ام.اس حالا نه
چرا هر کاری رو که میخوام شروع کنم میگم حالا نه؟
بزار بعداً انجام میدم! ایشالا از فردا!
حالا این فیلمو ببینم!
شاید کسی پیدا بشه که کمکم کنه و کارم راحت تر بشه؛ هنوز زمانش نرسیده، من هنوز کوچیکم، وقت زیاده!
حالا بزار شاید معجزه ای شد و یک دفعه ای پیشرفت کردم!!
بیماری یا تنبلی؟
إمام باقر عليه السلام میفرمایند: إياكَ و التَّسويفَ فإنّهُ بَحرٌ يَغرَقُ فيهِ الهَلكى: زنهار از افكندن كار امروز به فردا؛ زيرا اين كار دريايى است كه مردمان در آن غرق و نابود مىشوند.
اینجا با یک عارضه به نام، ام.اس حالا نه مواجه هستیم که همان بیماری به تعویق انداختن کار ها به شمار میآید:
تصور کنید نورون های مغز شما (سلول عصبی)، تفکرات مثبت یا منفی هستند که شما نسبت به خودتان دارید و روی عملکرد دستگاه های بدنتان، که همان عناصر موفقیت هستند، تأثیر مستقیم دارند.
این افکار ممکن است با اشتیاق و عطش که همان غلاف میِلین (یعنی غلاف های محافظت کننده نورون) هستند، محافظت شود یا توسط بیماری خود ایمنی که تنها دلیلش، خود انسان است و ام.اس حالا نه نام دارد از بین برود.
در این بیماری، خود شما به غلاف های محافظت کننده حمله میکنید و با کلید واژه های ناامیدی مانند: «من نمیتوانم! هنوز زود است!
شرایط و امکانات انجام کار نیست!» آنها را از بین میبرید، در نتیجه عملکرد اندام را مختل و سفینه امیدتان را از مدار موفقیت خارج میکنید!.
شناسنامه حالا نه:
اکنون با این مثال، درک بهتری از تخریب گری به نام حالا نه دارید.
تخریب چی حالا نه یعنی: {به تأخیر انداختن گام های موفقیت و یا همان بیماری به تعویق انداخت کارها که به دلیل بزرگتر بودن هدف از داشته ها مادی یا معنوی مان است.}
علت به تعویق انداختن کارها این است که، آرزو هایتان از کیف پولتان بزرگتر است.
خیلی از انسان ها با همین کلمه «حالا نه» کارهایشان را، به فردا هایی واگذار میکنند که هیچ وقت از راه نمیرسند.
اکنون یک سوال پیش میآید!
(شما میتوانید هر کاری را که منجر به پیشرفتتان میشود، به فردا واگذار کنید؛ پس حرکت امروزتان چه میشود؟!)
حالا اگر به این بیماری مبتلا شدیم، چگونه آن را تشخیص دهیم؟
الف) گاهی، انسان نمیخواهد تنبلی کند و کاری را انجام ندهد، اما ته دلش هم حوصله انجام آن کار را ندارد و مدام عقل و نفس او با هم در تنش هستند.(اگر میخواهی عقلت همیشه بر نفست پیروز شود یک سر به دوره جذاب مهدیار شو بزن ما اونجا کاملاً این موضوع را بررسی و حل کردیم.)
ب) گاهی عامل تنبلی است.
ج) و گاهی عامل ترس است.
نمونهای از عملیات های این تخریب گر، در کار های روزمره شما نوجوانان، که احتمالاً خیلی با آن سر و کله میزنید را داریم:
گمان کنید، ایام امتحانات است و برای امتحان ریاضی 5 روز فرصت دارید.
شما به جای اینکه هر روز یک فصل را بخوانید تا کارتان راحت باشد، چهار روز را به خوش گذرانی سپری میکنید و روز آخر برنامه فشرده ای برای خودتان میریزید، که تمام درس ها را طی 24 ساعت باقی مانده بخوانید.
بعد از نفوذِ بیماری به تعویق انداختن کارها، 4 حالت زیر برایتان پیش می آید:
1- انسان دچار افسردگی، اضطراب و خستگی میشود.
2- افراد اهمال کار از به تعویق انداختن کار هایشان، پشیمان میشوند و در نتیجه احساس بی ارزشی میکنند.
3- اهمال کاری حتی ممکن است، منجر به از دست دادن جایگاه و برخی از داشته ها شود.
4- از همه مهمتر، اهمال کاری باعث میشود، انسان عمر خود را بیهوده و بدون ثمر سپری کند و آن را از دست بدهد.
و اکنون 5 راهحل راحت برای مبارزه با تنبلی و به تعویق انداختن کارها:
1- کارها را ساده کنید: شرایط را با ابزار و قالب بندی کردن شلوغ نکنید، فقط کار را شروع کنید.
2- موانع سره کارتان را بردارید: مانند ابزار های سرگرمی از جمله گوشی.
3- ام.اس حالا نه مانند شیرجه رفتن است: قبل از انجام دادنش ترس دارید و سختتان است، اما زمانی که شیرجه زدید، کار تمام است!
4- زمان را بسته بندی کنید: به خودتان بگویید، من این کار را در مدت ده دقیقه انجام میدهم.
5- کامل و عالی بودن را فراموش کنید: بعداً زمان اصلاح و ارتقا بخشیدن به کارتان وجود دارد.
بعد از اینکه به این 5 راهکار عمل کردیم و در سراشیبی موفقیت قرار گرفتیم، به یک سوال مهم میرسیم:
نیازها یا آرزوها؟
حالا اگر از مرداب تنبلی بیرون اومدی و در مبارزه با به تعویق انداختن کارها پیروز شدی، به یک دو راهی، بین نیاز ها و آرزو ها میرسی!
اصلا نیاز و آرزو چیه؟
نیاز ها، به علت کمبود ایجاد میشوند، در حالی که آرزو ها از فزونی ناشی میشوند.
آرزو های قدرتمند مانند استارت ماشین هستند، از این لحاظ که دلیل اصلی شروع حرکت هستند و اگر نباشند، جنبشی هم صورت نمیگیرد.
نیاز های ما و برآورده کردن آنها، مانند حرکت وضعی کره زمین است؛ فاقد حرکت رو به جلو میباشد اما نیاز به نور نقاط مختلف را، با چرخش به دور خودش تأمین میکند.
شبیه ما انسان ها، که بدون استثناء بر آورده کردن نیاز هایمان، حتی اگر مغایر با آرزو هایمان باشد، از کودکی جزء تعلیمات اساسی ما به شمار میرود.
آرزو های ما، مانند حرکت انتقالی زمین هستند؛ یعنی در عین طولانی بودن دوره زمانی شان، تأثیرات به سزایی در جریان زندگی و آینده ما دارند.
کلمه خواستن از آرزو های ما نشأت میگیرد، اکنون بیایید تلاش کنیم تا کلمه خواستن را به درستی در زندگی مان صرف کنیم!.
بررسی فعل خواستن در دوره های سنی متفاوت:
خواستن آرزویی عمیق است که از درون شما نشأت میگیرد و دلیل، منطق و تفکرات عقلانی را، به مبارزه میطلبد.
یک کودک 5 ساله را تصور کنید که عقل و منطق او، بر خیال پردازی ها و انتخاب آرزو هایش تأثیر ندارد، قطعاً کودکان، به دلیل فضای باز ذهنی و بی دغدغه ای که دارند، در انتخاب رؤيا هایشان، بی پروایانه تر عمل میکنند و همچنین، برای به دست آوردن آن، هرچند قدمی که بتوانند بر میدارند و به این فکر نمیکنند که شاید نتوانم و شکست بخورم.
مثلا رؤيای شیرین داشتن یک خانه شکلاتی، در ذهن او تبدیل میشود به چراغ نورانی که چشمک میزند؛ کودک برای رسیدن به چیزی شبیه رؤيای خود، با بالشت ها خانه ای میسازد و از والدینش میخواهد تا برای او شکلات تهیه کنند.
او اینگونه، باغچهی نو پای خیالش را آبیاری میکند، اما کم کم، کودک خیال باف ما بزرگ و بزرگتر میشود و نگاهش نسبت به زندگی، منطقی تر و واقع گرایانه تر میشود.
حالا ما یک جوان 25 ساله داریم که برای انتخاب آرزو ها و هدف هایش یاد گرفته است، همیشه به کیف پول، شرایط و امکاناتی که دارد نگاه کند؛ به عبارتی از آرزو های اضافی دست میکشد؛ و اما تمام رؤيایی که او فکر میکند آرزوست، برآورده کردن نیاز های زندگیاش است.
این مسئله تا جایی ادامه دارد که هر وقت به خودش اجازه میدهد به دنبال آرزو هایش برود، احساس عذاب وجدان به سراغش میآید زیرا گمان میکند آرزو هایش بیهوده و وقت تلف کردن هستند؛ او برای دوری از احساس عذاب وجدان، خودش را محروم و یا قانع میکند که هنوز وقت زیاد است و امکان خطا در زندگی هر کسی وجود دارد.
احساس گناه یک عامل بازدارنده و هشداردهنده طبیعی است، مانند احساس درد که نشانگر نقص و بحران در سیستم بدن است.
5 راهکار برای رفع احساس گناه بعد از رسیدن به آرزو هایی که نیاز نیستند:
1- به دنبال شواهد متناقص باشید: به دنبال چیز هایی باشید که به دست میآورید، نه چیز هایی که از دست میدهید.
2- از خودتان بابت هر قدمی که بر میدارید، قدردان باشید: به یاد داشته باشید احساس گناه و کمال گرایی باعث میشود، شما روی اموری که به درستی انجام نمیدهید، متمرکز شوید.
3- تفکرات سیاه و سفید را کنار بگذارید: هیچ آدم عادیی در دنیا، خوب یا بد مطلق نیست. پس از خودتان در هیچ زمینه ای انتظار کمال نداشته باشید و خودتان را بر اساس تلاش هایی که تا به امروز کرده اید قضاوت کنید.
4- مشخص کنید چه میخواهید و قدرت رسیدن به آن در شما چقدر است: کاری را که توانایی انجام آن را دارید مشخص وشروع به انجام آن برای رسیدن به هدفتان کنید
5- همواره به نیاز های خود توجه کنید: شما میتوانید پس از انتخاب هدف مفادی را به آن اضافه یا کم کنید که در عین حال به نیاز روحی و جسمی و هم معنوی شما پاسخ داده شود.
بحث جذاب تیپ شخصیت شناسی:
گاهی، انسان قلباً راضی نیست که کاری را انجام ندهد و در عین حال، عمق دلش این است که آن کار را میخواهیم بررسی کنیم که انتخاب رؤيا و هدف در دو تیپ شخصیتی چگونه ظاهر میشود و چه خوبی ها و بدی هایی دارد؟
درونگرایان:
امام علي عليه السلام میفرمایند: الصَّمتُ آيَةُ النُّبلِ و ثَمَرَةُ العَقلِ: [خاموشى، نشانه هوشمندى و ميوه خرد است.]
مهمترین ویژگی افراد درونگرا، این است که شنوندگان خوبی هستند و دوست دارند همه ی کار های خود را، به تنهایی انجام دهند.
بهترین دوست افراد درونگرا، ذهن خلاقشان است که باعث میشود، مسائل را دقیق تر و با جزئیات بیشتری بررسی کنند و نسبت به برونگرا ها، افراد خلاق تری دیده میشوند؛ اما به دلیل روحیه درونگرایی که دارند، ممکن است نتوانند در اجتماع، از خواسته ها و آرزو های خود به خوبی دفاع کنند.
برونگرایان:
مهمترین ویژگی این دسته، روابط اجتماعی بالای آنهاست و به همین دلیل میتوانند بیشتر با دیگران تبادل نظر کنند و مشورت بگیرند؛ اما بخاطر روحیه عجول و تصمیم گیری های سریع، ممکن است درصد خطا در کارهایشان بالا برود؛ نکته مثبت دیگر برونگرا ها، این است که به راحتی، در مورد مشکلاتشان صحبت میکنند و همیشه آماده هستند تا چیز های جدید را امتحان کنند.
در واقع بعضی از جا ها، باید تمام ملاحظات را کنار گذاشت و با اطمینان به حرف دلمان تصمیم گرفت!
و اشتباه همین جاست، که اگر روی هیچ چیز ریسک نکنید، روزی مجبور میشوید بیشترین ریسک را بکنید و یا بازنده باشید.
در نهایت، خوشحالم که انقدر پیگیر مسیر موفقیتت هستی و پشتکار داری.
در این مقاله هم دو تا از موانع سر سخت دیگر، در راه موفقیت را بررسی کردیم و راهکار هایی ارائه دادیم.
حالا برای تو پیشنهادی دارم تا مسیر موفقیتت را هموار تر کنی؛ از تو میخواهم همیشه در انتخاب هدفت با دیگران مشورت کنی اما نه با هر کسی؛ مثلاً با افرادی که تجربه شان از تو بیشتر است و قبلاً این مسیر را طی کردهاند.
از همه مهمتر، مطمئن باش هر کجا که گیر کردی و کم آوردی، همیشه یکی اون بالا بالا ها هست که هواتو داره و حواسش به کارایی که میکنی هست.
همچنین بهترین مشاوره ها را هم به تو میدهد.
إمام علی عليه السلام: مِنْ أَکْبَرِ التَّوْفیقِ الاْءَخْذُ بِالنَّصیحَهِ: [یکی از بزرگترین موفقیت ها، به گوش گرفتن نصیحت است.]
_69183b212a8b5.jpg)