قدم بعدی هدفگذاری: زماندار کردن اهداف
سید کاظم روحبخش(قسمت پنجم)
پيش از اين گفتيم که برای خود چند هدف دقيق، روشن، واقعی و باورپذير تعيين و حتماً آنها را يادداشت کنيد.
اکنون اگر اهداف خود را نوشتهايد، قدم بعدی زماندار کردن اهداف است.
1. نحوه صحیح زمانبندی و تعیین ضربالاجل
مقابل هر خواسته خود، يک تاريخ مشخص را بنويسيد.
در واقع اعلام کنيد که میخواهيد در نهايت تا چه تاريخی به اين هدف برسيد.
دقت کنيد برای زماندار کردن اهداف فاصلهی زمانی را ننويسيد بلکه تاريخ را مشخص کنيد؛ به عنوان نمونه ننويسيد: رسيدن به اين خواسته تا شش ماه آينده و يا تا پايان امسال، بلکه بگوييد: رسيدن به اين هدف تا اول فروردين سال ۱۴۰۰، توجه داشته باشيد که زمانبندی اهداف برای دستيابی به آنها بسيار ضروری است.
تأثير ضربالاجل بر عملکرد
وقتی هدف را زماندار میکنيد در حقيقت برای خود يک ضربالاجل تعيين کردهايد و با هر بار نگاه کردن به اهدافتان، ناخودآگاه ذهن و جسم خود را به تکاپوی بيشتر وا میداريد.
در صورتی که برای اهدافی که زمان مشخصی ندارند هرگز اين اتفاق نمیافتد.
2. دو نکته بسیار مهم در زمانبندی اهداف
برای زمانبندی اهداف به دو نکته توجه داشته باشيد:
الف) ثبت زمان تحقق، نه زمان شروع تلاش
اول اين که مقابل اهداف خود تاريخ شروع حرکت و تلاشتان را ننويسيد بلکه زمان تحقق آن را يادداشت کنيد.
مثلاً به جای نوشتن کنترل خشم از همين الان، بنويسيد: کنترل خشم از اول تيرماه.
توجه داشته باشيد که ما برای ايجاد و تقويت اين صفت از همين لحظه تلاش خود را آغاز و روی اين موضوع تمرين میکنيم اما انتظارمان اين است که اين جديت و تمرين و تلاش، پس از ۴۰ روز نتيجه دهد و در تاريخ مورد نظر اين ويژگی تا حد قابل قبولی در ما ثابت و محکم شود.
ب) پرهيز از زمانهای طولانی و درازمدت (قانون یکساله)
نکته دوم اين که اهدافتان زمانهای طولانی و دراز نداشته باشد.
مثلاً ننويسيد: دستيابی به فلان خواسته تا سال 1425.
علت: يادتان باشد اعلام تاريخ و زمانبندی اهداف برای آن است که تلاش و تکاپو و اشتياق ما را روز به روز برای دستيابی بيشتر کند و به ما شوق نزديک شدن به هدف بدهد.
در صورتی که مدت زمانی که برای رسيدن اهدافتان مشخص میکنيد طولانی باشد هرگز حرکتهای روزانه شما شوق تلاشتان را بيشتر نمیکند؛ بنابراين بهتر است اهدافتان نهايتاً تاريخ و ضربالاجل يک ساله داشته باشد.
راهکار برای اهداف بلندمدت
در اين ميان اگر هدفی داريد که به ناچار به چند سال زمان نياز دارد میتوانيد آن را تقسيمبندی زمانی کنيد و مثلاً بگوييد دستيابی به ۳۰ درصد اين هدف تا اول فروردين.
حرف آخر: نبرد با زمان نامشخص
این مقاله به ما یک حقیقت ساده و در عین حال حیاتی را آموخت: هدفی که زمان ندارد، هرگز وجود ندارد.
اگرچه ایدهآلها، شور و شوق میآفرینند، اما این ضربالاجل دقیق است که ذهن و جسم ما را به تکاپو میاندازد.
اهدافی مانند "رسیدن به این خواسته تا یک سال دیگر" به آسانی به فردا و ماه بعد موکول میشوند و در نهایت در دریای "وقت هست" غرق میگردند.
به یاد داشته باشید:
فقط تاریخ قطعی بنویسید (مثل اول فروردین 1410) نه اینکه فاصله زمانی مثل 10 سال یا 5 سال بعد!
زمان تحقق را بنویسید، نه زمان شروع؛ زیرا تلاش و تمرین باید از همین حالا آغاز شود.
اهداف را زیر یک سال نگه دارید.
اگر هدفی چندساله است، آن را به بخشهای قابل اندازهگیری سالانه یا فصلی تقسیم کنید تا شور و اشتیاق حرکت روزانه، هرگز خاموش نشود.
هدف، یک نقطه در آینده است؛ اما زمانبندی، ریسمانی است که شما را از حال به آن نقطه متصل میکند. نگذارید ریسمان پاره شود!
خیلی ممنونم که تا آخر این مقاله همراه ما بودید، لازم به ذکر است که این مقاله برگرفته شده از مقاله استاد سید مجتبی حورایی میباشد، امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید.
_6914c14f6b2f4.jpg)