هدف حرمت دارد نه لذت!
(سید کاظم روحبخش قسمت چهارم)
همانطور که علت بسیاری از افراد که افسردگی و بیحوصلگی دارند نداشتن هدف است، همانطور درمان این بیماریهای روحی داشتن هدف است که باعث میشه ما حس خیلی خوبی به اطرافمان داشته باشیم، حس خوب به زندگی کردن و قوی میشیم در مقابل مشکلاتی که برای همه پیش میآید.
لزوم داشتن هدف(یک الزام، نه یک ترجیح)
اولین نکتهای که در این بحث مطرح است توجه به لزوم داشتن هدف در زندگی است.
دقت داشته باشید که داشتن هدف در زندگی هرگز یک ترجیح نیست بلکه یک الزام و ضرورت است.
شما در هر شرایط، موقعیت و سن و سالی که هستید باید هدف داشته باشید.
اینکه شما نوجوانی پانزده ساله و محصل هستید، خانم خانهدار، رانندهی تاکسی و کارمند بازنشسته هستید و یا اکنون هفتادمین سال زندگی خود را تجربه میکنید هیچ تفاوتی نمیکند.
در هر صورت باید هدفمند باشید.
بخش عمدهای از زندگی، شور و اشتیاق و انگیزهی تلاش و حرکت به داشتن هدف وابسته است.
همانطور که داشتن هدف در انسان تولید انگیزه، نشاط تولید میکند، هدف نداشتن نیز باعث بسیاری از کسالتها، رخوتها، افسردگیها، وسواسها و افکار مزاحم و منفی است.
تفاوت اشتغالات روزمره و هدفگذاری مشخص
تصور کنید که شما میخواهید به یکی از شهرهای ایران سفر کنید و مشخصاً فردا شب باید در شهر مقصد باشید.
همین عاملی میشود که شما به تکاپو بیافتید، برنامهریزی کنید، لوازم سفر را مهیا کنید و حرکت کنید.
آمارهای جهانی هدفگذاری
تحقیقات نشان داده است ۹۷% مردم جهان هدف ندارند، اگرچه ممکن است خود اینطور گمان نکنند.
شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که این آمار تا حدودی بدبینانه و غیر واقعی است اما متأسفانه واقعیت دارد و غالب مردم هدف ندارند.
تعریف هدف چیست؟
خیلیها اینطور گمان میکنند که همین که به کاری مشغول هستند نشانهی هدف دار بودن آنهاست در صورتی که حرکتهای روزانه و اشتغالات روزمره هرگز به این معنا نیست.
اینکه شما هر روز به دانشگاه میروید و مشغول تحصیل هستید یا اینکه دبیر یک دبیرستان یا مدیر یک شرکت هستید و یا اینکه در خانه به تربیت فرزند و همسرداری مشغول هستید هرگز به معنای هدفدار بودن شما نیست.
هدف موضوعی مشخص، روشن، دقیق و واضح است که قصد آن دارید که تا یک سال، دو سال، و تا پنج سال آینده به آن برسید.
آزمون هدفمندی
اگر شما خود را فردی با هدف در زندگی میدانید اکنون قلم و کاغذی بردارید و صریح و مشخص اهداف یک ساله، دو ساله و پنج ساله خود را بنویسید.
هدف، قطبنمای سلامت روان
همانطور که این مقاله به وضوح نشان داد، داشتن هدف در زندگی یک تزئین یا ترجیح شخصی نیست؛ بلکه یک الزام زیستی و روانشناختی است.
هدفنداشتن، زمینهساز رخوت، کسالت و در نهایت، آن افسردگی و بیحوصلگی است که گریبان بسیاری را گرفته است.
ما آموختیم که مشغولیتهای روزمره (چه رفتن به دانشگاه باشد و چه مدیریت شرکت یا همسرداری) هرگز جای هدف مشخص، روشن، و زمانبندی شده را نمیگیرد.
هدف، آن مقصد معینی است که ما را وادار به تکاپو، برنامهریزی و حرکت میکند؛ همانطور که مقصد سفر، راننده را مجبور به آماده شدن میکند.
اگر جزو آن ۹۷ درصد نیستید که بدون مقصد مشخص حرکت میکنند، اکنون زمان آن است که قلم و کاغذ را بردارید.
هدفدار بودن، یک ادعا نیست؛ یک سند مکتوب است.
با نگارش صریح اهداف یک، دو و پنج ساله، شما نه تنها مسیر آینده را روشن میکنید، بلکه مهمتر از آن، انگیزه، نشاط و قوّت لازم را برای مواجهه با مشکلات زندگی، به روح خود تزریق میکنید.
هدف بکارید، نشاط برداشت کنید.
خیلی ممنونم که تا آخر این مقاله همراه ما بودید، لازم به ذکر است که این مقاله برگرفته شده از مقاله استاد سید مجتبی حورایی میباشد، امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید.
_6914b3211ad40.jpg)