سیدة فاطمه روحبخش

چطور فرزند نوجوان خود را بشناسیم

 

چگونه کودک و نوجوان خود را تغییر دهیم؟

اگه وقتی دیگه عصبانیتت از دست کار های کودکت لبریز میشه و با خودت اینا رو میگی: «چقدر دیگه باید این رفتار های بچه گانشو تحمل کنم؟ پس کی بزرگ میشه؟؟ همش در‌د‌سر داره و برام کار درست میکنه! شب ها هم که مزاحم ما میشه و نمیذاره یک خواب راحت داشته باشیم، با این سن زیادش، هنوز که هنوزه، خودش بلد نیست تنهایی بره دستشویی و گاهی جاشو خیس میکنه! ما هم یک زمانی بچه بودیم! انقدر اذیت نمیکردیم، بچه هم بچه های قدیم...»

یا اگه کودکت بزرگ شده و به سن بلوغ رسیده و باهاش مشکلات زیر رو داری:

«وایی چقدر روحیه اش حساس شده و هرچی بهش میگیم سریع ناراحت میشه؛ خوب این اتفاقاتیه که برای هر دختری یا پسر دیگری در این سن میوفته، آنقدر خجالت کشیدن نداره که!...»

میتونی با ما در این مقاله جذاب همراه باشی تا از تغییرات در دوره های سنی متفاوت فرزندت باخبر بشی، اونها رو بشناسی و بتونی به موقع و به بهترین شکل با اونها برخورد کنی.

تغییر رفتار در کودکان

وقتی فرزند شما بدرفتاری می‌کند، طبیعی است که بخواهید برای تغییر رفتار نادرست کودک و نوجوانتان اقدام کنید. شما می‌خواهید این رفتار را در اسرع وقت متوقف کنید. این موضوع می‌تواند فقط خسته کننده و استرس زا باشد. والدین اغلب در دام این می‌افتند که بیشتر توجه خود را بر روی رفتار نادرست و تغییر دادن رفتار های نادرست کودکان و نوجوانان متمرکز کنند.

اما نکته اینجاست که باید برای پاسخ دادن به رفتار خوب فرزندانتان انرژی بیشتری بگذارید. وقتی استراتژی های خوبی برای انجام این کار دارید، مدیریت و جلوگیری از رفتار نادرست بسیار آسان تر خواهد بود. پس ما با شما هستیم تا این استراتژی ها و روشهای اصلاح و تغییر رفتار کودکان و نوجوانان را آموزش دهیم.

 تفکر خود را به گونه ای تنظیم کنید که زندگی خانوادگی حول محور رفتارهای مثبت بچرخد و تبدیل به نیمه پر لیوان خانواده شوید.

رفتار مثبت چیست؟

رفتار مثبت می‌تواند چیزهای واضحی مانند کمک به کارهای خانه باشد. اما همچنین می‌تواند چیزهایی باشد که مورد توجه قرار نگیرد. به عنوان مثال، رفتار هایی که ناشی از حس استقلال طلبی فرزندتان باشد مانند به تنهایی شب در اتاق خود خوابیدن و یا استفاده مستقل از سرویس بهداشتی.

نمونه هایی از رفتار مثبت برای تغییر رفتار کودک

اینها چند مورد از رفتارهایی است که والدین معمولاً می‌خواهند در کودکان تشویق کنند:

·         استفاده از آداب

·         خوب بازی کردن با بچه های دیگر، اشتراک گذاری و نوبت و اجازه گرفتن

·         با دیگران مهربانانه صحبت کردن

·         حل و فصل موثر تعارضات (بدون توسل به دعوا، بدنامی یا عصبانیت)

·         استفاده موفقیت آمیز از توالت

·         مرتب کردن اسباب بازی ها با اتاق خواب

·         کمک به کارهای خانه

·         تنهایی خوابیدن یا در طول شب در رختخواب خود ماندن

·         حفظ کردن آرامش در زمان ناامیدی

البته این لیست همه چیز را در بر نمی‌گیرد. ممکن است به ایجاد یک «لیست خواسته» منحصر به فرد از رفتارهایی که می‌خواهید در فرزندانتان تشویق کنید و به اصلاح و تغییر آن رفتار‌ها در کودکان و نوجوانانتان کمک کند. این می‌تواند به شما یادآوری کند که به طور خاص به چه رفتارهایی توجه کنید، و باتوجه به سن کودک او را در چهارچوب قوانین خود آزاد بگذارید.

قدرت توجه شما برای تغییر رفتار کودک

قبل از اینکه راه‌ هایی را برای توجه و پاسخ به رفتارهای مثبت بررسی کنیم، بیایید محرک اصلی بدرفتاری در کودکان را درک کنیم: محرک اصلی این رفتار میل به توجه شماست. وقتی بچه ها بد رفتاری می‌کنند، والدین اغلب با احساسات پاسخ می‌دهند. کودکان می‌دانند چگونه رفتار کنند که توجه کامل و متمرکز شما را دریافت کنند که این پاسخ شما گاهاٌ می‌تواند رفتار تندی از جانب شما باشد. 

احتمالاً هنگام صحبت کردن با آنها تماس چشمی مستقیم برقرار می‌کنید، آنها را لمس می‌کنید و نام آنها را زیاد می‌گویید. این پاسخ باعث می‌شود آنها احساس کنند که مرکز توجه دنیای شما هستند، بنابراین آنها می‌خواهند بارها و بارها به این تماس بدنی از سمت شما برسند.

شما تصور می‌کنید که توجه شما در زمانی که بچه هایتان را نادیده می‌گیرید برای فرزندتون لذت بخش نیست و توجه شما وقتی که به آنها می‌گویید خوب هستند لذت بخش است، اما این کاملاً درست نیست. بسیاری از بچه‌ها وقتی تمام توجه شما به آن‌ها متمرکز می‌شود، احساس اهمیت می‌کنند و وقتی که سرشان فریاد می‌زنید، به همان اندازه، وقتی که در حال گذراندن اوقات خوشی با او هستید، این احساس را پیدا می‌کنند.

احتمالاً وقتی فرزندتان بدرفتاری می‌کند احساساتی‌تر خواهید شد و این قدرت توجه شما را بیشتر می‌کند. با محبت فراوان از بد خلقی فرزندانتان کم کنید و مراقب باشید محبت کردن، لوس کردن فرزند و باج دادن اینها تفاوت کمی باهم دارند با آزمون و خطا روی اخلاق کودکتان به مرز این سه خصلت خطر آفرین می‌رسید.

گذاشتن زمان با کیفیت برای تغییر رفتار کودک

زمان با کیفیت مهمترین و موثرترین روشی است که می‌توانید به رفتار خوب فرزندتان پاداش دهید. زمان با کیفیت یک زبان اصلی عشق برای کودکان است و به همین دلیل است که آنها به شدت توجه شما را می‌خواهند.

گذراندن زمان با کیفیت با فرزندانتان به هر حال کار خوبی است، نه فقط زمانی که به آنها پاداش می‌دهید. زمان کوتاه اما مکرر (حتی فقط پنج دقیقه در روز) به کودکان کمک می‌کند تا نیازهای توجه خود را برآورده کنند و رابطه مثبتی با شما ایجاد می‌کند. و زمان با کیفیت مکرر نیز به توسعه مهارت های اجتماعی آنها کمک می‌کند.

احترام گذاشتن ارتباطی با سن و سال ندارد و همه افراد در هر سنی که باشند لایق احترامند. اگر از اینکه کودکان به شما یا دیگران احترام نمی‌گذارد ناراحت هستید باید بدانید که شما با احترام گذاشتن به دیگران به کودکان خود یاد می‌دهید که آنها هم باید به دیگران احترام بگذارند.

برای آموزش دادن احترام باید ابتدا از احترام گذاشتن به فرزند خود شروع کنید. اسم او را با خانم و آقا صدا بزنید در مهمانی ها به او توجه کنید، در موضوعات جزیی نظر او را بخواهید، نتیجه این رفتار شما این می‌شود که او همین تکنیک ها را در مقابل با شما انجام می‌دهد.

تغییر رفتار در سن بلوغ

فرزندانمان در دوره بلوغ، درحال گذر از کودکی به بزرگسالی هستند، در این دوره عموما مشکلات و تحولات روحی زیادی اتفاق می‌افتد. دوران بلوغ فرزندان با تغییرات زیادی همراه است در نتیجه‌ی این تغییرات در نوجوانان نحوه تعامل و رفتار ما والدین با فرزندان نیز تغییر پیدا می‌کند.

منِ پدر یا منِ مادر باید در این دوره بلوغ با دید باز با نوجوان خود رفتار کنم، در عین حالی که او را از تغییر شرایط بدنی آگاه می‌کنم، از طرف دیگر استعدادهای او را پیش خودش شکوفا کنم. این دوران تغییر در کودکان و نوجوانان مقدمه موفقیت در جوانی است.   

بلوغ مجموعه ای از تغییرات طبیعی است که هر کودکی با آن مواجه می‌شود. برخی از بچه ها مشکلاتی را تجربه می‌کنند و برخی دیگر بدون هیچ مشکلی از این مرحله عبور می‌کنند و تنها درصد کمی از کودکان دچار آشفتگی های شدید می‌شوند. دوران بلوغ فرزندان برای والدین، هیجان انگیز و خاص می‌باشد و فرصتی مناسبی برای تغییر و اصلاح رفتار در کودکان است و زمان خوبی برای کمک به کودکان می‌باشد.

راهکارهای رفتاری زیادی برای کمک در این دوران وجود دارد بنابراین، از این تغییرات و تحولات نترسید. اگر احساسات خود در دوران بلوغ را به یاد بیاورید، به همدلی بیشتر شما کمک می‌کند. تنها به یاد داشته باشید عبور کردن از این مرحله ممکن است کمی دشوار باشد و به صبوری و آگاهی شما وفرزندتان نیاز دارد.

1. درباره ی تغییرات صحبت کنید

زمانی که فرزند شما تغییرات جسمی، روحی و جنسی را تجربه می‌کند، در کنار او باشید. درباره ی مسائل آزار دهنده صحبت کنید و راهی برای رفع آن مسائل پیدا کنید. به عنوان مثال اگر از جوش های بلوغ رنج می‌برد، از متخصص پوست و داروهای درمانی کمک بگیرید.

درباره‌ی تغییرات فیزیکی مانند تغییر صدا و.. صحبت کنید. تغییرات فیزیکی قابل توجه ترین ویژگی بلوغ محسوب می‌شوند. دختران و پسران خود را در مقابل تغییرات جنسی آگاه کنید و نکات  بهداشتی و احکام طهارت و غسل را آموزش دهید. البته دقت کنید که فرزند خود را بمباران اطلاعاتی نکنید، جلوتر از نیازشون به آنها آموزش ندهید

2. در دوران بلوغ فرزندان صبور باشید

 فرزند شما به احتمال زیاد نوسانات اخلاقی یا سایر درگیری‌های احساسی را تجربه خواهد کرد. شما باید میان رفتار غیر قابل قبول و ضد اجتماعی و رفتار درست تفاوت قائل شوید و این را به فرزند خود بیآموزید که این نا به هنجاری ها بخاطر تغییرات هورمونی است، در مواقعی صبور باشید و اجازه دهید هیجانات نوجوان تخلیه شود.

شما فرزند خود را بهتر از هر شخصی می‌شناسید، بنابراین هنگام تصمیم گیری در مورد نحوه رفتار با فرزندتان، از غریزه خود پیروی کنید. نحوه‌ی کنار آمدن با هیجانات متغیر را به فرزند خود آموزش دهید. به عنوان مثال؛ گاهی اوقات تنهایی برای مدتی کم، معجزه آسا عمل می‌کند و در مواقعی فعالیت بدنی می‌تواند به کنترل هیجانات کمک کند.

3. هیجانات و احساسات جدید را بپذیرید.

به نوجوان اجازه دهید در کارهایی که واقعا علاقه دارد، فعالیت و شرکت کند. ممکن است ورزشی را که در حال انجام است و شما برای آن هزینه کردید، رها کند و به دنبال ورزش جدیدی برود.

در دوران بلوغ فرزندان، با لباس های عجیب غریب، مدل موهای بد و علاقه مندی های نامتعارف روبرو می‌شوید. روانشناسان اظهار می‌کنند این تغییرات شخصیتی، کوتاه مدت خواهد بود و بر موارد مهم تر تمرکز کنید.

به یاد داشته باشید در این دوران، نوجوان در سطح بالایی از هوشیاری و حساسیت قرار دارد. بنابراین، جبهه گیری نکنید و تا آرام شدن شرایط صبوری کنید و سپس با آن ها درباره‌ی این تغییرات صحبت کنید.

4. راه های ارتباطی را در دوران بلوغ فرزندان محدود نکنید

دوران نوجوانی و بلوغ نیاز به حمایت زیادی از طرف خانواده و دوستان دارد. راه های ارتباطی گسترده ای ایجاد کنید و برای تشکیل حلقه اجتماعی و دوستانه قوی به نوجوان کمک کنید. این حلقه‌ی قوی در هنگام مشکلات و چالش ها، منبعی سالم برای صحبت کردن و رسیدن به آرامش می‌باشد.

به فرزند خود اطلاع دهید که در هر زمان و شرایطی، فرصت برای گفت و گو با او دارید و دلسوزانه به صحبت هایش گوش می‌سپارید.

5. به حریم خصوصی نوجوانان احترام بگذارید

دوران بلوغ فرزندان، با هیجانات و نیاز های زیادی همراه است. یکی از این نیازها، ایجاد استقلال می‌باشد. برای همین ممکن است در اتاق را ببندد و حریم خصوصی خود را حفظ کند. در این مواقع، در را قفل نمی‌کند ولی از شما انتظار دارد پیش از ورود، در بزنید. با آن ها مانند یک بزرگسال برخورد کنید و در جهت مستقل شدن آن ها تلاش کنید.

با بزرگ شدن کودکان، رفتار والدین نیز تغییر می‌کند و فرزندان با چالش های متفاوتی روبرو می‌شوند که اغلب باعث می‌شود آن ها به این که چه کسی هستند و چه می‌خواهند بسیار فکر کنند. در چنین دورانی، نوجوانان به حفظ حریم و فضای خصوصی بیشتری نیاز دارند تا با این مسائل کنار بیایند.

دراین جاست که هنر من پدر و مادر  حائز اهمیت است، در کنار غریزه مادری و پدری خود با اموزش و دید باز وارد دنیای نوجوانم شوم و برای او لحظه  و حال خوب بسازم، استعدادهای او را شکوفا کنم و این تکنیک با نظارت از راه دور ممکن است. (اگر نظر یا تجربه و یا ایده جالب برای این راهکار داری، برام بنویس.)

در فرایند کسب هویت و آشنایی با خواسته ها و ترس های فردی، حفظ حریم خصوصی نوجوان بسیار ضروری است اما اجازه ندهید این حریم خصوصی به احساس تنهایی مفرط و منزوی شدن منجر شود. در خلوت نوجوان در اتاق دربسته شاید از محیط فیزیکی پرخطر بیرون، در امان باشد ولی باوجود موبایل وکامپیوتر اون هم در اتاق بسته و ساعات نامشخص جست وجوبی هدف در اینترنت و یا دیدن فیلم و یا پیدا کردن دوستان مجازی به سر برد، خطر بسیار جدی نوجوانمان را تهدید می‌کند.

استفاده از اینترنت و فضای مجازی و فیلم و سریال های مختلف باید زیر نظر من پدر و مادر قرار بگیرد، این زمانی صورت می‌گیرد که با نوجوانم رفیق شوم، و مرتب درباره مسائل مختلف او را آگاه کنم، با توجه به روحیه حساس نوجوانم باید این نظارت به صورت دقیق و بدون مشکلی صورت گیرد.

تجربه خودم برای نوجوانم این بود که او را در معرض خطر فیلم و اینستاگرام می‌دهیم، با توکل به خدا و با توسل به ائمه اطهار شروع به ساختن سناریوی در ذهنم کردم. چون نقطه ضعف فرزندم می‌شناختم از این راه وارد شدم، الحمدلله برای مدت کوتاهی که اوج احساسات نوجوانم بود.

اینستاگرام پاک کرد، هرچند بعد از یک سال دوباره این برنامه پرچالش در گوشی خود ریخت اما الان خیالم کمی آسوده است که سواد رسانه ایی او،  برای ورود به دنیای مجازی بالا است. شما از تجربه و موفقیت در برخورد با نوجوان خود نظری داری! 

تغییر رفتار عاطفی دختران بعد از بلوغ

در بخش قبل درباره بلوغ و نحوه برخورد والدین با فرزندان گفتیم، در این بخش به تغییر رفتار دخترای قشنگمون می‌پردازیم. بخاطر تغییرات فیزیکی دختر و آسیب پذیری او در اجتماع است واز آن طرف حس استقلال نوجوان واحساس خطر والدین، باعث تغییر رفتار در دختر و تنش بین مادر وپدر و او می‌شود . 

قبل از این که وارد بحث شویم خوب است به این نکته توجه کنیم، حساسیت در تغییرات فیزیکی و جنسی در دختر و پسر هر دو به یک اندازه مهم است، اینطور نیست چون فرزندم پسر است دختر نیست و جذابیت او برای دنیای بیرون کمتر است نظارت من مادر یا پدر کمتر شود. فقط لازمه به اخبار و آمار کودک آزاری نگاهی بیندازید تا به عمق فاجعه پی ببرید.

تغییرات بیولوژیکی در دختران نوجوان

تغییرات بیولوژیکی در سن بلوغ باعث تغییراتی در رفتار نوجوانتان، شناخت و هیجان‌های او می‌شود. با ورود او به سن بلوغ، شباهت هایش با شما مادر عزیز بیشتر شده و احساس می‌کند فردی بالغ است؛ در نتیجه به دنبال استقلال از شما می‌گردد و خواهان آزادی بیشتری است.

برای مثال می‌خواهد تا اجازه دهید ساعات بیشتری در شب بیرون از خانه بماند، خودش به تنهایی در مورد مسائل زندگی‌اش که در گذشته تحت کنترل شما بودند تصمیم بگیرد، در واقع تمایل به خود مختاری افزایش پیدا می‌کند.

رسول اکرم (ص) فرموده است: "فرزند آدمى در هفت سال اوّل زندگى، آقا و سیّد پدر و مادر است، در هفت سال دوّم بنده فرمانبردار و مطیع پدر و مادر است، و در هفت سال سوّم وزیر خانواده و مشاور پدر و مادر است.(5)

چه تحلیلی زیبایی !!!!
در واقع با تربیت صحیح و میدان دادن به نوجوانمان همزمان فرزندم بلوغ جسمی و فکری و عقلی خود را سپری می‌کند و تنش های دوران بلوغ دخترم به صفر می‌رسد.

 تأثیرات بلوغ عاطفی دختران 

 

تغییر در طرز فکر:

هر چه دختر شما بزرگتر می‌شود، درک او از دنیا و محیطش نیز رشد پیدا می‌کند. برای مثال تمایل دارد تجارب جدیدی داشته باشد.

خود را بهتر توصیف می‌کند:

او راحت‌تر از گذشته می‌تواند احساسات ناراحتی و خوشحالی خود را تشخیص داده و با دیگران ارتباط برقرار کند.

بسیار احساساتی می‌شود:

به دلیل تغییرات هورمونی همه چیز آزار دهنده‌تر و تأثیرگذارتر به چشمش می‌آید و این به سن بلوغ در نوجوانان مربوط می‌شود. به افکار او جهت دهید این کارباعث می‌شود کمتر به موضوعات پیرامون خود فکر کند.

بسیار گریه می‌کند:

به خاطر حساس شدن نسبت به تمام موضوعات، احتمال سپری کردن روزهای سخت به همراه گریه بیشتر می‌شود. در مقابل گریه های زیاد دخترتون خیلی واکنش نشان ندهید، گریه به او کمک می‌کند تا بر احساساتش مسلط شود.

احساس زنانگی بیشتر می‌شود:

میل به رفتارهای دخترانه نسبت به قبل بیشتر می‌شود. برای رسیدن به مادر، روز شماری می‌کند. مثلا بیشتر علاقه به استفاده از لوازم آرایش پیدا می‌کنند. کمی آزادی برای استفاده لوازم آرایش به او بدهید، زمانی که سمت شما می‌آید و می‌گوید مامان یا بابا خوشگل شدم، او را تایید کنید و خیلی ریز و ظریف اشاره کنید که دختر من زیباترین دختر هستی است به این لوازم آرایش نیاز ندارد.

عدم اطمینان از خود:

به دلیل تغییرات روحی و جسمی در دوران بلوغ، احتمال مقایسه خودش با دیگران بیشتر شده و نارضایتی نسبت به خود پیدا می‌کنند. مثلا بینی در دوران بلوغ ورم می‌کند و بعد از اتمام دوره بلوغ به حالت قبلی خود بر می‌گردد، این برای او بسیار دردناک است و ساعتها جلو آیینه خود را وارسی می‌کند.

در اینجا به او سخت نگیرید و به  او اطمینان خاطر دهید که این شرایط درست می‌شود و بعد از بلوغ تو زیباتر می‌شوی!!! (تجربه و یا خاطره جالب از خودتون دخترتون و یا ایده برای موارد بالا دارید، خوشحال می‌شوم برایم پست کنید) 

تاثیر قاعدگی بر روان دختران

به دلیل افزایش آگاهی که دختران در مورد قاعدگی از طریق خانواده، مدرسه و دوستان کسب می‌کنند، واکنش آنها نسبت به گذشته چندان منفی نیست. معمولا دخترانی که دارای مادرانی حمایت کننده هستند با آگاهی بیشتری با این مسئله مواجهه می‌شوند، پس با آن به عنوان اتفاقی مثبت یاد می‌کنند. به عنوان مثال، مادر زمانی که متوجه قاعدگی دخترش شد برای او جشن دو نفره بگیرد و بگوید ورودت به جمع ما مامانا مباااارک!!!! 

در مقابل سوالهای او مقاومت نکنید جوابها را در قالب فهم کودکانه بیان کنید (فراموش نکنید شاید جثه فرزندتان بزرگ شده ولی از نظر عقلی او هنوز کودک و خام است، پس فرزند خود را بمباران اطلاعاتی نکنید)

نگرش منفی دختر نسبت به اولین قاعدگی ممکن است باعث ناراحتی و اضطراب زیادی در او شود و معمولا دخترانی که پیش از اولین قاعدگی تصور منفی از آن داشتند، به هنگام قاعدگی شرایط سخت تری را تجربه می‌کنند. به خصوص در مورد دخترانی که رابطه صمیمی با مادر خود ندارند که بتوانند درباره این موضوع با او صحبت کنند.

در این جا سوال مطرح می‌شود چه زمانی برای آمادگی دخترم برای این موضوع است؟

همون طور که اول پاراگراف گفتم از طرف اطرافیان، مدرسه این اطلاعات به فرزندتون داده می‌شود، البته بخاطر شرایط کرونا و غیر حضوری بودن مدارس شاید این اطلاعات منتقل نشده است، لازم نیست از الان او را مطلع کنید و ذهن او را درگیر کنید، فقط با او رفیق باشید و مرتب به او بگویید اگر مشکلی داشتی به خودم بگو... 

رؤیاها و تخیلات

بلوغ دختران نوجوان با رشد تخیل، شکفته شدن عواطف و زندگی احساسی بسیار قوی، همزمان است. گاهی احساس می‌کند دیگران او را به درستی نمی‌فهمند و تمامی تلاش هایی را که برای اثبات وجود خود انجام می‌دهد، بی تاثیر است و هر لحظه استقلال او را مخدوش می‌کنند.

بنابراین می‌کوشد به کمک تخیل، کمبودها را جبران کند؛ امّا هرگاه فاصله میان رؤیا و واقعیت از میان می‌رود و واقعیت پدیدار می‌شود، رابطه او با دنیای خارج نیز مختل می‌گردد و این امر یکی از خطراتی است که دختران را در دوره بلوغ تهدید می‌کند. گاهی نیز به جای آنکه احساس کمبود در رؤیا جبران شود در واقعیت جبران می‌گردد.

در اینگونه موارد دخترتان به سمت عمل گرایی تمایل می‌یابد، می‌خواهد رویا های خود را محقق کند. این «انتقال به عمل» مکانیسمی است که اغلب در بزهکاری های نوجوانی دیده می‌شود. معمولا از علاقه به جنس مخالف شروع می‌شود. 

در آغاز بلوغ، علاقه به جنس مخالف به ‌عنوان یک نشانه طبیعی در دختران پدیدار می‌شود. این کشش تند باعث می‌شود که بعضی از آنان به جنس مخالف نزدیک شده و دور از چشم والدین به گفتگوهای صمیمانه بپردازند. اگرچه کشش به جنس مخالف، پدیده‌ای طبیعی است، در رویا و خیال خود فکر می‌کند، همسر آینده او بهترین و کاملترین است که با اسب سفید می‌آید و او را از این گرداب مشکلات می‌برد.

اگر این کشش به برقراری تماس و رابطه با فرد یا افرادی از جنس مخالف کشیده شود، دختران نوجوان در گردابی از ناراحتی های عاطفی، درگیری‌های خانوادگی، افت درسی و مشکلات اخلاقی و اجتماعی فرو خواهند رفت. روانشناسی غربی در مقابل این کنش این استدلال را دارند.

(عوامل اجتماعی در شکل دهی نحوه روابط نوجوان‌های پسر و دختر، نقش تعیین کننده‌ای دارند و گاهی نوجوانانی که هنوز چگونگی کنار آمدن با نیروی جنسی را یاد نگرفته‌اند، از روی سادگی و بی‌تجربگی، خود را در موقعیت اجتماعی خاصی قرار می‌دهند که احتمال بهر‌ه‌ برداری جنسی از آنها را زیادتر می‌کند. با آموزش درست، نوجوان‌ها باید بیآموزند که بر رفتار جنسی خویش کنترل و تسلط داشته باشند و محدودیت‌ها و قانون‌های اخلاقی جامعه را بپذیرند)

دردین کامل وجامع ما، سن خاصی را برای ازدواج تعیین نکرده اند، اما به این مطلب پرداخته که اگر انسان به سن تکلیف رسیده؛ یعنی پسران سن پانزده سال قمری و دختران نه سال را پشت سر گذاشته و به بلوغ جنسی رسیده باشند؛ یعنی در خود احساس نیاز به جنس مخالف کنند.

اگر بدون ازدواج به گناه می‌افتند، در این صورت ازدواج بر آنها واجب خواهد شد، ولی به نظر می‌رسد بهترین سن ازدواج زمانی باشد که جوانان علاوه بر بلوغ جنسی به رشد و بلوغ فکری نیز رسیده باشند تا بتوانند با دقت بیشتر و با فکر و اندیشه شریک زندگی آینده خود را انتخاب کنند؛ برای زندگی آینده خود برنامه ریزی کنند و... تا در نتیجه زندگی موفق تر و بهتری را با استعانت از خدای متعال برای خود رقم بزنند. 

این مهم زمانی ممکن می‌شود من مادر و پدر با تربیت صحیح بستر رشد فرزندم بالا ببرم و با فرهنگ غلط حاضر او را دور کنم، در فرهنگ ما نوجوان که هیچ... جوانان اول باید تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی تمام کنند بعد شغل پیدا کنند آن وقت فکر ازدواج می‌افتند.

 زمانی که تربیت درست باشد به نوجوانمان به موقع میدان دهیم، استعداد او را کشف کنیم، برای آینده تحصیلی و شغلی او بستر مناسب فراهم کنیم. مثل اینکه من استعداد دخترم در گرافیک می‌بینم تابستانها کلاسهای فنی حرفه ایی ثبت نامش کنم این علاقه و استعداد سریع تر به نتیجه برسد و راحت وارد بازار کار می‌شود.

و یا پسرم  که علاقه او را به مکانیکی می‌بینم، در کلاس مناسب یا در کنار استاد مکانیکی مطمئن، برایش شرایط آموزش فراهم می‌کنم. با این تمهیدات فرزندانمون برای ازدواج و آینده شغلی خودشان، آینده روشن دارند. ازدواج در پایان نوجوانی و یا ابتدا جوانی آرامش نسبی در طول عمر برای فرزندمان به ارمغان می‌آورد.

و ما باید یاد بگیریم که به جای تحمیل علایق و سلایق خودمان با ذهنی باز تر و واقع گرایانه تر به موضوعات روز جامعه نگاه کنیم، البته نگاهی عقلانی و سالم، همچنین با نگه داشتن جانب احتیاط و دوری از خط قرمز‌ها بگذاریم فرزندانمان در آغوش جامعه بال و پر بگیرند، تا در میان افکار و عقایده ما!.

و اما در آخر همه ی ما در برهه های مختلف زندگی خود چالش های متفاوتی داشته ایم و این چالش ها برای نسل های بعدی ما یعنی بچه هایمان تغییر می‌کند حالا اگر ما بتوانیم به خوبی با فرزندمان ارتباط داشته باشیم و اطلاعات و اخطار های لازم را سره موقع به آنها بدهیم هم به سلامت عمومی جامعه کمک کرده ایم هم خودمان از داشتن فرزندان سالم و صالح لذت می‌بریم و به آنها افتخار می‌کنیم

 

 

 

 

 

نظرات