم کلاس اول تا سوم یا پزشکی یا پرستاری.
زن جوری ساخته شده که بتواند مادری کند و هر شغلی که مادری کردن سنخیت داشته باشد، قطعا زنان در آن شغل از مردان موفق ترند
بله استثنا هم وجود دارد خیلی موارد هست که زن از مرد در کارهای بیرون از خانه از مرد بهتر کار میکند و یا حتی شم اقتصادی بهتری هم از مرد دارد و یا برعکس که مرد از زن بهتر خانه داری میکند.
اما این ها استثنا است و اگر به عرف نگاه کنیم در مواجه با این دو فرد میگویند:
_این زن عین یک مرد کار میکنه
_این مرد دیگه وقت عروس شدنشه
پس در نتیجه مرد، برای امور اقتصادی نوعا بهتره و اساسا برای چنین کار هایی خلق شده و گرنه تعداد زنان ثروتمند از مردان بیشتر بود یا حداقل در بین 10 فرد ثروتمند دنیا یک زن دیده میشد.
سوما: از اونجایی که نوع مرد برای امور اقتصادی ساخته شده برای همین باید امور اقتصادی را نیز او بدست بگیرد، و همسر او نیز باید به مردش اقتدار ببخشد و به او روحیه دهد تا بهتر بتواند مدیریت کند.
حالا اگر اومدیمو همسر خانواده از مرد خانواده در امور اقتصادی بهتر بود، باید چکار کرد؟
ساده است! باید مرد آموزش ببیند و تجربه کسب کند تا بتواند بهتر مدیریت کند، همسر هم باید به مردش کمک کند تا به این مهم دست یابد و اگر هم زن میتواند تصمیمات بهتری بگیرد، آن تصمیمات را در غالب پیشنهاد به همسرش بدهد و با دقت و ظرافت های زنانه اش کاری کند که هم مرد یاد بگیرد و هم اقتدار مرد حفظ شود.
نه اینکه به صرف اینکه زن مدیریت اقتصادی بهتری داشت، مدیریت را به او محول کنیم.
اگر قرار بود چون زن بهتر از مرد امور اقتصادی را مدیریت کند پس مدیریت امور رو به زن بسپریم، اقتدار مرد لکه دار میشود، و همه چیز برای یک مرد، اقتدارش است.
برفرض هم بگوییم اشکال ندارد زن مدیریت اقتصادی کند، یه سوال، تا کی؟
از یجایی به بعد مدیریت داخل خانه هم به دوش همسر میآید، مرد که نمیتواند داخل خانه را مدیریت کند، باید زن این امر مهم را به دوش بکشد، زن کم کم زیر بار این مسولیت های سنگین له میشود و چون فکر میکند شوهرش هیچ کمکی به او نمیکند، برای همین از همسر خودش هم سرد و ناامید میشود.
و نا امید شدن زن از مرد خودش یعنی پایان دوام زندگی، وقتی اقتدار مرد ازش گرفته شد و زن هم زیر بار مسولیت ها له شد و از مردش ناامید شد، یعنی دو ستون اساسی خانواده و بنیاد آن از بین رفت و این خانواده رو به نابودی میرود
در کل این همه حرف زدیم که بگوییم مرد باید در امور اقتصادی اقتدار داشته باشد و اگر مرد در اقتدار یا مدیریت اقتصادی کمبودی داشت، همسرش باید یا خود این کمبودها را جبران کند، یا به مرد کمک کند خودش کمبود هایش را جبران کند و پا به پای همسرش همراهی کند.
پرهیز از مصرف گرایی
رویکرد بعدی دوری از مصرف گرایی است.
منظور ما از دوری از مصرف گرایی، این است که کسی تا میتواند ما یحتاج خود را خود حل کند، اگر وسیله برقی ای خراب شد، مرد بتواند آن را درست کند و حتما لازم نباشد به تعمیرکار بسپرد، یا اگر زن میتواند برخی از لباس ها را خود زن بدوزد، حتما لازم نیست، تمام لباس ها را از فروشگاه ها تهیه کرد.
پس مصرف گرایی باید به حداقل کاهش یابد تا بخش عمده ای از هزینه از بین برود و در جایی بهتر صرف شود.
حالا چطور خانواده خود را پر درآمد کنیم؟
برو پایین تا بهت بگم.
همه افراد خانواده یک جبهه مقتصد
برای اینکه یک خانواده اقتصادی داشته باشیم، رعایت کردن نکات اقتصادی توسط یک نفر کافی نیست!
باید علاوه بر پدر خانواده، بقیه اعضای خانواده هم نکات اقتصادی را رعایت کنند.
بخصوص مادر، که نقش تربیتی و تاثیر گذاری خاصی در خانواده دارد و تقریبا کسی نمیتواند جای مادر خانواده را بگیرد.
یعنی اگر مادر در خانواده خیلی به این مسائل اهمیتی ندهد و این نکات را رعایت نکند، تقریبا فرزندان هم میل زیادی به این کار نخواهند داشت.
پس مادر باید در خرید هایی که میرود، تا میتواند صرفه جویی کند و در مصارف زندگی خود، در داخل خانه هم صرفه جویی کند، و این صرفه جویی را، اول با عمل و سپس با زبان به فرزندان خود آموزش دهد.
کار دیگری که میتوان انجام داد، صرفا صرفه جویی در هزینه ها نیست تا خرج ها کمتر بشه، بلکه میتوان به ورودی های زندگی هم کمک کرد، به طوری که همه افراد خانواده در ورودی ها و دخل های زندگی شریک شوند:
پدر خانواده: ایشان وظیفه دارند که ما یحتاج خانواده را فراهم کنند و عمده دخل و ورودی های خانواده باید از طریق ایشان باشد، و اگر هم قرار است بقیه اعضای خانواده کسب و کاری داشته باشند(که جلو تر خواهیم گفت) این مسولیت پدر است که سرمایه اولیه کار را فراهم کند.
مادر خانواده: ایشان میتوانند با سه کار در اقتصاد خانواده، کمک کار همسرشان باشند
1_ صرفه جویی در هزینه ها
2_ پرهیز از مصرف گرایی(توضیح داده شد)
3_ ایجاد کسب و کار خانگی مثل دوزندگی، آشپزی، شیرینی پزی، کیک پزی، درست کردن و فروختن انواع ترشی، رب، مربا و... آموزش دادن مهارت های همه اینها در فضای مجازی و...
وظیفه دادن سرمایه به مادر خانواده بابت این کار های به عهده پدر خانواده است.
پسران خانواده: اگر زیر 13 سال هستند، آنها با صرفه جویی بهترین کمک را میتوانند به خانواده خود بکنند.
اگر بین 13 الی 20 سال هستند (بستگی به خود این فرزندان دارد) اگر نیاز هایی دارند مانند خرید لپ تاپ، گوشی، لوازم درسی، و وسایل تفریحی و... میتوانند با کار کردن در برهه های خاصی مثل تابستان و عید و... بخشی از هزینه نیاز هایشان را بدهند و در همین حد کمک حال پدرشان باشند.
و اگر بین 20 سال الی زمان ازدواج باشد، این فرزندان باید در کنار درسی که میخوانند، حتما کاری کنند و حرفه ای یاد بگیرند و تا جایی که میتوانند نیاز های خودشان را، خودشان برطرف کنند و پدر، نقش حامی و کمک کننده را داشته باشد. این ها همه درصورتی بود که پسران استعداد و علاقه به درس خواندن داشته باشند، اما اگر به هر دلیلی، درس نمیخوانند میتواند از سنین پایین، کار کردن را در زمینه های مختلف تجربه کنند.
دختران خانواده: اگر زیر 10 سال هستند، آنها با صرفه جویی بهترین کمک را میتوانند به خانواده خود بکنند.
اگر بین 10 الی 18 سال هستند، میتوانند علاوه بر صرفه جویی، در کار های خانه به مادر کمک کنند تا مادر بتواند بیشتر به کسب و کار خانگی بپردازد یا اینکه به مادر در کسب و کار خانگی مستقیما کمک کند، یا حتی میتواند در فضای مجازی کسب و کار خانگی مادر را گسترش دهد
و اگر بین 18 سال تا زمان ازدواج باشد، اگر بخواهد و بتواند، میتواند در کنار درس خواندن به کاری که مناسب با روحیاتش باشد مشغول شود.
و اینگونه تمام اعضای یک خانواده میشوند یک جبهه مقتصد در برابر نیاز های خود که به راحتی میتوانند به آن دست یابند.
الگوی مصرف و تربیت اقتصادی
کلمه الگوی مصرف معمولا در برابر اجتماع بکار میرود و معنای آن اینست که مصرف یک منطقه و یا یک شهر را بررسی میکنیم و به یک عددی میرسیم مثلا خرید کفش را بررسی میکنیم و بعد از نسبت سنجی (نسبت فروش به جمعیت)، به این نتیجه میرسیم که مثلا در تهران هر مرد بالغ در سال دو جفت کفش میخرد.
اما چون خانواده ها اجتماع را تشکیل میدهند، و اگر الگوی مصرف آنها اصلاح شود تاثیرش در اجتماع قابل مشاهده است، برای همین ما الگوی مصرف را در خانواده بیان میکنیم.
معنای الگوی مصرف را بیان کردیم، حال مرد خانواده باید الگوی مصرف خانواده اش را در هفته و ماه و سال بررسی کند و برای خودش، نسبت به درآمدی که دارد خط قرمز و خط زردی تعیین کند.
مثلا وقتی الگوی مصرف ماه آذر را بدست آورد به این نتیجه برسد که مصرف در خانه دارد زیاد میشود و به خط زرد نزدیک شده است، دنبال علت برود و سعی کند مصرف را پایین بیاورد و بیشتر از نیاز مصرف نشود.
اما وقتی دید که الگوی مصرف از خط زرد عبور کرده و به خط قرمز رسیده است، باید فورا دست بکار شود، و به خانواده هشدار دهد که مصرف زیاد شده و باید کاهش دهند.
وقتی خانواده دارای یک الگوی مصرف واحد و نظام بند شد، میتواند دخل های اضافی پس انداز شود برای اوقات نیاز.
مثلا در زمان حوادث و اتفاقاتی که ضرر به ما میزنند و ما توانایی جلوگیری از آن را نداریم، مثل دزدی، تصادف و ...
این پس انداز ها به راحتی میتوانند کمک کار خوبی در این موقعیت ها باشند.
دقت شود که الگوی مصرف باید همه مصارف در نظر گرفته شود، و مصارفی خطرناک محسوب میشود که از روی اسراف یا شکم سیری و مثل اینها باشد، اما مصارفی که از روی نیاز باشد، هر چقدر هم زیاد باشند، چون از روی نیاز بوده مشکلی ندارند.
حرف آخر...
اما در آخر، با عملی کردن این روش ها و رویکرد ها، ما در آینده دیر یا زود، دیگر به هنگام تفریح یا خرید یا هرچیز دیگری، نگران موجودی حسابمان نیستیم و راحت خرج میکنیم.
یه وقت فکر نکنید منظور من از نگران نبودن، یعنی دیگه هر جور بخوایم خرج کنیم، نه!
با توجه به اینکه با یک روش محاسباتی و صرفه جویانه به این موقعیت رسیدید، میدانید که دیگه نباید اسراف کرد و از حد تعادل خارج شد، یا اینکه سرمایه خود را صرف غیر ضروریات کنید، بلکه بجای اسراف و ریخت و پاش لول و سطح تفریح یا خرید خود را بالا میبرید.
امیدوارم زندگیتون پر از برکت باشه و عمری با عزت و شرافتمندانه پشت سر بگذارید
_67a0e17a84467.jpg)