شیوا ترک

مشاور خوب| 4معیار برای یک مشاور خوب+تصویر

یادتونه اولین بار که تصمیم گرفتین با کسی مشورت کنین،چقدر هیجان داشتین؟
مثلاً وقتی خواستین یه کار جدید شروع کنین فکر کردین که بهترین کار اینه که از چند نفر پرس و جو کنین.

خب،اینطور شد که رفتید سراغ دوست‌تون که همیشه توی همه چی یک نظری داره!
یکی می‌گه:آره،باید بری این کار رو شروع کنی،هیچ‌وقت به عقب برنگرد!
بعد یکی دیگه می‌گه:نه،نه،تو باید صبر کنی و بیشتر تحقیق کنی!

 بعد شما که دیگه هیچ‌چیز از زندگی‌تون نمی‌فهمید، می‌رید جلو،ولی به طرز معجزه‌آسا تصمیم می‌گیرید که از یه نفر دیگه مشورت بگیرید.
اینجاست که می‌فهمین:واقعا چه تصمیمی گرفتم؟
 آیا من دارم از همه‌چی بیشتر سردرگم می‌شم؟
'

حالا باید بگم که مشورت کردن یه شمشیر دو لبه‌س.
از یه طرف،مشورت با آدم‌های درست می‌تونه مثل یه چراغ راهنما باشه و کمک کنه از اشتباهات بزرگ جلوگیری کنی.
مثلاً ممکنه کسی که تجربه کرده،بهت راه‌های میانبر نشون بده که خودت اصلاً فکرش رو نمی‌کردی.

اما از طرف دیگه،مشورت کردن با آدم‌هایی که توی هر کاری یه نظری دارن،می‌تونه تو رو بیشتر سردرگم کنه.
به طوری که آخرش نمی‌دونی باید چی کار کنی!
و میزنی به سیم اخرو میگی اصلا هر چی خودم صلاح دونستم و از نظر خودم درسته رو انجام میدم.

ولی ایا به نظرت مشورت نکردن خوبه؟
اینکه در شرایط مهم نظر و مشورت بقیه  رو نداشته باشیم درسته؟

حقیقتا من که خیلی تو این شرایط بودم موقع هایی بوده که دلم میخواسته با یکی مشورت کنم ولی یا گمراهم کردن یا بین دو راهی بودم که با کی مشورت کنم.
اگر تو هم مثل من برات سوال شده حتما تا اخر مقاله باهام همراه باش که در کنار هم به جواب سوالامون برسیم.
چرا باید مشورت کنیم ؟

اول از همه اگر می‌خوای بدونی چرا باید مشورت کنی،باید اول قبول کنی که همه‌مون یه جورایی داریم مثل راننده‌هایی که نقشه توی دستشون نیست و فقط به اعتماد به نفس خودشون تکیه کردن حرکت می کنیم!

بیاین خودمونی بگم،همه‌مون گاهی مثل بچه‌هایی می‌مونیم که می‌خوایم راه درست رو پیدا کنیم،اما هیچ‌وقت نمی‌دونیم چی به چیه‌.

یه لحظه فکر می‌کنیم این تصمیمی که می‌گیریم،عالیه،یه لحظه بعد شک می‌کنیم که نکنه بدترین تصمیم باشه!
بعد چی می‌شه؟ می‌ریم سراغ مشورت.

چون از نظر روانشناسی،مغز آدم یه جایی وقتی فشار میاد،میره توی حالت خودم می‌دونم،خودم می‌رسم به جواب
!
ولی خب این وسط یکم رکب میخوریم،چون واقعاً مغز ما به راحتی تحت تاثیر احساسات و ترس‌هامون قرار می‌گیره.

مثلاً می‌خوای شغلت رو عوض کنی و از یه نفر می‌پرسی:این تغییر خوبه یا نه؟

و اون یکی که همیشه یه نظر عجیب داره می‌گه:خب،من که می‌گم برو و اون کار رو بکن، اما بعدش ممکنه عاشقش بشی یا نه،هیچ‌کی نمی‌دونه!
خب،معلومه که این جواب نمی‌تونه کمکی کنه!

این جاست که مشورت واقعاً می‌تونه فرق بذاره.
چون وقتی یکی که تجربه داره یا حداقل یه نگاه متفاوت به قضیه داره وقتی ازش می‌پرسی، می‌تونی کمی از سردرگمی هایی که توی مغزت هست رو روشن کنی.

البته نمی‌گم که باید از هر کسی مشورت بگیری! نه ابدا.
ولی خوب،مشورت با آدم‌هایی که اهل ریسک نیستن،می‌تونه تو رو بیشتر گیج کنه.

مثلاً اون کسی که همیشه می‌گه:آره،ممکنه موفق بشی،ولی شاید هم نه!
باید با این احتمالات کنار بیای!

اینجا دیگه هیچ‌چیز حل نمی‌شه،چون تو می‌خوای یه راه درست پیدا کنی،نه این که بیشتر توی شک و تردید بمونی!

مشورت با آدم‌های درست می‌تونه مثل یه چراغ‌ راه باشه که توی تاریکی بهت نشون بده کدوم مسیر رو بری.
ولی وقتی با کسی که فقط از ترس و عدم اطمینان صحبت می‌کنه مشورت می‌کنی، بیشتر گم میشی و
حتی ممکنه از مسیر اصلیت هم دور بشی.

)من شاور الناس شارکهم عقولهم(
هر کس با مردم مشورت کند،بخشی از عقل آنها را به دست می‌آورد.
این حدیث از پیامبر اسلام نشون میده که مشورت نه تنها کمک میکنه تا از تجربیات و دانش دیگران استفاده کنیم،بلکه خودمون رو در مسیرهای روشن‌تری قرار میدیم.
وقتی از کسی مشورت می‌گیریم،بخش‌هایی از آگاهی و عقل اون فرد رو در تصمیم‌گیری‌هامون وارد می‌کنیم
.

این حدیث به طور غیرمستقیم اهمیت مشورت با افراد با تجربه و آگاه رو یادآوری میکنه و اینکه باید در لحظات تصمیم‌گیری‌های بزرگ،از همه منابع عقلانی و تجربه ی اطرافیان استفاده کنیم.

دیدین مشورت کردن در مواقع سردرگمی و انتخاب یک راه سخت خیلی هم کمک کنندس ولی در عین حال باید حواسمون باشه که ادم درستی رو برای مشاوره گرفتن انتخاب کرده باشیم وگرنه حتی ممکنه به مسیری بدی و خلاف جهت کشیده بشیم.

حالا برای من سوال شد که از کجا باید بفهمیم با چه کسانی مشورت کنیم و با چه کسانی نه در ادامه باهام همراه باش تا جواب سوالای همیشگیمون رو پیدا کنیم.

با کی مشورت نکنیم:

شش گزینه هست که به ما نشون میده با چه کسانی مشورت نکنیم:
1_
آدم های ترسو
2_تو رو از هدفت باز میداره
3_افراد حریص
4_ فرد احمق
5_ دروغگو 
6_مشورت با زن:مگر عاقل باشه

1_آدم‌های ترسو:

اولین گروهی که نباید باهاشون مشورت کنیم،آدم‌های ترسوه!
اینا همیشه میگن:)اگر فلان اتفاق بیفته چی؟( و مدام از ریسک می‌ترسن.
می‌خوای شغلت رو تغییر بدی؟

میگن:)آیا مطمئنی؟ ممکنه همه چیز خراب بشه!( یا می‌خوای پولی سرمایه‌گذاری کنی؟
جواب میدن:)نه! این ریسک داره، ممکنه ورشکسته بشی!(
همیشه در مورد خطرات و مشکلات احتمالی حرف می‌زنن،ولی هیچ وقت بهت نمی‌گن چطور باید جلو بری
.

این آدم‌ها اهداف سطحی دارن:)زندگی راحت، بدون هیچ تغییری.(
بنابراین اگه می‌خواهی پیشرفت کنی و ریسک‌های حساب شده داشته باشی،اصلاً سراغ اینا نرو.
چون بیشتر از اینکه کمکت کنن،تو رو می‌ترسونن!

2_تو رو از هدفت باز میداره:

این آدم‌ها دقیقا همون‌هایی هستن که به جای اینکه کمکت کنن،انگار هر بار یه سنگ لای چرخ هات میندازن.
و وقتی باهاشون مشورت می‌کنی،به جای اینکه بهت انگیزه بدن،بهت می‌گن:(خب، هدف عالیه،ولی فکر کن اگه نتونی بهش برسی چی می‌شه؟)

این آدم‌ها هیچ وقت نمی‌گن:(آفرین، برو جلو!)
بلکه دائم از مشکلات احتمالی حرف می‌زنن و باعث می‌شن ما توی تردید و نگرانی گیر کنیم.
و به جای اینکه به سمت جلو حرکت کنیم،یه جوری متوقف می‌شی که حتی فراموش می‌کنی اصلاً چرا شروع کرده بودی
!

با این افراد که مشورت می‌کنی،در نهایت نه‌تنها به هدفت نمی‌رسی،بلکه حتی شاید خودت هم فکر کنی که اصلاً اصالتاً به اون هدف نیازی نبودی و اشتباه میکردی!

این آدم‌ها تو رو از مسیر درستت منحرف می‌کنن،بدون اینکه یه راه‌حل مفید بدن.
هر چی بخوای بری جلو،یه جورایی دستتو می‌گیرن و می‌کشن پشت سرشون!
این یعنی دقیقا: تو رو از هدفت باز میداره.

به قول پابلو پیکاسو:
نکته مهم اینه که همیشه خودت رو در معرض ایده‌های جدید بذاری،چون اگه ذهنت بسته باشه،هیچ‌وقت نمی‌تونی دنیای جدیدی بسازی.

پس وقتی از کسی مشورت می‌کنی،حواست باشه که دنبال کسی باشی که ذهن بسته‌ای نداشته باشه و بتونه راه‌های جدید رو برات باز کنه.

3_افراد حریص:

این دسته آدم‌ها قهرمان‌های داستان‌های معاصر هستن اما نه قهرمان‌های مثبت!
اینا مثل شکارچی‌های پول هستن،همیشه در حال کمین برای شکار فرصت‌های جدید.
میگی:(می‌خوام یه کسب‌وکار جدید راه بندازم!)

و اینا فوری چشمشون برق می‌زنه.
نه به این دلیل که می‌خوان کمکت کنن،بلکه چون دیدن یه کیک بزرگ پیش روشونه و یه برش از اون مال اوناست
!
اینجوریه که به جای اینکه ازت بپرسن(خب، این کار رو چطور می‌خوای انجام بدی؟)
میگن:(آره، آره، برو جلو! فقط یه چیزی،درصد منو فراموش نکنی ها! اصلاً بیا یه قرارداد بنویسیم!)

اینا معمولاً هیچ وقت نمیگن:(آفرین! می‌خوای رشد کنی،بیا اینم یه استراتژی درست حسابی!)
نه، اینا فقط میگن:(چرا هنوز شروع نکردی؟ پول‌ها منتظرتن!)

انگار که اصلاً نمی‌دونن یا نمیخوان بدونن که موفقیت واقعی یه کسب‌وکار به تفکر،استراتژی و زحمت نیاز داره،نه اینکه فقط با دست پر از سهم خودشون بیان و برن بیرون.

اگه با اینا مشورت کنی،بیشتر از اینکه کمکت کنن،کاری می‌کنن که احساس کنی داری تمام ایده‌ها و انرژیت رو برای یه آدمی که به دنبالش فقط یه سهم از برش کیک خودشه،هدر می‌دی!

اینا نه تنها هیچ کمکی بهت نمیکنن،بلکه به سرعت از کارت بهره‌برداری می‌کنن.
خیلی سریع،به شکلی که انگار کسی که حسابی توی کار شیرینی‌پزیه،کیک رو درست کرده،اما نصفش رو قبل از اینکه پخته بشه،توی دهنش می‌زاره
!

نتیجه؟ اگر نمی‌خوای توی کسب‌وکارت مثل یه ابزار برای پر کردن جیب دیگران باشی،از مشورت با این افراد حریص دوری کن.
چون این‌ها بیشتر از اینکه کمکت کنن،به دنیای خودشون می‌برنت که در اونجا فقط به فکر «سود» خودشونن
!

4_ فرد احمق:

مشورت کردن یکی از اون چیزهاییه که آدما از قدیم براش ارزش قائل بودن.
ولی خب همیشه هم نباید با هر کسی که دور و برمونه یا صدای بلندی داره،بشینیم و مشورت کنیم. بعضی‌ها هستن که مشورت کردن باهاشون مثل این میمونه که از یه آدمی که خودش گم شده،آدرس بگیری!

مثلاً یه‌سری آدم هستن که نه به واقعیت نگاه می‌کنن،نه مسئولیت حرفشون رو قبول می‌کنن.
شما یه سوال ساده می‌پرسی،یه جواب عجیب تحویلت میدن که انگار از یه سیاره دیگه برگشتن.
از اون مدلایی که اگه طبق توصیه‌شون عمل کنی،فردا باید بری تو گوگل سرچ کنی چطور از اول شروع کنیم؟
یا راه‌های زنده موندن در بحران ناشی از مشورت اشتباه.

از این خطرناک‌تر اونایین که اعتمادبه‌نفس کاذب دارن.
نه می‌دونن،نه بلدن، ولی با اطمینان کامل یه نسخه‌ای برات می‌پیچن که فقط جای امضا روش نیست. یک ‌جوری هم حرف میزنن که حس می‌کنی مخالفت کنی،احیاناً قراره یه معجزه رو از دست بدی
!

حقیقت اینه که مشورت باید با کسی باشه که یا علمش رو داره،یا حداقل تجربه‌اش رو.
کسی که بلده گوش بده،فکر کنه، و اگه هم چیزی گفت،حاضر باشه پایش وایسه.
نه کسی که از روی احساس یا خیال یا صرفاً عشقِ به حرف زدن،یه نظر بپرونه و بره دنبال زندگیش
.

در نهایت،مشورت ابزاره؛اما ابزار خوب وقتی خوبه که دست آدم درست باشه.
پس حواسمون باشه از کی می‌پرسیم.
بعضی مشورت‌ها نه‌تنها راهو نشون نمیدن،بلکه ما رو از راه هم دور می‌کنن
.

5_ دروغگو:(ازش دروغ دیده ولی بازم مشورت میگیره)

آدمیزاد گاهی یه اشتباه عجیب می‌کنه:از کسی که بارها بهش دروغ گفته،میره مشورت می‌گیره!
یعنی با دستای خودش میذاره سوییچ تصمیم‌های زندگیشو بده دست یه آدمی که اگه دستگاه دروغ‌سنج کنارش بذاری،میترکه.
حالا چرا این کارو میکنه؟

شاید از روی دلسوزی،شاید از روی سادگی،شاید هم چون دنبال یه مشورت نیست،دنبال شنیدن چیزیه که دوست داره بشنوه.
و کی بهتر از یه دروغگو برای گفتن حرفایی که فقط خوشگل و بی‌خاصیتن؟

مشورت با آدم دروغگو مثل اینه که بری از یه دزد بپرسی کجا وسایلمو بذارم امن باشه؟
یا مثل اینکه یه متر خیاطی بدردنخور ورداری و بخوای باهاش ساختمون بسازی،هیچی به هیچی!

یه دروغگو شاید بلد باشه حرف بزنه،شاید ظاهرش مرتب باشه،شاید حتی لبخندش قانع‌کننده باشه.
ولی تهش چی؟

همون لحظه‌ای که حرفاشو جدی می‌گیری،داری زندگی‌تو میذاری روی اسکلت‌بندی خیال و فریب.

آدمی که یه بار حقیقتو پنهون کرده،یه بار با اعتماد تو بازی کرده،نشون داده که صداقتش شرطی نیست، اختیاریه بسته به اینکه چی به نفعشه داره!

حالا از همچین آدمی مشورت گرفتن یعنی چی؟
یعنی بگی:(بیا دوباره منو گمراه کن، این بار شیک‌تر.)

راستش،مشورت باید از آدمی باشه که اگه حقیقت تلخ هم بود،تحویلت بده.
نه اونی که قند تو دلت آب کنه،ولی بعد بفهمی اون قند،تاریخ مصرفش گذشته بوده
!

6_مشورت با زن:مگر عاقل باشه

مشورت با زن؟
بله!مگر اینکه عاقل باشه.
یعنی همون‌قدر که مشورت با یه مرد نادان اشتباهه،مشورت با یه زن غیرعاقل هم اشتباهه.
جنسیت که عقل نمیاره! عقل، عقل میاره.

حالا چرا اینو جدا نوشتیم؟
چون بعضی‌ها فکر می‌کنن زن یعنی مشاور احساسی،یعنی مشورت باهاش یعنی سریع بری بغلش و اشک بریزی.
نه عزیزم اشتباه نکن.

زن اگه اهل فکر باشه،اگه تجربه داشته باشه،اگه منطق و احساسشو قاطی نکنه،مشورتش از صد تا مرد عاقل‌تره.
ولی اگه از اون مدل‌هایی باشه که اول تصمیم می‌گیره،بعد دلیلشو پیدا می‌کنه اون دیگه مشورت نیست،شبیه به یه بازی احساسی با ته‌مزه‌ی فاجعه!

بعضی وقتا یه نفر میره پیش زنش،یا مادرش،یا خواهرش و میگه:(می‌خوام یه کار مهم شروع کنم،نظرت چیه؟)
بعد به جای نظر،یه لیست بلندبالا از نگرانی‌ها،ترس‌ها و سریال‌هایی که دیدن،تحویل می‌گیره.

تهش هم میگه:(به دلم بد افتاده،نکن!)
خب معلومه که دلت بد می‌افته،چون اصلاً با دل داری نظر میدی نه با مغز!

ولی انصافاً اگه زنی باشه که اهل تحلیل باشه،بتونه از زاویه متفاوتی به مسئله نگاه کنه،اون موقع مشورت باهاش می‌تونه طلا باشه.
چون خیلی وقتا چیزایی رو می‌بینه که مردا نمی‌بینن.

حواسش به جزئیاته،می‌تونه از لایه‌های پنهون قضیه رمزگشایی کنه.
فقط باید عاقل باشه.
و مهم‌تر از اون:تو هم بدونی دنبال چه جور مشورتی هستی
.

پس بله!
مشورت با زن... مگر اینکه عاقل باشه.
چون همون‌قدر که یه زن عاقل می‌تونه راه نجات باشه،یه زن بی‌منطق هم می‌تونه با لبخند شیرین،تو رو بندازه ته چاه!

 

با کی مشورت بکنیم:

(1_اهل تقوا باشد. 2_عاقل،اگاه و راز دار باشد. 3_تجربه 4_افراد خیر خواه)

_1اهل تقوا باشد:(مشاور فاسد هم داریم!)

ببین،وقتی می‌خوای مشورت بگیری،یعنی قراره یه تیکه از تصمیم‌تو بسپری دست طرف مقابل.
حالا اگه اون طرف،اهل تقوا نباشه یعنی راست و دروغ و منفعت و خیانت براش فرقی نداشته باشه چی می‌مونه از اون مشورت؟

مشاور بی‌تقوا ممکنه حرفی بزنه که ظاهراً کمکت کنه،اما تهش منافع خودش براش مهم‌تر باشه تا حال تو.
یا بدتر اون،از روی حسادت یه راه غلط نشونت میده و تو هم فکر میکنی که درسته و صلاحتو میخواد.

آدم باتقوا نه تنها حرف درست می‌زنه،بلکه حتی اگه به ضررت باشه،بازم حقیقتو بهت میگه.
پس لطفاً مشورتو با کسی بکن که وجدانش بیداره،نه فقط زبونش فعاله.

2_عاقل،آگاه،وراز دار باشد:

مشورت با آدم ناآگاه،مثل این میمونه که از یکی بپرسی «نقشه‌ی راه کجاست؟».
و خودش هنوز بلد نیست کجاست!
عقل و آگاهی یعنی طرف بتونه از بالا نگاه کنه،فقط توی حال نباشه،و آینده رو هم ببینه و بتونه راه رو بهت نشون بده
.

اما چیزی که خیلیا دست‌کم می‌گیرنش،رازدار بودنه.
چون وقتی از کسی نظر می‌خوای،داری یه تیکه از درونت رو بهش نشون میدی.
اگه اون آدم،دهنش سبک باشه،یه درد جدید ساختی واسه خودت
.
پس حواست باشه،دنبال کسی باشی که مشورتش روشنگر باشه،نه اینکه بعداً تو حرفاش گم شی!

3_تجربه:)طرف با رفیق 22 ساله اش مشورت ازدواج میگیره)

رفیقت ۲۲ سالشه،تا دیروز سر صف مدرسه وایمیستاده،امروز داره بهت مشورت ازدواج میده؟
تجربه یعنی کسی که با زندگی دست‌به‌یقه شده،نه کسی که هنوز فکر می‌کنه اختلاف زن و شوهر با یه استوری عاشقانه حل می‌شه!

مشاوری که راه رفته،زمین خورده،بلند شده و جای زخم داره،می‌تونه بهت بگه پشت هر تصمیم،چه واقعیتی خوابیده.
پس مشورت رو بده دست کسی که بلد باشه بین دل و عقل،چطوری آشتی برقرار کنه...
نه کسی که هنوز فرق عشق و هیجان رو نمی‌دونه
.

داستانک:)مشورت یا بحران؟(

لیلا و ندا دو دوست خیلی صمیمی بودن.
یک روز،لیلا با نگرانی به ندا گفت:(ندا،فکر کنم باید یک تصمیم بزرگ بگیرم!
یه شغل جدید پیدا کردم،ولی واقعاً نمی‌دونم باید قبول کنم یا نه.
تو نظرت چیه؟)

ندا که همیشه با شور و شوق خاصی به همه چیز نگاه می‌کرد،گفت:(چرا نه؟ تو که همیشه می‌خواستی بیشتر پیشرفت کنی!
برو جلو،این یه فرصت عالیه.
هیچ وقت نمی‌دونی شاید این تصمیم بهترین تصمیم زندگیت بشه!)

لیلا با این که کمی شک داشت،ولی چون ندا همیشه اینطور پرانرژی و امیدوار بود،دلش قرص شد و تصمیم گرفت شغل جدید رو بپذیره.

چند ماه بعد،لیلا متوجه شد که شغل جدید اصلاً اونطور که فکر می‌کرده،خوب نبوده.
فشار کار بیشتر از چیزی بود که انتظار داشت و حتی جایی برای رشد هم وجود نداشت.

وقتی با ندا حرف زد،گفت:(ندا،راستش من فکر می‌کردم این شغل رو که تو گفتی شروع کنم،همه چیز عالی میشه،ولی الان احساس می‌کنم گم شدم.
چرا هیچ‌وقت به من نگفتی که خودت هم شاید تجربه‌ای از این راه نداشتی؟)

ندا کمی معذب شد و گفت:(حقیقتش منم هیچ وقت تجربه‌ای از این شغل نداشتم.
فقط بر اساس احساس خودم بهت گفتم برو جلو.
کاش بیشتر به نظرات کسانی که خودشان این راه رو رفتند،گوش می‌کردیم
.)

لیلا لبخند زد و گفت:(من حالا یاد گرفتم که قبل از هر تصمیمی،باید از کسانی مشورت بگیریم که خودشون مسیر رو تجربه کردن،نه فقط احساسات و حرف‌هاشون رو در نظر بگیریم.)

4_افراد خیر خواه:

مشورت یعنی دل دادن به یکی که بهت اهمیت میده.
اگر طرف خیرخواه نباشه،ممکنه فقط به فکر این باشه که چطور از شک و تردید تو استفاده کنه،یا به نفع خودش تو رو در مسیری قرار بده که میدونه اشتباهه.

یادته وقتی می‌خوای یه قدم بزرگ برداری،همیشه یه نفر هست که میگه)امیدوارم به هر چی می‌خوای برسی(اما،ته دلش اصلاً همچین نظری رو نداره.

مشاور خوب باید کسی باشه که بخواد موفق بشی و برای موفقیت تو،بدون اینکه خودش چیزی ازش عایدش بشه،تلاش کنه.
پس دقت کن،مشورت با کسی که دلش برات نمی‌سوزه،مثل قدم گذاشتن روی یخ ترک‌خورده‌ست.
هر لحظه ممکنه بشکنه  و تو غرق بشی!

جمع‌بندی:

مشورت،فقط حرف زدن با یه نفر نیست،یعنی تصمیماتتو بسپری دست کسی که اگاهی،تجربه، خیرخواهی و تقوا داره.
نه کسی که چون دوستته،مشاور خوبیه...
و نه هر کسی که بلده حرف بزنه،حتماً دلسوزه
.

پس قبل از اینکه دل و مغزتو بریزی وسط،خوب انتخاب کن که با کی میخوای مشورت کنی.
چون راه رو همون کسی روشن می‌کنه که خودش یه بار تو تاریکی راه رفته باشه
...
(موفق باشی دوست عزیز)

 

 

نظرات