3 اصل مهم برنامه ریزی که حتما باید اونها رو بدونی!
به سومین مقاله از سلسله مقالات رشد فردی تمرکز خوش اومدین، در مقاله قبل یعنی 5 راه افزایش تمرکز به پنج روش اصلی، کلی و مؤثر برای بهتر شدن تمرکز پرداختیم.
این روشها شامل مدیریت زمان، تکنیکهای ذهنی، تنظیم محیط کار، سلامت جسم و روان، و برنامهریزی مؤثر هستند.
اما از میان این 5 راه اولیت اول با مدریت زمان و برنامه ریزی منعطف و موثر است، موضوعی که در این مقاله میخوایم بهش بپردازیم!
درواقع قراره 3 اصل مهم و اساسی برنامه ریزی و مدیریت زمان رو باهم دیگه بررسی کنیم.
وقتی مدیریت زمان و برنامه ریزی رو یاد گرفتی دیگه زمان تو مشتت میمونه و دیگر هدر نمیره!
آلن لاکین نویسنده معروف آمریکایی در حوزه مدیریت زمان جمله معروفی دارد؛ او میگوید: برنامه ریزی، آوردن زمان آینده به زمان حال است، و تو با برنامه ریزی میتونی آینده خودت رو از همین الان تغیر بدی!
یا مثلا برایان تریسی میگوید: این سوال را قدیمی ها همیشه میپرسیدند: چطور یک فیل را میخورند؟
جواب این است: لقمه لقمه!
وقتی مدیریت زمان رو یاد بگیریم بزرگ ترین و ترسناک ترین کار هم در کمترین زمان ممکن و به راحت ترین شکل ممکن انجام میشند!
برای افزایش تمرکز، یکی از مهم ترین پشتوانه های ما، مدیریت زمان و برنامه ریزی است!
وقتی آینده رو به زمان حال بیاریم، میتونیم تمرکز خودمون رو هم در آینده تضمین کنیم!
اما بیاید به بحث خودمون برگردیم!
ما ها همه مون اهمیت زمان رو به خوبی درک میکنیم، چرا؟
چون همیشه احساس کمبود وقت داریم، فکر میکنیم هیچ وقت یک روز برای به همه کار ها رسیدن کافی نیست.
دائم میگیم "ای کاش وقت بیشتری داشتم!" ولی اگر دقیق تر به روزمون نگاه میکنیم، میبینیم کلی وقت هدر دادیم.
چرا؟ چون اصول مدیریت زمان رو بلد نیستیم.
و شاید بدتر از اون، اصلا نقش مدیریت زمان در زندگی شخصی مون رو جدی نمیگیریم!
اگه خودمون برای زمانمون ارزش قائل نشیم، یه چیز خیلی بدتر اتفاق میافته: بقیه برای زمان ما برنامه ریزی میکنند!
این قانون جامعه است! اگر تو برای خودت برنامه نداشته باشی، در هر جای دنیاهم که باشی برای تو برنامه میریزند تا خودشان به اهدافشان برسند!
البته این لزوما بد یا خوب نیست! اما اگر ناگهان به خودت اومدی و دیدی در شغلی هستی که دوستش نداری، بدون برات برنامه ریزی کردند و تو هم باید به حرف اونها گوش کنی...
یا مثلا تا حالا برات پیش اومده یه روز رو بدون برنامه شروع کنی و تا به خودت بیای، ببینی کل روزت صرف انجام کارای بقیه شده؟ مثلاً یکی بهت زنگ زده گفته کمک میخواد، همکارت یه عالمه ایمیل فرستاده و تو هی جواب دادی، یا یکی دیگه تو رو کشیده به یه جلسه بیسر و ته.
آخر شب که به خودت نگاه میکنی، میبینی هیچی از اون کارایی که برای خودت مهم بوده، انجام ندادی.
مشکل اینجاست که وقتی تو برای زمانت چارچوب نزاری، بقیه میان این خلأ رو پر میکنن.
مثل یه لیوان آب که دست بقیه میدی و هرکی یه جرعه ازش میخوره، آخرش چیزی برای خودت نمیمونه.
ولی خبر خوب اینه که میتونی این مسیر رو عوض کنی.
وقتی یاد بگیری زمانت رو درست مدیریت کنی، نهتنها بیشتر به کارای خودت میرسی، بلکه احترام بقیه رو هم جلب میکنی.
تو این مقاله میخوایم با هم چند تا اصل مهم مدیریت زمان و برنامه ریزی رو یاد بگیریم که چطوری زمانمون رو بهتر مدیریت کنیم، تمرکزمون رو ببریم بالا و از دام برنامههای بیخود و کارای الکی خلاص بشیم.
آمادهای؟ بریم که شروع کنیم!
اصل اول: روی ورودی ها تمرکز کن نه خروجی ها!
یکی از اشتباهات رایجی که خیلی از ما توی مسیر رسیدن به اهدافمون مرتکب میشیم، اینه که بیشتر از حد روی خروجیها تمرکز میکنیم.
یعنی تمام ذهنمون درگیر نتیجه نهایی میشه، مثلاً رسیدن به هدف بزرگ یا موفقیت در یه کار خاص.
ولی وقتی تمام تمرکزمون روی نتیجه باشه، خیلی وقتها استرس میگیریم که نکند ما در این مدت به هدف خود نرسیم! و احتمالا در همین مسیر ممکنه دچار ناامیدی بشیم و بدتر از همه عدم تمرکزیه که همیشه پیش ما میمونه.
حالا اگر به جای اینکه فقط به نتیجه فکر کنیم، به دلایلی که این هدف رو دنبال میکنیم فکر کنیم (همون ورودیها)، همه چیز خیلی متفاوت میشه.
وقتی یادمون میاد که چرا این مسیر رو شروع کردیم، چرا میخواهیم به این هدف برسیم، اونوقت مسیر برامون روشنتر میشه و انگیزهمون بیشتر میشه.
به این فکر میکنیم که هدف اصلیمون چیه، نه اینکه فقط بخواهیم به اون نقطه نهایی برسیم.
اینطور میشه که تلاشهامون مؤثرتر میشه و استرس کمتری داریم، چون میدونیم هر گام کوچکی که برمیداریم، ما رو به دلایل اصلیمون نزدیکتر میکنه.
توضیح بیشتر ورودی و خروجی برنامه ریزی!
فرض کن میخواهی دکتر بشی. خروجی این هدف، "دکتر شدن" است.
اما چرا دکتر شدن برای تو مهمه؟ شاید هدف اصلیات اینه که بتونی جان آدمها رو نجات بدی، به دیگران کمک کنی یا حتی زندگیشون رو تغییر بدی.
اینها همون ورودیهایی هستن که تو رو به حرکت درمیارن.
حالا، اگر فقط به خروجی فکر کنی، ممکنه مدام نگرانیهایی مثل "آیا میتونم پزشکی قبول بشم؟" یا "چطور این همه درس رو پشت سر بذارم؟"
ذهنت رو پر کنه و همین باعث بشه که استرس بگیری و از نتیجه نگرفتن و تلاش های بیهوده بترسی.
اما وقتی به ورودیها فکر میکنی، به این که چرا میخواهی دکتر بشی، انگیزه و انرژی بیشتری پیدا میکنی.
به یاد میآوری که هدف اصلیات از دکتر شدن چیه؟ اون ثروت بالاست، یا اون پرستیژ و شخصیت بالای این شغله و یا اینکه دغدغه نجات جون انسان ها رو داری!
وقتی به این فکر کنی که هر کدوم از درسهای پزشکی به تو این امکان رو میده که جان کسی رو نجات بدی، یا یک قدم به اون شخصیت بالا و اون ثروت خاص برسی، انگیزه تو رو برای مدت زمانی شارژ میکنه!
دیگه مهم نیست چند ساعت داری میخونی یا چقدر سختی میکشی، چون میدونی همه اینها در نهایت برای یک هدف بزرگتره.
اینجوری میتونی از تک تک لحظات راهت لذت ببری و هر قدمی که برمیداری رو با انگیزه بیشتری برداری.
البته الآن بحث ما زیاد شدن انگیزه نیست، اینکه چطور انگیزه مون رو شارژ کنیم بحث جدایی داره که ما تا حدی در مقاله(چگونه تمرکز خود را بالا ببریم؟ با تفریح!) به این مبحث پرداختیم، که با مطالعه کردن این مقاله بخش زیادی از چطور انگیزه پیدا کردن رو یاد میگیرید!
اصل دوم: اهمیت خودمون در دامنه زندگی
زندگی را میتوان به سه دایره تو در تو تقسیم کرد:
این سه دایره با هم ارتباط نزدیکی دارن.
بزرگترین دایره "کارها و مسئولیتهای ماست".
این دایره شامل همه چیزایی میشه که در طول روز انجام میدیم، مثل شغل، تحصیل، کارهای خونه و هر فعالیتی که به نوعی جزو وظایف و برنامههای روزانه ماست.
دایره بعدی که کمی کوچیکتره، "روابط ما" رو در بر میگیره.
این دایره شامل افرادیه که باهاشون در ارتباطیم، مثل دوستان، خانواده، همکاران و حتی آدمایی که گاهی وقتا فقط یه گفتوگوی کوتاه باهاشون داریم.
کوچیکترین و مهمترین، خود ما هستیم.
چرا؟ چون با تمرکز روی همین دایره است که ما میتونیم به بهترین نسخه از خودمون تبدیل بشیم!
چطوری؟ بیا تا بهت بگم
پیشرفت اتوماتیک با تمرکز روی خود!
بذارید بیشتر توضیح بدم کوچکترین و مهمترین دایره، "خود ما" هستیم.
این همون هسته مرکزیه که همه چیز از اون شروع میشه.
اگر به این دایره مرکزی خوب توجه کنیم، دایرههای دیگه هم بهتر میچرخن.
اما اگه این هسته رو نادیده بگیریم یا براش وقت و انرژی نذاریم، کمکم همه چیز از هم میپاشه.
وقتی انرژی نداشته باشیم، قاعدتا قدرت ذهنی برای تمرکز هم نداریم، مثال بزنم.
فرض کن یه نفر تمام تمرکزش رو گذاشته روی کار کردن و هیچ وقتی برای خودش نمیذاره.
نه خوب میخوابه، نه تغذیه درست داره، نه کاری به نظافت و نظم خودش داره و نه زمانی برای استراحت یا تفریح.
این آدم شاید اول فکر کنه داره خیلی مؤثر عمل میکنه و کارش عالی پیش میره، اما بعد از یه مدت خستگی و استرس بهش غلبه میکنه.
حتی ممکنه سلامتیاش به خطر بیفته و همین موضوع باعث بشه که توی کارش افت کنه یا توی روابطش دچار مشکل بشه.
چرا؟ چون هسته مرکزی یعنی "خودش" رو نادیده گرفته.
برعکس، وقتی روی خودت سرمایهگذاری کنی، مثلاً خوب بخوابی، غذای سالم بخوری، ورزش کنی یا زمانی رو به تفریح و آرامش اختصاص بدی، یه انرژی و انگیزه فوقالعاده پیدا میکنی.
این انرژی باعث میشه که هم توی کارات مؤثرتر باشی و هم توی روابطت بهتر عمل کنی.
دقیقا مثل یک دومینویی که هرچی جلو تر میره، مهره های بزرگتری رو زمین میندازه!
شاید روزی 30 دقیقه ورزش کار کوچکی باشد اما همین کار کوچیک مثل یک مهره دومینوی 3 سانتی به مرور میتونه یک مهره دومینوی 3 متری رو نقش بر زمین کنه!
پس هر وقت حس کردی زندگی شلوغ شده و نمیدونی از کجا شروع کنی، اول به هسته مرکزی، یعنی خودت، نگاه کن.
با خودت مهربونتر باش، به نیازهای جسمی و روحیات توجه کن و مطمئن باش این توجه به خودت، کل زندگیات رو بهبود میده.
برای تقویت هسته مرکزی باید چکار کرد؟:
خواب کافی: خوابیدن به اندازه کافی، تمرکز و انرژی شما را افزایش میدهد.
تغذیه سالم: غذاهایی مصرف کنید که انرژی پایدار و تمرکز را تقویت کنند.
نظم در کار: سعی کنیم در همه کار ها نظم داشته بشیم که اولویت در بین همه کار های روزمره ما خواب ما هست!
نظافت: همیشه یک وقت خاص و کوتاهی رو برای نظافت شخصی مثل مرتب کردن اتاق و یا میز کار برای خودتون داشته باشید
ورزش: فعالیتهای بدنی نهتنها سلامت جسمی، بلکه سلامت ذهنی شما را نیز تضمین میکند.
تفریح و استراحت: زمانی را به فعالیتهایی که شما را خوشحال میکنند اختصاص دهید.
شما اولین قدمی که باید برای مدیریت زمان کل کار های خودتون بردارید این است که اول یک برنامه ریزی خوب، دقیق و منعطف از کار های شخصی خودتون داشته باشید!
که مثلا ساعت خواب، تغذیه من، مقدار ورزش روزانه من و تفریح روزانه یا هفتگی من دقیقا چه چیز هایی هست!
بعد از این موارد میتونید روی روابط و کار های خود نیز سرمایه گذاری کنید و برنامه ریزی دقیقی در مورد اونها نیز داشته باشید.
به یاد داشته باشید، وقتی خودساخته شدید، میتوانید روابط و کار های خود را نیز بسازید!
معرفی کتاب: جیمز کلیر در کتاب عادت های اتمی دقیقا به همین مطلب اشاره میکنه و میگه هرکسی به هر عادت کوچیکی که در خودش ایجاد میکنه، شاید اول براش کم اهمیت باشه اما بعد از گذشت چندسال قطعا نتایج خیلی بزرگی از این عادات میگیره، اگر دنبال یک کتاب خوب در همین مورد میگردید من این کتاب رو به شما پیشنهاد میکنم
خب تا اینجا ما دایره مرکز که خودمون باشه رو کامل توضیح دادیم، اما اون دو دایره دیگه چی؟
باید بگم این سلسله مقالات فقط بخشی از محتوای یک دورهی کامل هستند، دورهای که بیش از 8 ساعته و در قالب 24 قسمت با زبانی طنز، خودمونی و جذاب تمام اصول رسیدن به تمرکز رو بررسی میکنه!
استاد این دوره سید کاظم روحبخش، از تمام زاویه ها به تمرکز نگاه کردند که بخشی از اونها، برنامه ریزی و اصول مدیریت زمان است که ما در این مقاله بررسی کردیم.
اگر دوست دارید یک محتوای درجه یک، غنی و کاربردی داشته باشی، پیشنهاد میکنم حتما این دوره رو خریداری کنی!
در آخر این دوره نیز پاورپوینت کل جلسات خدمت شما تقدیم میشه که خیلی بدرد فعالان فرهنگی، معلمان عزیز و طلاب گرامی میخوره، و کارشون رو برای ارائه این محتوای درجه یک راحت میکنه.
دیگه فکر نکنم لازم باشه که بگم استفاده و ارائه این محتوا به دیگران با بیان خودتون هیچ مشکلی نداره!
تنها شرط خرید دوره این است که لینک هایی که دریافت میکنید رو با کسی به اشتراک نگذارید!
حالا بریم به ادامه بحث خودمون.
در این جا به اصل سوم برنامه ریزی میپردازیم یعنی:
اصل سوم: چند کار را با هم انجام نده
تا اینجا دو نکته اساسی رو گفتیم: اینکه به جای تمرکز روی خروجیها، به ورودیها توجه کنیم، و اینکه روی خودمون، یعنی هسته مرکزی زندگی، سرمایهگذاری کنیم.
اما حالا میخوایم برسیم به سومین و شاید حیاتیترین نکته برای مدیریت بهتر زمان و افزایش تمرکز:
اجتناب از انجام همزمان چند کار.
منظورم این نیست که صرفا چند کار رو باهم همزمان انجام نده، موضوع اینه که تو باید برای کارت ارزش قائل باشی، به خودت و برنامهات احترام بذاری.
این یعنی وقتی داری روی کاری تمرکز میکنی، باید اجازه ندی چیزی حواست رو پرت کنه یا زمانت رو بدزده، مخصوصاً درخواستها و نیازهای دیگران.
حتماً پیش اومده که داری یه کار مهم انجام میدی، ولی یه نفر تماس میگیره یا ازت میخواد یه کاری براش انجام بدی.
خیلی وقتها از سر رودربایستی یا ترس از اینکه کسی فکر کنه خودت رو میگیری یا آدم خودخواهی هستی، نمیتونی به درخواستهای دیگران نه بگی.
این دقیقاً چیزیه که باعث میشه تمرکزت نابود بشه و روی تمام برنامه ریزی هایی که کردی پا بگذاری.
تو وقتی دائم خودت رو در اختیار بقیه بذاری، عملاً داری ارزش زمان خودت رو که کلی انرژی برای مدیریتش مصرف کردی نادیده میگیری.
پس اینجا اصل موضوع اینه که یاد بگیری روی کارت تمرکز کنی و برای کار و زمان خودت احترام قائل بشی.
این قدرت نه گفتن، خودش میتونه بخش زیادی از قدرت تمرکز شما رو حفظ کنه و باعث پایبندی بیشتر شما روی برنامه ریزی خودتون باشه!
خوبه آدم همیشه یک قانون برای خودش داشته باشه که: اگه یه نفر وسط کارت اومد و ازت چیزی خواست، لازم نیست فوراً جوابش رو بدی.
به جای اینکه بگی "باشه، الان میام"، بهش بگو: "فعلاً سرم شلوغه، بعداً این موضوع رو بررسی میکنم."
این رفتار، هم بهت کمک میکنه کار خودت رو با کیفیت و تمرکز انجام بدی،
هم به بقیه نشون میده که برنامهریزی داری و زمانت برات ارزشمنده.
هم باعث میشه شخصیت شما در ذهن دیگران شکل بگیره و جا بیفته
حالا بیایم دو نکته مهم رو درباره این موضوع بیشتر بررسی کنیم:
از تمسخر دیگران نترس.
کار عمیق خیلی بهتر از کار سطحیه.
1. از تمسخر دیگران نترس
گاهی اوقات وقتی تصمیم میگیری روی کار خودت تمرکز کنی و به جای اولویت دادن به خواستههای دیگران، به برنامهریزیهای خودت اهمیت بدی، ممکنه بعضیها قضاوتت کنن.
مثلاً بگن: "چقدر خودت رو جدی گرفتی!" یا "دیگه حتی وقت نداری جواب ما رو بدی؟"یا"خیلی حس میکنی گنده شدی!" اما اصلاً نگران نباش.
این واکنشها کاملاً طبیعی هستن.
چرا؟ چون تو داری تغییر میکنی، و تغییر همیشه برای دیگران یه کم عجیب و غیرمنتظره به نظر میرسه.
وقتی شخصیت و رفتار تو تغییر میکنه و یاد میگیری که به زمانت ارزش بدی، طبیعیه که دیگران اولش این رو قبول نکنن.
اونها به نسخه قدیمی تو عادت کرده بودن، نسخهای که همیشه در دسترس بود و فوری به خواستههاشون جواب میداد.
اما حالا تو داری خودت رو جدیتر میگیری و به جای راضی کردن دیگران، روی اولویتهای خودت تمرکز میکنی.
خبر خوب اینه که این تغییرات، هرچند اولش ممکنه مقاومتهایی رو ایجاد کنه، ولی به مرور زمان تأثیرات مثبتی خواهد داشت.
وقتی دیگران ببینن که تو چقدر برای کارت و زمانت ارزش قائلی، کمکم یاد میگیرن به تو و وقتت احترام بذارن.
حتی ممکنه الهامبخش اونها هم بشی و باعث بشی خودشون هم به این سمت حرکت کنن.
پس اگه اول راه با قضاوتها یا حتی مخالفتهایی روبهرو شدی، ناامید نشو.
این یه فرآیند طبیعیه که هر تغییری با خودش میاره.
به راهت ادامه بده و مطمئن باش که شخصیت و عملکرد جدیدت، تأثیر عمیقتری بر اطرافیانت خواهد داشت.
2. کار عمیق خیلی بهتر از کار سطحی است
کار عمیق، به معنای تمرکز کامل و بیوقفه روی یک وظیفه خاص برای مدتزمان مشخص است.
این نوع کار کردن نهتنها باعث کیفیت بالاتر خروجی میشود، بلکه شما را از حواسپرتیها دور نگه میدارد.
اما چطوری کار رو عمیق انجام بدیم؟
زمانبندی کنید:
بازههای زمانی خاصی را برای انجام یک کار تعیین کنید و در این مدتزمان از تمامی حواسپرتیها دوری کنید.
مثلا زمانسنج را در گوشی خود باز کنید و روی حداقل 20 دقیقه تنظیم کنید، بعد از این 20 دقیقه شما آزادید به مدت کوتاهی به چیز هایی که میخواهند حواستان را پرت کنند، بها دهید.
میخواهد گوشی موبایل باشد یا دوست و رفیق یا...
البته این مدت زمان میتونی تغییر کنه، این مدت زمانی که مثال زدم کمترین زمانی است که شما باید برای تمرکز خود بگذارید، و این زمان میتواند تا 1 ساعت و 1 ساعت و نیم هم برود.
اعلانها را خاموش کنید:
گوشی را در ساکت ترین حالت ممکن بگذارید، طوری که حتی روی حالت لرزش هم نباشد.
محیط کاری خود را بهینه کنید:
در محیطی کار کنید که حواسپرتیهای کمتری داشته باشد.
یا اگر اینطور نیست میتوانید دو کارت سبز و قرمز داشته باشید، و هروقت خواستید کسی با شما صحبت نکند و تمرکز شما را به هم نزند، این کارت قرمز را روی دفتر میزتون بذارید، و هر وقت دیگر نیازی به تمرکز انچنانه نداشتید میتونید کارت سبز را روی دفتر میز کارتون قرار دهید.
حرف آخر
بهرهوری بیشتر از زمان به معنای انجام کارهای بیشتر نیست، بلکه به معنای انجام کارهای مهمتر با تمرکز بالا است.
در این مقاله یاد گرفتیم که زمان یکی از ارزشمندترین منابع ماست و برای بهرهوری بیشتر، باید به نحوه مدیریت آن توجه ویژهای داشته باشیم.
با شناخت اهمیت ورودیها و تمرکز بر دلایل اصلی اهدافمان، میتوانیم انگیزه و انرژی لازم را برای دستیابی به موفقیت داشته باشیم.
همچنین، سرمایهگذاری روی هسته مرکزی زندگی، یعنی خودمان، میتواند باعث تقویت عملکرد در سایر حوزهها شود.
از طرف دیگر، اهمیت مدیریت زمان و تمرکز را درک کرده و باید از چندکارگی پرهیز کنیم و برای هر کار زمان مشخصی تعیین کنیم.
یادت باشه که تمرکز روی کار عمیق، به معنای ایجاد فضایی بدون حواسپرتی، کلید موفقیت است.
این مسیر ممکنه در ابتدا برای اطرافیان عجیب به نظر برسه، اما به مرور زمان، زمانی که خودت و دیگران احترام بیشتری برای وقتت قائل بشید، نتایج شگفتانگیزی خواهی دید.
یاد بگیر برای وقتت ارزش قائل باشی، چون وقتی زمانت ارزشمند باشه، همه چیز به سمت بهتر شدن حرکت میکنه.
حالا وقتشه که حرکت کنی، وقت رو از دست نده، روزهای بزرگ در پیش است!
الان سومین مقاله از مجموعه مقالات رشد فردی افزایش تمرکز تمام شد، ما تا الان معنای تمرکز، انواع راه های رسیدن به تمرکز و اصول برنامه ریزی رو پشت سر گذاشتیم، اگر مقالات قبلی رو نخوندید حتما حتما اول برید سراغ اونها تا تمام اطلاعات مورد نیازتون رو بدست بیارید.
در مقاله بعد میخوایم به اراده بپردازیم، یادته تو معنای تمرکز چی گفتیم؟
الان باید بریم سراغ رکن دوم معنای تمرکز، یعنی اراده، باید تا میتونیم این اراده رو تقویت و شارژش کنیم، توصیه میکنم مقاله بعدی رو که این پایین برات گذاشتم از دست ندی که به شدت کاربردی است!
نظرتو در مورد این مقاله با ما به اشتراک بذار...
